× تماس با ما
1 0 نظرات 702 بازدید
تاریخ انتشار 9 روز پیش

حرام‌زاده خودمانی

حرام‌زاده خودمانی

حرام‌زاده خودماني 

 
  به لطف نظام ناموزون حاکم بر جهان در غم‌بارترين شرايط نيز هميشه چيزي براي خنديدن پيدا مي‌شود.

 

آخرين نمونه آن مي‌تواند نامه پنج‌شنبه گذشته يکي از مديران يونيسف در تقدير از عربستان سعودي باشد. «هنريتا فور» مدير اجرايي صندوق کودکان ملل متحد(يونيسف) در نامه‌اي به «مرکز امداد و اقدامات بشردوستانه ملک سلمان» نقش پادشاهى سعودى براى اقدامات بشردوستانه در حمايت از کودکان يمن را ستود! اين تقدير وقتي جالب‌تر مي‌شود که بدانيم يونيسف دو سال پيش طي گزارشي درباره وضعيت کودکان يمن در جنگي که عربستان به اين کشور تحميل کرده نوشت: «در هر ده دقيقه يک کودک در يمن جان مي‌دهد.»

 

تنها در يک مورد آگوست 2018 اتوبوس دانش‌آموزان يمني در ضحيان؛ هنگام بازگشت از گردش توسط جنگنده‌هاي سعودي بمباران شد و 40 کودک زير 15 سال در اين حمله وحشيانه به شهادت رسيدند. 28 جون 2019 سازمان ملل در گزارش خود اعلام کرد: «در 5 سال و نيم گذشته(از زمان حمله عربستان به يمن در سال 2013) بيش از 7500 کودک در يمن کشته يا معلول شده‌اند.»

 

«ويرجينيا گامبا» نماينده ويژه سازمان ملل در امور کودکان در بحران، وضع را از اين هم وخيم‌تر دانست و گفت: «آسيب کودکان در يمن از زمان اين گزارش بدتر شده است.» با اين حال صندوق کودکان ملل متحد(يونيسف) تصميم گرفت چشمش را بر همه اين جنايات ببندد و اقدامات بشردوستانه ملک سلمان را ستايش کند. اين نهاد بين‌المللي با اين کار يک‌بار ديگر نشان داد مهم نيست چه مقدار دستانتان در خون انسان‌هاي بي‌گناه فرو رفته باشد مهم اين است که در مناسبات بين‌المللي کدام سمت ايستاده باشيد؛ اگر در سمت آمريکا، متحدان و وابستگانش باشيد کثيف‌ترين جنايات هم براي شما اقدامي بشردوستانه تلقي خواهد شد تا جايي که مي‌توانيد رياست کميته مشورتي شوراي حقوق ‌بشر سازمان ملل متحد را هم برعهده بگيريد.
 

در جريان جنگ سوريه اين اتفاق به شکل ديگري تکرار شد. از سال 2013 آمريکا بارها «بشار اسد» را به استفاده از تسليحات شيميايي متهم کرد؛ ادعايي که هر بار از طرف دولت سوريه رد مي‌شد. آمريکايي‌ها حتي توانستند پاي سازمان ملل را هم به ميان بکشند. اگرچه شواهد موجود درباره استفاده ارتش سوريه و ‌تروريست‌هاي مخالف دولت سوريه از اين تسليحات به يک اندازه برابر بود اما سازمان ملل متحد گزارش‌هايي در محکوميت استفاده بشار اسد از سلاح‌هاي شيميايي منتشر کرد.

 

البته آمريکا و به تبع آن سازمان ملل در موارد ديگر هرگز اين اندازه بشردوست ظاهر نشدند! آنها در طول جنگ هشت‌ساله عراق عليه ايران نه تنها نگران استفاده صدام حسين از سلاح‌هاي شيميايي نبودند بلکه طبق اسناد سازمان اطلاعات مرکزي آمريکا(CIA) که سال 2013 منتشر شد آمريکا به‌عنوان يکي از اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل مواد اوليه ساخت تسليحات شيميايي را در اختيار رژيم بعث عراق مي‌گذاشت. آنها در تمام مدت جنگ از حملات شيميايي صدام عليه ايران باخبر بودند اما برخلاف احساس مسئوليت‌شان درباره دولت سوريه، کوچک‌ترين تلاشي براي محکوميت صدام حسين و رژيم بعث عراق صورت نمي‌گرفت.

 

26 آگوست 2013 وقتي «فارين پاليسي» از «ريک فرانکونا»(وابسته نظامي آمريکا در بغداد طي جنگ هشت‌ساله عراق عليه ايران) پرسيد عراق شما(آمريکا) را از حملات شيميايي به ايران مطلع مي‌کرد؛ فرانکونا پاسخ داد: «عراقي‌ها هرگز به ما نگفتند که از گاز اعصاب استفاده مي‌کنند؛ مجبور هم نبودند که بگويند چون ما خودمان مي‌دانستيم.»

 

آمريکا حتي از تصويب قطعنامه‌هايي که اين حملات را محکوم مي‌کردند نيز ممانعت کرد. در واقع صدام حسين تا وقتي همسو با منافع آمريکا پيش‌ مي‌رفت هرگز شامل دغدغه‌هاي حقوق‌بشري آمريکا و سازمان‌هاي بين‌المللي نشد چون يک مهره خودي به‌حساب مي‌آمد.


اين ماجرا در آمريکاي لاتين به مراتب مضحک‌تر است. جايي که «لوئيس پوسادا کاريلس» پس از چندين بمب‌گذاري و عمليات  ‌تروريستي توانست در ايالات متحده مؤسسه‌اي بشردوستانه تأسيس کند! کاريلس يکي از عوامل اصلي بمب‌گذاري در هواپيماي مسافربري کوبا در سال 1976 بود، حادثه‌اي که منجر به کشتار 73 نفر شد. او همچنين به اعتراف خودش در مصاحبه با روزنامه نيويورک‌تايمز در انفجارهاي زنجيره‌اي هتل‌هاي ‌هاوانا که به مرگ يک ايتاليايي منجر شده بود دست داشته است.

 

کاريلس مدتي نيز براي سازمان اطلاعات مرکزي آمريکا(CIA) کار مي‌کرد. همين ارتباط دوستانه‌اش با آمريکا سبب شد تا به اين کشور پناهنده شود و در کمال تعجب بنيادي مدني و انسان‌دوستانه به نام «بنياد ملي کوبا - آمريکا» را پايه‌گذاري کرد. دولت ايالات متحده بين سال‌هاي 1990 تا 1992، از طريق موقوفه ملي دموکراسي (NED) تأمين مالي بنياد ملي کوبا - آمريکا را برعهده داشت.

 

گروهي مخالف کاسترو که در حومه شهر ميامي‌ مستقر بودند. اينکه چطور مي‌شود از ‌تروريستي بدسابقه مثل کاريلس با کارنامه بمب‌گذاري‌هاي متعدد در اماکن غيرنظامي، چهره‌اي بشردوستانه ارائه داد را احتمالا فقط مقامات آمريکايي مي‌توانند پاسخ دهند. اگرچه پاسخ اين سؤال مثل هميشه تکراري است؛ کاريلس نيز مثل صدام حسين، ملک سلمان و بسياري افراد ديگر در دايره دوستان آمريکا قرار داشت.


«افراين ريوس مونت» ديکتاتور نظامي گواتمالا نيز يکي ديگر از اين افراد بود. اکثر منابع در نقش او براي کشتار بيش از دويست هزار نفر از مردم گواتمالا هيچ ‌ترديدي ندارند؛ اتفاقي که به نسل‌کشي گواتمالا معروف شد. سال 1996 کارگروهي با عنوان «شفاف‌سازي تاريخي» تحت نظر سازمان ملل براي تحقيق درباره اين نسل‌کشي تاريخي تشکيل شد.

 

گزارشي که اين کارگروه پس از مدت‌ها تحقيق و بررسي در سال 1999 منتشر کرد عمق فاجعه را نشان مي‌داد: «ايالات متحده طي وحشيانه‌ترين درگيري مسلحانه در آمريکاي مرکزي يعني جنگ داخلي 36 ساله گواتمالا، به نظاميان گواتمالايي که مرتکب «نسل‌کشي» ماياها شده بودند پول و آموزش داده است.» اين کارگروه آموزش افسران گواتمالايي در فنون ضد شورش توسط ايالات متحده آمريکا را عاملي اساسي ذکر کرد که «در طول درگيري‌هاي مسلحانه، تأثير قابل توجهي در نقض حقوق ‌بشر داشته ‌است.»

 

با اين حال نه تنها هيچ محکوميت بين‌المللي متوجه مقامات آمريکايي و ديکتاتور نظامي گواتمالا نشد بلکه «رونالد ريگان» رئيس‌جمهور وقت ايالات متحده در ستايش او گفت: «من مي‌دانم که رئيس‌جمهور ريوس مونت مردي با شخصيتي کامل و متعهد است. مي‌دانم او مي‌خواهد کيفيت زندگي را براي همه گواتمالايي‌ها بهبود ببخشد و عدالت اجتماعي را ارتقا دهد. دولت من هر کاري که بتواند براي حمايت از تلاش‌هاي مترقي وي انجام خواهد داد.» مقامات آمريکايي درگير اين کشتار نيز هيچ وقت محاکمه نشده و حتي ارتقا پيدا کردند.

 

«اليوت آبرامز» که اکنون به‌عنوان «مسئول پرونده ايران» از سوي کاخ سفيد معرفي شده است آن روزها يکي از مقامات ارشد وزارت خارجه آمريکا بود که کاملاً از ديکتاتور نظامي گواتمالا و جوخه‌هاي ‌ترور تحت امر او حمايت مي‌کرد.

 

«استفن مايلز» مدير اجرايي گروه «پيروزي بدون جنگ» درباره سابقه ننگ‌آور آبرامز مي‌گويد: «دوره کاري آبرامز در قبال السالوادور، گواتمالا، نيکاراگوئه و پاناما مملو از بدترين وسوسه‌هايي است که سياست خارجي آمريکا به خود ديده است، يعني جنگ‌طلبي، نقض گسترده حقوق بشر و حمايت از رژيم‌هاي خودکامه.» قطعنامه‌ها و تحريم‌هاي حقوق ‌بشري سازمان‌هاي بين‌المللي هيچ وقت ‌گريبان ديکتاتورهاي مورد حمايت آمريکا را نگرفت چون همه آنها خودي تلقي مي‌شدند.


قوانين بشردوستانه اين سازمان‌ها براي غيرخودي‌ها نوشته شده بود؛ براي شخصيت‌ها و کشورهاي مستقلي که حاضر به زندگي زير سايه آمريکا نمي‌شدند. فرانکلين روزولت سي‌ودومين رئيس‌جمهور آمريکا جمله مشهوري درباره «آناستازيو ساموزا» ديکتاتور نيکاراگوئه که از قضا او هم مورد حمايت ايالات متحده بود، دارد: «او شايد حرام‌زاده باشد، اما حرام‌زاده خودمان است.»
 

سيد محمدعماد اعرابي

 

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/najva/post/59766
0 نظر
دسته بندی