× تماس با ما
2 1 نظرات 950 بازدید
تاریخ انتشار 3 روز پیش

هم‌صدایی دختر آقای هاشمی با نتانیاهو ترامپ و کاسبان تحریم از ۷ سال پیش تا به الان چه چیزی تغییر کرده

هم‌صدایی دختر آقای هاشمی با نتانیاهو ترامپ و کاسبان تحریم از ۷ سال پیش تا به الان چه چیزی تغییر کرده

هم‌صدايي دختر آقاي هاشمي با نتانياهو، ترامپ و کاسبان تحريم؛ از 7 سال پيش تا به الان، چه چيزي تغيير کرده

بعيد است کسي اين سخن آقاي هاشمي در دفاع از برجام را، که "دلواپسان با نتانياهو هم صدا شده اند"، فراموش کرده باشد. اين جمله که براي دفاع از برجام گفته شد، در اصل، انعکاس اختلاف نظر نتانياهو و اوباما درباره برجام، در ايران بود. صرف نظر از اينکه آيا ادعاي نتانياهو درباره برجام واقعيت داشت يا نه، اين اختلاف نظر در نهايت به پذيرش برجام در نزد افکار عمومي ايران، به عنوان يک 'اتفاق مطلوب' کمک کرد، چرا که خود نتانياهو در ايران به عنوان يک 'عنصر نامطلوب' شناخته مي شد.

بااين وجود، اخيرا خانم فائزه هاشمي در يک مصاحبه، علاوه بر نقل خاطره اي از سردار سليماني و پدرش، درباره رفتن به سوريه، مي گويد "دوست داشته ترامپ راي بياورد، چرا که فشار هاي ترامپ ممکن است باعث تغيير رفتار حاکميت شود" و ادامه مي دهد که "دموکرات ها شل و ول هستند و کمتر سخت گيري مي کنند"، و از سوي ديگر، از "سرکوب معترضان" گلايه مي کند. آقاي زيباکلام نيز با انتشار يک توييت و يک پست اينستاگرامي، از ايشان پشتيباني کرده و گفته "ايشان حرف دل ميليون ها ايراني را زده است". 
آيا چيزي ناگهان تغيير کرده؟
از اصلي ترين استدلال هاي حاميان برجام همين بوده که 'مخالفان برجام' را به عنوان 'مخالفان برداشته شدن تحريم' يا حتي 'کاسبان تحريم' معرفي کنند. حتي بعد از خروج آمريکا از برجام و بيشتر شدن تحريم ها، باز هم اين استدلال را رها نکرده و اين بار، مخالفان‌برجام را هم‌صدا با ترامپ ناميدند. در استدلال افرادي همچون آقاي تاجزاده، کاملا مي شد ديد، هر وقت که از ايشان راجع به دستاورد برجام سوال مي شود، مي گفتند که "برجام با نظارت رهبري و تصميم کل نظام بود" و هر وقت که مي خواهند براي مذاکره مجدد با ترامپ تبليغ کنند، از برجام دفاع مي کردند. اما اين استدلال ها در صورتي مي توانست درست باشد که اصولا ما 'برجام' را معادل 'رفع تحريم' درنظر بگيريم و حال آنکه مي دانيم چنين نيست و اصولا برجام چنين قدرتي نداشت. براي اثبات، به اين سخن آقاي همتي، رييس وقت بانک مرکزي درباره دستاورد "تقريبا هيچ" برجام رجوع کنيد که البته در زمان آقاي اوباما بود. در واقع همه 'مخالفان برجام'، لزوما 'مخالف مذاکره' نبودند و البته که 'چگونه مذاکره کردن'، از 'مذاکره به هر قيمتي'، مهم تر است ("هر توافقي از توافق نکردن بهتر است"، آقاي ظريف، وبسايت "ديپلماسي ايراني"). همه اين ها درحالي است که خود دولت آقاي روحاني، با پخش ارز رانتي 4200 توماني براي کاسبان تحريم، کم نگذاشت.
پس از سال ها، از "برداشته شدن سايه جنگ" به عنوان تنها دستاورد برجام ياد مي شود، تا جايي که مثلا آقاي رمضان زاده، سخنگوي دولت اصلاحات در يک توييت، خطاب به نمايندگان مجلس مي نويسد، "اگر راست مي گوييد و جرئتش را داريد و مخالف برجام هستيد همين امروز از برجام خارج شويد". البته اين تلويحا به معناي آن است که برجامي که قرار بود سايه جنگ از سر کشور ما بردارد، خودش شده سايه جنگ. مغلطه ديگري که در اين سخن وجود دارد اين است که ايشان، وارد شدن به برجام و امضاي آن را به آساني خارج شدن از آن لحاظ کرده و حال آن که مي دانيم اين چنين نيست. در واقع به تعبير آقاي روحاني قبل از برجام، "بيرون آوردن يک سنگ از ته چاه، به آساني انداختن آن به درون چاه نيست". البته از اين نکته هم صرف نظر مي کنيم که پس از طرح مجلس براي از سر گيري غني سازي اورانيوم، ايشان بار ديگر در توييتي به مخالفت نتانياهو با برجام اشاره، و‌ ضمن مخالفت گفت که "بدانيد که نتانياهو، بازگشت به برجام را حرام اعلام کرده!".
همه اين ها در حالي بود، که مقامات دولت اوباما، از توافقي "قابل راستي آزمايي، و نه بر پايه اعتماد"، سخن مي گفتند، "اعتماد"ي که در اينجا با جمله ي "امضاي کري تضمين است" شناخته مي شود. 
اين تعارض در حرف هاي ترامپ هم وجود داشت. چرا ترامپ از يک سو براي براندازي حکومت تلاش مي کرد و از سوي ديگر، حتي پس از ترور سردار سليماني،‌ پيشنهاد مذاکره ميداد؟ مثل اين است که شما فردي را به زور و با توهين بر سر يک ميز بياوريد و بگوييد، "بيا با هم تعامل کنيم". هيچ بعيد نبود که ترامپ، تحت تاثير حرف هاي اين جريان سياسي در کشورمان فکر کند که، "نکنه اينها واقعا دارند از تحريم کاسبي مي کنند و ما بي خبريم؟" و توييت بزند که "اي کاسبان تحريم! چرا نمي آييد با من مذاکره؟!"
از بحث‌بالا، اين طور مي توان نتيجه‌گرفت که هدف مذاکره، هرچه که باشد، برداشته شدن تحريم هاي مردم ايران نيست. وضع امروز کشور ما، مانند قلعه ايست که از بيرون در محاصره نظامي و اقتصادي قرار دارد و هدف تحريم هم، باز شدن دروازه شهر است. آنچه که "جريان تحريف" به دنبال آن است، نه به قول مذاکره طلبان، "تعامل" است و نه حتي به قول ترامپ، "معامله"، هدف چيزي نيست جز خلع سلاح ايران.

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/najva/post/60912
1 نظر
ابوالقاسم یوسفی ابوالقاسم یوسفی 14:08:09 - 1399/10/25
گاهی اوقات آدم در ایرانی بودن بعضی ها شک می کند!
دسته بندی