× تماس با ما
1 0 نظرات 529 بازدید
تاریخ انتشار 17 روز پیش

برنامه جو بایدن برای از سرگیری تعامل با ایران

برنامه جو بایدن برای از سرگیری تعامل با ایران

برنامه جو بايدن براي از سرگيري تعامل با ايران 

 

انديشکده «کارنگي» با انتشار گزارشي ضمن پرداختن به رويکردهاي سياست خارجي دولت «جو بايدن»، توصيه و برنامه‌هايي را در زمينه نحوه تعامل واشنگتن با تهران درمورد بازگشت به برجام مطرح کرده است.

 پيروزي «جو بايدن» در انتخابات رياست جمهوري آمريکا  که هنوز نهادهاي رسمي اين کشور آن را تائيد نکرده اند، گمانه زني در مورد سياست‌ها و اهداف وي را تقويت کرده است. اگرچه مباحث اقتصادي و مديريت بيماري کرونا در عرصه داخلي ايالات متحده براي دولت وي از اولويت بسيار بالايي برخوردار هستند اما در حيطه سياست خارجي هم کاخ سفيد نيازمند اقداماتي براي سر و سامان دادن به موقعيت و اعتبار بين المللي واشنگتن است.
 

به اعتقاد تحليلگران نوع تعامل ايالات متحده با ايران يکي از مهمترين پرونده ها براي دولت بايدن خواهد بود تا هم از منافع آمريکا در خاورميانه محافظت کند و هم اعتبار از دست رفته اين کشور در دوره «دونالد ترامپ» را ترميم کند.

انديشکده «موقوفه کارنگي براي صلح بين‌المللي» در گزارشي مبسوط با عنوان «توافق هسته‌‍‌اي ايران و کاخ سفيد دموکرات» به ارزيابي سياست هاي بايدن در دوره حضور دوباره در کاخ سفيد پرداخت است.

گمان مي رود دولت «جو بايدن» در صورت پيروزي در انتخابات سوم نوامبر احتمالا حرکت ديپلماتيک زودهنگامي را براي کاهش تنش‌ها با ايران در پيش خواهد گرفت. بايدن گفته است اگر ايران به صورت کامل به توافق هسته‌‍‌اي متعهد بماند وي هم مايل به بازگرداندن ايالات متحده به توافق است. در اين صورت تهران خواستار کاهش قابل توجه تحريم‌ها و جبران خسارت اقتصادي ناشي از تحريم‌هاي ايالات متحده خواهد شد.

 

پيشنهادات و سناريوهاي گوناگوني براي کاهش سريع تنش‌ها ميان ايران و آمريکا پس از انتخاب بايدن مطرح شده به اعتقاد تحليلگران اين انديشکده کارآمدترين آن‌ها رويکرد مرحله به مرحله‌ است. نقطه آغازين اين تلاش‌ها نيز بر مبناي برجام پيشنهاد شده است به گونه‌اي که ابتدا از موضوعاتي که کمتر تنش‌زا هستند شروع و موضوعات پيچيده‌تر به آينده موکول شود.
 

در هر صورت بازگشت کامل به توافق بدون پرداختن به نارضايتي و شکايت ايران، غيرقابل تصور است.
 

خروج ترامپ از برجام و بي‌عملي اروپا
در سال 2018 رئيس جمهوري دونالد ترامپ به صورت يکجانبه ايالات متحده را از توافق با ايران خارج کرد و از آن زمان تاکنون سياست «فشار حداکثري» را عليه اين کشور به اجرا در آورد. به موازات آن، ترامپ به خروج نيروهاي نظامي خود از خاورميانه سرعت بخشيد تا يکي از وعده‌هاي انتخاباتي خود در زمينه پايان دادن به جنگ‌هاي بي پايان آمريکا را عملي سازد. ايالات متحده در دوره رياست جمهوري «باراک اوباما»، به اندازه قابل توجهي از حضور خود در منطقه کاسته بود. در مقايسه با ترامپ اما اوباما آگاه بود که خلائي که خروج ايالات متحده ايجاد مي کند بايد به وسيله توافقي با ايران جبران شود.

 

کشورهاي اروپايي که توافق هسته‌‍‌اي با ايران را امضا کرده بودند، به حمايت خود از کل توافق ادامه دادند اما قادر نبودند مانع ايران از نقض برخي تعهدات موجود در توافقنامه شوند. اقدامات ايران واکنشي بود به سياست فشار حداکثري دولت ترامپ که شرکت‌هاي اروپايي را با تحريم‌هاي فراسرزميني خود، تهديد به مجازات مي‌کرد. 
 

بنابراين سياست ايالات متحده، اتحاديه اروپا را در موقعيتي قرار داد که قادر نبود و هنوز هم نمي‌تواند به وعده‌هاي خود در زمينه کمک اقتصادي موثر به ايران در ازاي صرف نظر کردن از حق توليد سلاح هسته‌‍‌اي جامه عمل بپوشاند. صرف نظر از اينکه اتحاديه اروپا تحريم‌هاي اقتصادي را که از سوي ايالات متحده عليه ايران اجرا مي شود در تضاد با قوانين بين المللي مي داند يا نه، شرکت‌ها و بانک‌هاي اروپايي به شدت نسبت به پيامدهاي احتمالي سياست تحريمي از ميزان ريسک تجارت با ايران نگران هستند.
 

دوره چهار ساله رياست جمهوري، دونالد ترامپ نه تنها برجام را بي‌اثر ساخت بلکه به پايه اصلي چندجانبه گرايي و حقوق بين الملل نيز آسيب‌هاي جدي وارد ساخت. مانورهاي آشکار ترامپ عليه برجام، به ويژه انسجام در شوراي امنيت را خدشه دار کرد. اقدامات وي اتحاديه اروپا را به حدي نگران کرد که فرانسه، آلمان و بريتانيا احساس وظيفه کردند تا بيانيه‌اي رسمي صادر و تاکيد کنند که آن‌ها «به حفظ فرايندها و نهادهايي که براساس چندجانبه گرايي بنا شده، متعهد هستند».
 

چالش‌هاي بايدن
انبوهي از چالش‌ها در مسير احياي توافق هسته‌‍‌اي وجود دارد که بازگشت دولت بايدن به برجام را از يک تغيير ساده و راحت سياسي متمايز مي‌کند. تهران پيش از بازگشت به اجراي کامل توافق، درخواست دريافت غرامت براي آسيب اقتصادي که به وسيله تحريم‌هاي واشنگتن متحمل شد، مطرح کرده است. همچنين ايران انتظار دارد ضمانت‌هاي موثري در کاهش تحريم‌ها کسب کند. در همين حين مشخص نيست که آيا در ايالات متحده تحرک سياسي براي اقدام گسترده و برداشتن تحريم‌ها وجود داشته باشد.

 

در خلال کارزار انتخابات رياست جمهوري 2020، جو بايدن معاون رئيس جمهوري پيشين ابراز تمايل کرد که ايالات متحده را به برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) باز گرداند اگر ايران هم بندهاي توافق را رعايت کند. علاوه بر اين وي در زمينه اهميت ديپلماسي و نياز ايالات متحده به بازسازي روابطش با نزديکترين و مهمترين متحدانش در اروپا نيز سخن گفت. متحداني که از نظر بيشتر آن‌ها خروج از برجام يکي از بزرگترين اختلاف نظرها با دولت دونالد ترامپ بود. بايدن اظهار داشت که فراتر از بازگشت به برجام، او به دنبال استفاده از ديپلماسي سختگيرانه براي تقويت و توسعه توافق هسته‌‍‌اي است.
 

دولت بايدن هنگامي که به تعامل دوباره ديپلماتيکي با ايران مي‌انديشد با چندين چالش روبرو خواهد شد که عبارتند از: يک برنامه کامل معتبر داخلي و بين المللي؛ شرکاي جهاني و منطقه‌اي که ديدگاه‌هاي متناقضي دارند؛ فشارهاي سياسي در داخل و منافع ملي ايالات متحده که با سياست‌هاي خاورميانه و برنامه هسته‌‍‌اي ايران مرتبط هستند.
 

اجماعي در ميان کارشناسان سياست خارجي در حزب دموکرات و اعضاي کنگره وجود دارد که خروج از برجام را يک اشتباه مي‌داند. درواقع توافق هسته‌‍‌اي از بسياري جنبه‌ها نمايه‌اي کلان تر از سوي دموکرات‌ها است که بر اهميت و کارآيي ديپلماسي به عنوان يک ابزار تاکيد دارد و در تضاد شديد با رويکرد استفاده از نيروي نظامي براي پرداختن به مشکلات بين المللي قرار دارد.
 

اگرچه در اوايل دوره رياست جمهوري بايدن چالش هاي گوناگون داخلي و بين المللي اولويت دار هستند اما رسيدگي نکردن به موضوع توافق برجام، ظرفيت آن را دارد که موجب پريشاني بيشتر اوضاع شود.
 

بايدن در کسوت رئيس جمهوري فضاي بيشتري را براي کار نسبت به دوره اوباما حداقل در چارچوب حزب دموکرات دارد. پس از چهار سال رياست جمهوري دونالد ترامپ، بيشتر دموکرات‌ها و حتي برخي محافظه کاران تمايل دارند تا به او فرصت بازگشت اوليه به برجام را بدهند. حتي مخالفان توافق اوليه در حزب دموکرات هم با خروج يکجانبه ترامپ از برجام مخالف بودند.
 

سوال بي‌پاسخي وجود دارد که آيا دولت بايدن مي‌تواند حمايت جمهويخواهان را در مورد راهبردش در برابر ايران جلب کند؟ اين امر اهميت فوق العاده‌اي دارد زيرا مخالفت شديد جمهوريخواهان با برجام نقش چشمگيري را در تصميم ترامپ براي خروج از توافق داشت. دولت بايدن سعي خواهد کرد هر معامله‌اي با ايران را به عنوان گامي ضروري با هدف ايجاد تغيير در مسير سياست خارجي ايالات متحده و راهي براي کاهش تمرکز نظامي در خاورميانه نشان دهد تا بتواند انرژي بيشتري را به مقابله با چين اختصاص بدهد؛ اين امر مي تواند براي برخي جمهوريخواهان جذاب باشد.
 

همچنين بازگشت آمريکا به برجام مي‌تواند به عنوان عنصر مرکزي تلاش اين کشور براي بازسازي اعتماد اروپا تلقي شود؛ بدون ترديد اين امر اولويت اصلي براي دولت بايدن خواهد بود. در خاورميانه اما پيوستن دوباره ايالات متحده به برجام با مخالفت‌هاي جدي به ويژه از سوي اسرائيل روبرو خواهد شد که بايد از سوي رئيس جمهوري مديريت شود.
 

نحوه آغاز تعامل با ايران
در حاليکه دولت بايدن بايد با اين محدوديت‌ها بجنگد مجبور است تا به توافقي دست يابد که براي ايران هم قابل قبول است. اين ميراث شامل بي‌اعتمادي عميق به ايالات متحده _که پس از خروجش از برجام ايجاد شد، درخواست ايران براي دريافت غرامت به دليل نقض توافق از سوي ايالات متحده و تغيير سياست داخلي ايران -تحت تاثير انتخابات رياست جمهوري ماه ژوئن- مي‌شود.

 

رئيس جمهور بايدن پس از روي کار آمدن، ممکن است به دو گام اوليه متعهد شود. مرحله نخست لغو ممنوعيت تبعيض آميز سفر به آمريکا خواهد بود که ايرانيان را به علت سطح حضور شهروندانش در ايالات متحده، بيشتر از ديگر ملت‌ها تحت تاثير قرار داد. گام دوم به تخفيف فوري تحريم‌هاي مرتبط با مقابله با بيماري کوويد 19 مربوط خواهد بود که با صدور مجوز براي تجهيزات درماني و دارويي به صورت يک کانال اختصاصي براي بانک‌هاي بين المللي، شرکت‌هاي حمل و نقل، بيمه‌ها و ديگر شرکت‌هاي خدماتي براي کمک به دسترسي ايرانيان به درمان پزشکي همراه خواهد بود.
 

همچنين دستورالعمل تحريمي جديدي براي اين گروه‌ها و سازمان‌هاي امدادرسان بين المللي صادر خواهد شد تا نحوه کار فوري، مستقيم و قانوني آن‌ها در قبال اين تراژدي در ايران بدون هراس از مجازت تعيين شود. همچنين بايد براي نهادهايي که قبلا مراقبت‌هايي عليه آن ها صورت مي‌گرفت نامه‌هاي تسهيل سازي صادر شود تا به آن‌ها اطمينان دهد اگر در تجارت بشردوستانه با ايران به منظور حمايت از تهران در پاسخدهي به کوويد19  اقدام کنند، هدف تحريم ايالات متحده قرار نمي گيرند.  
 

تنظيمات هر گام اوليه ديپلماتيک بايد براساس «آرامش براي آرامش» در منطقه و براي کاستن از سطح تنش‌هايي صورت بگيرد که در يک سال گذشته در منطقه رخ داد. چنين ترتيباتي لازم نيست که با جزئيات و مفصل بيان شود اما هر دو طرف ايران و آمريکا بايد از حملات و فشار خود بکاهند.
 

دولت جديد ايالات متحده در مورد پرونده هسته‌‍‌اي ايران چند گزينه دارد. نخست بازگشت دوطرفه واشنگتن و تهران به برجام است. در اين مرحله برنامه هسته‌‍‌اي ايران در ازاي بيشترين مقدار کاهش تحريم‌ها به عقب باز مي گردد. اين ممکن است آسانترين توافقي باشد که به سرعت قابل حصول است زيرا چارچوب آن در قالب برجام پيش از اين طراحي شده است. از ديدگاه قوانين ايالات متحده، اين امر نيازمند بازبيني کنگره نيست زيرا برجام در سال 2015 تحت قانون بازنگري هسته‌‍‌اي ايران (INARA) مورد ارزيابي قرار گرفت.
 

اين گزينه همچنين تاثيرگذارترين اقدام بر گروه 1+5 نيز محسوب مي‌شود به ويژه براي متحدان اروپايي که برجام را ارزشمند مي دانند و براي هر فردي که موفقيت اين اقدام را نشانه‌اي بارز از کارآمدي ديپلماسي چندجانبه مي‌داند.
 

گزينه دوم در پرونده هسته‌‍‌اي شامل توافقي کوچکتر مشابه برنامه اقدام مشترک (JPOA) است که در سال 2013 تصويب شد. اين توافق موقت برنامه هسته‌‍‌اي ايران بود که به برجام منتهي شد يا همچون تلاش «امانوئل مکرون» رئيس جمهوري فرانسه در سال 2019 که براي گفت وگو بر سر يک معامله بين دولت ترامپ و ايران وارد عمل شد.
سومين گزينه درپرونده هسته‌اي، مذاکره فوري بر سر توافقي تازه بر روي برجام است که به مسائلي گسترده مي پردازد. در مقابل ايالات متحده کاهش تخفيف‌هاي بيشتر از برجام را قبول مي کند که شامل فقط شامل تحريم‌هاي ثانويه نمي‌شود بلکه برخي محدوديت‌ها براي شرکت‌هاي ايالات متحده درتجارت با ايران را هم شامل مي‌شود و به ايران مجوز استفاده از دلار را در معامله‌ها مي‌دهد.

 

ضرورت بنيانگذاري تعاملي واقع بينانه
در اين فرايند پيش از حضور دولت جديد در ايالات متحده، اروپا نقشي مهم برعهده دارد. در خلال اين زمان، اروپا بايد همان نقشي را ايفا کند که در چهار سال گذشته داشت: محافظت هرچه بيشتر از گزينه‌ها از طريق تعامل با هر دو طرف ايران و ايالات متحده؛ ضمن آنکه اروپا بايد براي حفظ برجام تلاش کند. اروپايي‌ها همچنين بايد در نظر داشته باشند که دولت تازه بايدن در کاخ سفيد، به دليل هنجارهاي دقيقي که مانع دخالت دولت جديد در سياست خارجي دولت درقدرت مي شود، تا قبل از 20 ژانويه 2021 با ايران تعامل نخواهد داشت.

 

پس از اولين گام احتمالي که بالا توضيح داده شد، تعامل بيشتر ميان ايالات متحده و ايران به احتمال زياد به علت انتخابات رياست جمهوري 2021 در ايران با سکون روبرو مي شود. ايالات متحده نيز به يک مکث قبل از تدوين استراتژي بلندمدت جامع نياز دارد. ازآنجاکه دولت جديد مي‌خواهد به طور کامل منصب‌هاي کليدي را در دست بگيرد، يک بازنگري داخلي گسترده را بايد انجام دهد و با متحدان خود مشورت کند. اين بدان مفهوم خواهد بود که تعامل جدي در زودترين حالت تا تابستان سال 2021 آغاز نخواهد شد. (دولت جديد ايران در ماه اوت آغاز به کار مي کند). هنگامي که تعامل آغاز شد، اين برنامه فراتر از موضوع هسته‌‍‌اي را پوشش مي‌دهد.
 

اين گفت وگو بايد واقع بينانه باشد و در چارچوب گام‌هاي متعادل براي تنش‌زدايي دنبال شود به جاي آنکه با هدف تغيير جهت گيري اساسي در منطقه باشد تا سرانجام يک معامله بزرگ با ايران حاصل شود و به ايجاد ساختار امنيتي کاملا جديدي در منطقه بيانجامد. اگر چنين فرايندي به خوبي پيش برود در پايان قادر به ايجاد تغييرات بنيادين خواهد بود اما عملي شدن آن سال‌ها طول مي انجامد.
 

بهتر است روند فوق با اهداف متوازن شروع شود و به آرامي حرکت کند. نقشه راه ديپلماسي ايران-آمريکا در دولت بايدن به سه مرحله اصلي قابل تقسيم است: توافق بر سر توقف موقت، اجراي کامل دو طرفه برجام و گفتگوهاي هسته‌اي «بيشتر در مقابل بيشتر». درهرصورت، زمان نقشي اساسي را در تثبيت يک نقشه راه ديپلماتيک خواهد داشت.

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/najva/post/60137
0 نظر
دسته بندی