× تماس با ما
1 0 نظرات 635 بازدید
تاریخ انتشار 8 روز پیش

تحریم بنزین دستپخت چه کسی بود؟

تحریم بنزین دستپخت چه کسی بود؟

 تحريم بنزين دستپخت چه کسي بود؟


گرا به تحريم!

پس از پايان جنگ، رويکرد دولت وقت به توسعه صنعت پالايشي کشور متمايل شد که طي سال‌هاي 68 تا 76 و در اوج نياز کشور به منابع مالي براي بازسازي صنايع، دو پالايشگاه بندرعباس و اراک احداث شد.

 

پالايشگاه‌هايي که تحويل دولت اصلاحات شد تا مجموع پالايشگاه‌هاي کشور به 9 پالايشگاه برسد. در دولت اصلاحات اما موضوع پالايشگاه سازي فراموش شد و با وجود حرکت جهاني براي افزايش ظرفيت پالايشي، اما وزارت نفت آن روزها، با بهانه‌تراشي‌هاي عجيب و با تکبر خاصي منکر جذابيت اقتصادي ساحت واحدهاي پالايشي شد. بيژن زنگنه دوره نخست وزارت خود در نفت را تجربه مي‌کرد و با ديدگاه «نيروگاهي» معتقد بود چرا بايد خودمان بنزين و فرآورده‌هاي نفتي توليد کنيم وقتي مي‌توان آن را وارد کرد. در دوره او، کلنگ هيچ پالايشگاهي به زمين نخورد در حالي که کشورهاي همسايه و نفتي با سرمايه‌گذاري در صنايع پالايشي بسرعت ايران را پشت سر گذاشتند.

به هر شکل، وزارت نفت توجهي به اين موضوع نکرد و افسار مصرف بنزين را به حال خود رها کرد. در سال 84 بسياري از نهادها و چهره‌هاي خاص اين هشدار را دادند که سريعا بايد براي خودکفايي کشور در توليد بنزين فکري شود و لجاجت‌هاي گذشته نبايد تکرار شود. در اوايل دولت نهم، دو طرح بزرگ براي جلوگيري از بحران‌هاي آتي تدوين اجرايي شد. يکي مديريت مصرف سوخت که به کارت سوخت معروف شد و ديگري، افزايش ظرفيت و بهينه‌سازي پالايشگاه‌هاي کشور در کنار احداث چند پالايشگاه ديگر.

 

نظام جمهوري اسلامي ايران، کاهش ريسک تحريم بنزين را هدف گرفته بود؛ هدفي که در دوره قبل يک مخالف بزرگ به نام بيژن زنگنه داشت. اما آمريکايي‌ها با رصد دقيق تحولات نفتي ايران بواسطه عوامل خود، در سال 88 تحريم بنزين ايران را کليد زدند. صادرات هرگونه محموله بنزين به ايران تحريم شد و کشور در يک بحران بزرگ قرار گرفت. تصميمي که متاثر از کم‌کاري وزارت نفت در خودکفايي کشور در توليد فرآورده‌هاي نفتي بويژه بنزين بود. گويي وزارت نفت شرايط را براي تحريم کشور و تحميل يک بحران بزرگ آماده کرده بود اما به هر حال، با بکارگيري روش‌هايي براي واردات بنزين و توليد ريفرميت در مجتمع‌هاي پتروشيمي، اين بحران بزرگ که مي توانست کشور را فلج کند پشت سر گذاشته شد.

 

پالايشگاه ستاره خليج‌فارس هم با سرعت بيشتري پيشرفت کرد و در رقم 69 درصد – به استناد نامه رسمي زنگنه به معاون اول - تحويل دولت يازدهم شد. زنگنه که همه طرح‌هاي پالايشي دولت قبل را با باطل کردن مجوز خوراک، از بين برد اما نمي‌توانست با ستاره خليج‌فارس، آن برخوردي را کند که با ساير پروژه‌هاي پالايشي کرده بود. اين پالايشگاه سرانجام ساخته و افتتاح شد تا براي هميشه خطر سايه کمبود بنزين و گازوئيل و ساير فرآورده‌هاي نفتي از ايران برداشته شود.

 

مقام عالي وزارت مي‌تواند براي آنکه خود را مدافع پالايشگاه‌سازي معرفي کند، مدام بگويد در زمان وزارت وي، توليد بنزين دو برابر شده است و طبل زير گليم بزند؛ ما به همين لبخند اکتفا مي‌کنيم؛ در دوره دوم زنگنه او باز هم مصرف بنزين را با عقيم کردن کارت سوخت به حال خود رها کرد و از طرف ديگر، واردات بنزين را افزايش داد تا باز هم از سر گشاد سرنا بدمد. در سال 88 و بحران بنزين، نظام هزينه لجاجت‌ها و خودبزرگ‌بيني‌هاي ژنرال را پس داده است و اگر قرار است افتخارات سايرين به اسم ايشان ثبت شود، مشکلي نيست؛ طبل هر چه تو خالي‌تر، صدايش بيشتر!
 

وحيد حاجي پور

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/najva/post/59330
0 نظر
دسته بندی