× تماس با ما
2 0 نظرات 768 بازدید
تاریخ انتشار 9 روز پیش

جزیره تایوان، میدان رویارویی آمریکا و چین می شود؟

جزیره تایوان، میدان رویارویی آمریکا و چین می شود؟

جزيره تايوان، ميدان رويارويي آمريکا و چين مي شود؟

 

جمهوري خلق چين (حزب کمونيست) جزيره تايوان را جزو مناطقي مي داند که بايد حاکميت اين نظام سياسي بر آن اعمال شود اما غرب گرايان و به خصوص ايالات متحده با پشتيباني از تايوان با اين ادعاي چين مخالفند.

 

کمونيست ها با رهبري مائو تسه تونگ از سال 1949 با شکست ناسيوناليست ها به رهبري "چيانگ کاي شک" بر تمام جغرافياي چين سيطره يافتند و نيروهاي جمهوري چين به جزيره تايوان عقب نشيني کردند.

 

از آن روز دولت تايوان تحت حمايت ايالات متحده بود و به عنوان نماينده چين شناخته ميشد اما از سال 1971 چين با اين شرط که کرسي چين بايد از ناسيوناليست ها گرفته و به جمهوري خلق واگذار شود وارد سازمان ملل شد.

 

از آن روز هر کشوري تايوان را به رسميت بشناسد، حق داشتن روابط ديپلماتيک با جمهوري خلق چين را ندارد.

 

در سالهاي گذشته پس از اصلاحات عميق و موفق "دنگ شيائو پينگ"، به کمک بازدارندگي اتمي و حق وتو و ساير مولفه هاي قدرت چون جمعيت بالا و ژئوپلتيک مناسب، اين کشور در طي همکاري با غرب به رشد بي سر و صدا اما بسيار سريع در اقتصاد دست يافت.

 

ايالات متحده پس از مدتي متوجه اشتباه خود در همکاري با چين گرديد، اما ديگر دير شده بود، زيرا چيني ها از طريق همکاري با غرب توانسته بودند به يک کشور صاحب تکنولوژي تبديل و خود را در قامت رقيبي قدرتمند براي آمريکا ها جلوه دهند.

 

از سال 2011 دکترين اوباما بر کنترل چين تبديل گرديد و با روي کار آمدن ترامپ اين استراتژي تقويت شد.

 

ايالات متحده علاوه بر جنگ تجاري ، همزمان بر تضعيف چين از طريق حمايت از ناراضيان داخلي مانند اعتراضات هنگ کنگ ، سين کيانگ و تبت متمرکز است.

 

در بعد ديگر در تلاش است تا با ايجاد چالش هاي نظامي و امنيتي به سان درگيري مرزي با هند و اختلافات در درياي چين جنوبي و درياي زرد (شاخاب شمال درياي چين شرقي) و ... دامن بزند.

 

اما برخلاف انتظار تاکنون چيني ها بر تمام چالش ها فائق شده اند و برآوردها نشان مي دهد اگر ايالات متحده تدبيري نيانديشد در 5 سال آينده چين قدرت اول اقتصادي جهان خواهد شد.

 

چيني ها همچنين در حال ساخت چندين ناو هواپيمابر، رزم ناو و ناوشکن هستند و در زمينه هوايي هم گسترش سريعي داشته اند.

 

آنها در بعد ژئو اکونوميک نيز با احياي جاده ابريشم نشان دادند عزم جدي براي افزايش نفوذ خود به سمت باختر دارند.

 

برآيند تصميمات و رفتارهاي چشم بادامي ها به صاحب نظران مي گويد که آنها در آينده قصد دارند خود را در قامت يک ابرقدرت مطرح کنند.

 

البته چين براي ابرقدرت شدن بر خلاف ايالات متحده فاقد برخي مولفه ها چون قدرت رسانه اي و نرم، تکنولوژي بسيار پيشرفته، فرهنگ جذاب، زبان آسان جهت يادگيري و ايدئولوژي جذاب هستند.

 

چين امروز به صورت تک حزبي اداره مي شود، آزادي بيان در آن پايين و رهبر آن مادام العمر است؛ يعني توسعه اقتصادي آن متناسب و متوازن با توسعه سياسي نبوده و همين امر به گمان نگارنده پاشنه آشيل اصلي نظام جمهوري خلق در آينده خواهد شد.

 

با اين وجود نمي شود منکر شد که اگرچه چين مولفه هاي لازم براي تبديل به يک ابرقدرت در همه عرصه ها را ندارد لکن در زمينه اقتصادي قابليت زمين زدن آمريکا را خواهد داشت.

 

بنابراين آمريکا ساکت ننشسته و قصد دارد با حضور نظامي گسترده در اطراف چين، آن را کنترل کند و جزيره تايوان يک سرپل مناسب براي ايالات متحده در اين خصوص خواهد بود؛ تصميمي که به شدت براي چيني ها حساسيت برانگيز بوده  و اصلا آن را برنخواهند تافت.

 

عليرضا تقوي نيا

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/najva/post/59309
0 نظر
دسته بندی