× تماس با ما
5 0 نظرات 795 بازدید
تاریخ انتشار 13 - 1399/12/16

اگر به ما بگویید چطور تحریم دور می زنید، قول می دهیم دیگر شما را تحریم نکنیم

اگر به ما بگویید چطور تحریم دور می زنید، قول می دهیم دیگر شما را تحریم نکنیم

اگر به ما بگوييد چطور تحريم دور مي زنيد، قول مي دهيم ديگر شما را تحريم نکنيم!

ارتباط فشار هاي دولت آمريکا براي "توافق گسترده تر" و دولت روحاني براي FATF در چيست؟

 

اخيرا آقاي روحاي در مورد FATF سخناني گفته اند که جالب توجه است، گفته: برجام باشد يا نباشد، تحريم باشد يا نباشد FATF بايد باشد چون هر دو به مثابه "دو پنجره براي ورود هواي تازه" هستند. سخن ايشان در مورد مستقل بودن برجام و FATF تا حدي درست است اما در تکميل صحبت ايشان مي توان گفت که اين دو، در واقع مکمل يک‌ديگرند که با اصرار طرف غربي برجام پيگيري مي شود.

با توجه به هم زماني تمديد مهلت سه ماهه دولت در مورد بازرسي هاي آژانس انرژي اتمي و دور زدن قانون مجلس، و در کنار آن اصرار دوباره دولت بر تصويب لوايح FATF ، شايد بتوان گفت که توافق اخير با آژانس به معني خريدن زمان براي تصويب FATF باشد. دولت اين بار با وعده رفع تحريم قريب الوقوع، براي تصويب اين لوايح فشار مي آورد. غربي ها به دولت وعده مي دهند و دولت با وعده آن ها، در ايران وعده مي دهد.

ايشان در قسمتي از سخنان خود گفته اگر FATF بد است چرا همه کشور ها جهان عضو آن شده اند؟ اين سخن به نوعي هم درست است و هم نادرست. درست است، به اين علت که کشور هاي تشکيل دهنده آن، ابتدائا کشور هاي صنعتي G7 و در راس آن ها آمريکا، از ايجاد آن هدفي را دنبال مي کنند و براي آن ها منافعي در بردارد. اما آيا منافع آن ها با منافع ما هم پوشاني دارد؟ 

با يک نگاه کلي مي توان گفت که مقايسه ايشان اساس غلط است. به جز موارد استثناء ، هيچ کدام از اين کشور ها مثل ايران تحريم نيستند، و نيرو هاي نظامي آن ها در ليست تروريستي آمريکا قرار ندارند. حتي دولت جديد آمريکا نيز ترور شهيد سردار سليماني را اقدام درستي مي داند.

لازم است بدانيم که اين لوايح، نه يک پيمان بين المللي، که يک پيمان بين چند کشور (بين الدولي يا Governmental- Inter) است. اين نهاد 37 عضو و دو عضو همکار دارد. مهم ترين اعضاي آن آمريکا، روسيه، چين عربستان، رژيم صهيونيستي و ديگر کشور هاي متحد آمريکا هستند و به نوعي، با فرض مثبت بودن آن براي ايران، با وجود تحريم ها هيچ تاثير‌ مثبتي نمي تواند بر اقتصاد ايران داشته باشد . نکته جالب اين که دولت روحاني، حتي در مورد کشور هاي همسايه، مثل ارمنستان، نبود FATF را دليل پايين بودن روابط اقتصادي مي داند. رييس اتاق بازرگاني ايران- ارمنستان گفته بود که " دليل پايين بودن روابط تجاري ما با ارمنستان، نبود ارتباط بانکي بين دو کشور است، به خصوص در بحث FATF و مبارزه با پولشويي قاچاق، دولت ارمنستان بسيار سخت گير است" (30 /11 /1398 )حال آنکه اصلا خود ارمنستان عضو FATF نيست و البته اين سخن، با سخنان وزير اقتصاد ارمنستان بعد از سفر به ايران مبني بر اينکه "سطح روابط اقتصادي بين ايران و ارمنستان با سطح روابط دو کشور تناسب ندارد" متناقض است. به خصوص بعد از جنگ قره باغ، ارمنستان مصمم بود که ايران را جايگزين ترکيه در اقتصاد خود کند. در مورد کشور هاي متحد مثل روسيه يا سوريه هم وضع به همين منوال است. ما در بازار سوريه کم‌ترين سهم را داريم و حتي ترکيه، که با سوريه در حال جنگ مستقيم است، سهم بسيار بزرگي از بازر سوريه در اختيار دارد و اين به معني آن است که ظاهرا سوريه‌اي ها، چاره اي جز اين نداشتند که خلاء اقتصادي کشوررشان را به وسيله ترکيه پر کنند.

اما نگراني مخالفان FATF چيست؟ از اصلي‌ترين داليل مخالفت با اين لوايح، "بسته شدن راه تحريم" است. در سال هاي گذشته يکي از اصلي ترين چالش‌هاي صادرات انرژي ايران، بحث ارسال سوخت به ونزوئلا بوده. با اين که محموله صادراتي از آن کشور ما است و هم فروشنده (ايران) و هم خريدار (ونزوئلا) به انجام معامله راضي هستند، و اين معامله اصولا به هيچ طرف سومي ارتباط ندارد، بنا به حکم وزارت خزانه‌داري آمريکا، در صورت توقيف نفت‌کش‌هاي ايراني محموله آن‌ها را مصادره مي کنند. اخيرا نيز اعلام کردند که با فروش بنزين 4 نفت‌کش ايراني، 40 ميليون دلار درآمد حاصل از آن را صرف "قربانيان تروريزم دولتي" مي‌کنند. ضمن اين که ونزوئلا، خود کشور نفت‌خيزي است که به دليل تحريم‌هاي يک جانبه آمريکا توان توليد بنزين ندارد و ممکن بود که مشابه همين اتفاق در ونزوئلا، در سال 89 در مورد ايران هم اتفاق بيفتد. آمريکا با اين ادعا که دولت مادورو و پيروزي او در انتخابات ونزوئلا را به رسميت نمي‌شناسد، تحريم‌هاي شديدي بر اين کشور وضع کرده و ناگفته مشخص است که نبود بنزين در ونزوئلا فقط به ضرر مردم اين کشور است نه حکومت آن، و البته اين نکته‌اي است که مي‌تواند براي ما بسيار درس‌آموز باشد، به اين معني که اصولا ديپلماسي نيز بر پايه قدرت بنا مي‌شود، نه بر پايه "تنش زدايي".

نکته بسيار مهم ديگر در اين مورد اين که حتي آقاي زيباکلام، که از طرفداران سرسخت تصويب FATF بوده (و احتمالا هست) و عواقب عدم تصويب و عواقب عدم تصويب آن را متوجه "تندرو ها" مي دانست، به اين نکته اذعان کرده که "در صورت پذيرفتن FATF ديگر از دور زدن تحريم خبري نيست، چرا که با پذيرش آن، تمام معادالت بانکي، نقل و انتقلات تجاري، واردات و صادرات، حواله جات ارزي و... براي طرف خارجي معلوم و مکشوف مي شود". FATF شفافيت در امور مالي کشور مطلوب است، اما براي چه کسي؟ براي کسي که ما را تحريم مي کند؟!

پذيرش FATF از سوي ايران، به اصرار طرف هاي خارجي است. حتي پمپئو وزير امر خارجه پيشين در دولت ترامپ هم در کنفرانس مشترکي با همتاي آلماني خود، از ايران خواسته بود که دو اليحه باقي مانده از لوايح FATF يعني "کنوانسيون تامين مالي تروريزم، CFT ”و کنوانسيون "پالرمو در مورد جرائم بين المللي سازمان يافته" را "بدون تاخير" و "بي قيد و شرط، و استثنا"بپذيرد. در مورد ايران، از نظر آن‌ها هم دور زدن تحريم و هم مخارج نظامي، مصداق "پول شويي" و "تامين مالي تروريزم" تعريف مي‌شود و اين را انکار هم نمي‌کنند. اخيرا ، وندي شرمن که پيش از اين از دولت بايدن خواسته بود تا فورا به برجام بازگردد، نيز در اظهارات جديدش گفته که "ما اکنون در سال 2016 نيستيم و شرايط ژئوپوليتيک منطقه تغيير کرده". شرمن قبل از اين از دولت بايدن خواسته بود که سريعا به برجام برگردد، چرا که "وقت رو به اتمام است و ايراني ها تا مدتي ديگر انتخابات رياست جمهوري برگزار مي‌کنند و احتمال پيروز شدن تندرو ها (Hardliners) زياد است و اگر اين طور شود خودتان حدس بزنيد چه مي‌شود" که از اين سخنان مي‌توان اين طور برداشت کرد که او، دولت روحاني را در ايران به مثابه متحدي براي خويش مي‌بيند و البته، همان‌طور که انتخابات  آمريکا، براي ما مهم است، انتخابات در ايران هم براي آمريکايي‌ها اهميت ويژه دارد. به خصوص در شرايطي که دولت بايدن صراحتا مي‌گويد که مي‌خواهد از اهرم تحريم‌ها براي بازگرداندن ايران به تعهدات برجام و سپس مذاکره در مورد مسائل موشکي و منطقه‌اي استفاده کند، واضح است است که حتي با بازگشت ظاهري آمريکا به برجام، تحريم‌ها هم‌چنان به عنوان اهرم فشاري بر ايران استفاده مي‌شود. تنها اهرم فشار ايران، کم کردن تعهدات برجامي و نظارت بازرسان آژانس بود، که آن هم با سفر اخير رافائل گروسي و توافق اخير دولت با آژانس از دست رفت. علاوه بر اين خبر مي رسد که دولت توليد اورانيوم فلزي را هم متوقف کرده تا در کنار هم، اهرم فشار دولت بايدن براي وادار کردن ايران به مذاکرات حساس تر، که عملا مربوط به خلع سلاح ايران هستند، براي آمريکا باقي بماند. اين در شرايطي است که پس از تصويب برجام که راه رسيدن به سلاح اتمي را براي هميشه بست و خيال طرف‌هاي غربي را از اين موضوع راحت کرد، و در عين حال تحمل تحريم و ترور دانشمندان هسته‌اي در خاک خود، اين ما هستيم که بايد براي طرف غربي شرط بگذاريم، و نه برعکس.

در چه صورت از ليست سياه FATF خارج مي‌شويم؟

در مجموع اين بحث مي توان گفت که انگيزه دولت‌هاي غربي از فشار بر ايران براي تصويب لوايح FATF اولا، بستن مسير رود از سرچشمه و از داخل کشور است و ديگر، زمينه سازي براي گسترش توافق هسته‌اي براي در بر گرفتن قدرت نظامي ايران است و اين همان چيزي است که چه در دوران اوباما، ترامپ يا بايدن، آمريکا نتوانسته با قدرت نظامي اش از ايران بگيرد. بنابراين و بنابر استدلالي که در اينجا مطرح شد، اگر آمريکا به اهداف اعالمي خود در گسترش توافق اتمي با ايران به يک توافق اتمي- نظامي نرسد، به هيچ وجه ايران را از ليست سياه FATF خارج نخواهند کرد.

سيد آريا مرتضوي



[1] https://en.mehrnews.com/news/146053/Pompeo-calls-on-Iran-to-ratify-FATF-treaties- 
without-delay 
[2] https://iranprimer.usip.org/blog/2021/jan/26/wendy-sherman-iran 
[3] http://otaghiranonline.ir/news/36599

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/najva/post/61491
0 نظر
دسته بندی