× تماس با ما
1 0 نظرات 550 بازدید
تاریخ انتشار 14 روز پیش

مکرون ، سیاست عربی و گُلیسم در غرب آسیا

مکرون ، سیاست عربی و گُلیسم در غرب آسیا

مکرون ، سياست عربي و گُليسم در غرب آسيا

 

قسمت اول 

نقل است که ژنرال شارل دوگل در اواخر عمر در خانه اش ، ميزبان سفير وقت آمريکا بود که صداي تجمع و شعار هوادارنش را شنيد که نسبت به او ابراز احساسات مي کردند.

 

دوگل با وجود فرتوت بودن از جا برخاست تا از پنجره اتاقش آنها را مورد تفقد قرار دهد . 

 

در همان لحظه سفير آمريکا که مي ديد وي به سختي راه مي رود و نياز به کمک دارد بلند شد تا زير بغل او را بگيرد که دوگل وي را هل داد و با عتاب گفت : به کمک تو نيازي ندارم.

 

بنيانگذار جمهوري پنجم فرانسه در سياست خارجي اش نيز تا حد امکان سعي کرد مستقل از آمريکا عمل کند ‌و حتي در سال 1966 کشورش را از ستاد فرماندهي نظامي ناتو خارج کرد. سياست وي که به گُليسم مشهور شد، مبتني بود بر کاهش تعهدات بين المللي بر مبناي منافع ملي و استقلال از آمريکا و احياي نفوذ فرانسه در مستعمرات سابق و ساير نقاط جهان.

 

در همين راستا تا زمان سرنگوني صدام ، روساي جمهور فرانسه از يک سياست خارجي نسبتا مستقل نسبت به آمريکا پيروي مي کردند و در خاورميانه نيز نقش پررنگي داشتند‌‌.

 

تا قبل از رياست جمهوري دوگل ، فرانسه مهمترين متحد اروپايي اسرائيل بود تا جايي اين رژيم تکنولوژي هسته اي را با کمک فرانسوي ها تحصيل کرد. در بحران سوئز نيز تباني پنهان بين انگليس و فرانسه با اسرائيل در جهت سرنگوني جمال عبدالناصر مشهود بود.

 

اين سياست تا اوايل دهه 1960 ادامه داشت اما پس از استقلال الجزاير ، اين کشور تغيير راهبرد داد که به "سياست عربي فرانسه " مشهور شد.


بر اساس اين استراتژي ، فرانسوي ها سعي مي کردند تا نقش قدرت سوم را در ايجاد توازن ميان آمريکا و شوروي بازي کنند ، فلذا در همين راستا روابطشان را با کشورهاي عربي حوزه خليج فارس به ويژه عراق و سعودي گسترش دادند.

 

هدف اصلي فرانسه از اعمال "سياست عربي" بيشتر جنبه اقتصادي آن بود چون اولا انرژي مورد نياز خود را از اين طريق تامين مي کرد و دوما کشورهاي نفتي خليج فارس ميتوانستند بازار خوبي براي توليدات فرانسوي باشند. اين سياست تا حد زيادي براي خروس ها موفقيت آميز بود تا جايي که پس از دوگل هم آن را ادامه دادند.  

 

با وقوع انقلاب اسلامي ايران و خطر تغيير نظم منطقه اي به ضرر فرانسه ، اين کشور بر آن شد تا با حداکثر توان به صدام کمک کند و در همين راستا پيشرفته ترين سلاح هاي توليدي خود را در اختيار  دولت بعثي قرار داد.

 

 اشتباه راهبردي صدام در تصرف غيرقانوني کويت ، فروپاشي شوروي و به تبع آن حاکم شدن نظام تک قطبي در عرصه بين الملل ، سياست عربي فرانسه را تضعيف کرد ، اگرچه پاريس تا سال 2003 آن را ادامه داد.

 

در اين سال پس از قطعي شدن نظر فرانسه مبني بر مخالفت با حمله به عراق و براندازي صدام و وتوي احتمالي قطعنامه شوراي امنيت ، آمريکاي بوش که در اوج قدرت قرار داشت با استناد به قطعنامه 678 شوراي امنيت ائتلافي ازچندين کشور ( عملا آمريکا ، انگليس ، استراليا و لهستان ) صدام را سرنگون ساخت.

 

از آن دوران جايگاه فرانسه که برخلاف وزن واقعي اش سعي در عرض اندام مقابل آمريکاي يکه تاز آن دوران داشت ، به شدت تضعيف گشت و همين عاملي شد تا از اواخر دوره شيراک برخلاف چند دهه گذشته ، دنباله روي ايالات متحده شود‌.

 

با روي کار آمدن سارکوزي اين روند حدت بيشتري به خود گرفت تا آنجا که دردوره وي و اولاند، فرانسه نقش مکمل دخالت هاي نظامي آمريکا در خاورميانه را برعهده گرفت.

 

از سال 2011 با اعلام دکترين جديد اوباما و لزوم مهار چين ، نگاه آمريکا بيش از خاورميانه به سمت شرق دور معطوف شد و همين امر طمع فرانسه را براي حضور بيشتر در اين منطقه و احياي نفوذ سابق برانگيخت‌.

 

در همين راستا در ليبي براي سقوط قذافي پيشگام شد ، لکن رخداد فوق اين کشور را بيش از پيش متوجه ضعف هاي جدي خود کرد‌.

 

ادامه دارد ...

 

عليرضا تقوي نيا

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/najva/post/59157
0 نظر
دسته بندی