× تماس با ما
0 0 نظرات 61 بازدید
تاریخ انتشار 20 روز پیش

ترامپ در مورد ادوارد اسنودن ملایم تر می شود!

ترامپ در مورد ادوارد اسنودن ملايم تر مي شود!

رئيس جمهور مي گويد "بسياري از مردم فکر مي کنند که با سوت زن NSA ‘ عادلانه رفتار نمي شود" - پس از اينکه قبلاً او را "خيانتکاري" خوانده بود که بايد "اعدام شود".

ترامپ زماني ادوارد اسنودن (Edward Snowden) را، به خاطر انتشار اسناد طبقه بندي شده (خيلي محرمانه) آژانس امنيت ملي، يک خائن خوانده بود که بايد اعدام شود.

امابه نظر مي رسد که نرامپ، در ايستادگي اش نرم تر شده است.

ترامپ به نيويورک پست گفت " بسياري از مردم طرف او هستند ...من او را نمي شناسم، هيچ وقت هم نديدمش، ولي بسياري از مردم طرف او هستند".

اسنودن پس از اينکه اسنادي را به روزنامه نگاران داد، هفت سال را در تبعيد در روسيه گذرانده ولي هنوز اميد دارد که روزي به آمريکا برگردد.

او به نقض قانون (ضد) جاسوسي 1917 متهم شده است.

به نظر مي رسد که ترامپ نظرش در مورد ادوارد اسنودن - کارمند سابق CIA که اطلاعات طبقه بندي شده آژانس امنيت ملي را  منتشر کرد ، نرم شده است.

 در سال 2013 ، ترامپ، اسنودن را "خيانتکار" لقب داد که به خاطر جرائم اش بايد اعدام شود ، اما به نيويورک پست گفت، شنيده است که اين افشاگر، تحت تعقيب قرار گرفته است.

ترامپ به مطبوعات گفت "بسياري از افراد فکر مي کنند که با او عادلانه برخورد نمي شود. منظورم اين است که من اين را مي شنوم".

"من حدس مي زنم که وزارت دفاع الان به دنبال استرداد او است؟ ... اين چيزي است که قطعا مي توانم ببينم. بسياري از مردم طرف او هستند ، من اين را خواهم گفت. من او را نمي شناسم ، هرگز هم با او ملاقات نکرده ام. اما بسياري از مردم طرفدار او هستند."

سپس ترامپ از دستيارانش که حين مصاحبه با The Post حضور داشتند ، نظراتشان را درباره ي اسنودن پرسيد.

او سپس اضافه کرد: "من از دو راه شنيده ام. از خائن بودن او تا ...، مي دانيد،.. تحت تعقيب بودن او را. من هر دو طريق را شنيدم".

حين بحث درباره ي اسنودن، رييس جمهور، بحث اوباما و رقيب انتخاباتي اش در سال 2020 را پيش کشيد.

اگر به [مدير سابق  FBI، جيمز] کامي نگاه مي کنيد ، و [معاون سابق FBI، اندرو] مک کبي ، و [مدير سابق CIA، جان] برنان ، - و ببخشيد ، مردي که در اين سِمَت نشسته بود ، مچ اوباما و بايدن را به خاطر جاسوسي از کمپين من، گرفته شد. او بيان کرد "مچ بايدن و اوباما، را براي جاسوسي از کمپين من گرفته".

در سال 2013، اسنودن هزاران سند طبقه بندي شده را با روزنامه نگاران به اشتراک گذاشت ، و باعث شد دولت آمريکا او را به دو فقره نقض قانون جاسوسي 1917 و سرقت اموال دولتي متهم کند.

سوت زن متولد هاوايي، چندين سال در سازمانCIA  و NSA کار کرد و مي گويد، به اين نتيجه رسيده که هر دو آژانس، به وسيله ي نظارت گسترده دولتي، "قانون اساسي را نقض کرده اند" ، و در حال به خطر انداختن آزادي همه هستند و او را وادار، به انتشار اطلاعات به رسانه ها کرده اند

تصميم اسنودن براي علني کردن اطلاعات، متقابلا يک بحث جهاني در مورد نظارت دولتي، به راه انداخت، که توسط سازمان هاي اطلاعاتي در تلاش قابل درک، براي جلوگيري از وقوع دوباره ي حمله اي مشابه به11/9، (11 سپتامبر) انجام مي شود.

او از زماني که اسناد را فاش کرد ، در روسيه در تبعيد زندگي مي کند.

با اين وجود، سال گذشته ، اسنودن گفت: هدف نهايي او در واقع،  بازگشت به خانه در ايالات آمريکاست.

اگرچه او گفت که چنين بازگشتي، منوط به اين است که دولت آمريکا يک محاکمه ي عادلانه به او بدهد، چيزي که او مي گويد مقامات " تضمين آن را رد کرده اند".

"اما اگر قرار است بقيه عمرم را در زندان بگذرانم ، حداقل درخواستي که ما بايد سر آن توافق کنيم، حداقل اين است که من از يک محاکمه ي عادلانه برخوردار شوم."

اسنودن گفت محاکمه عادلانه، تا وقتي که دولت به او اجازه دفاع از منافع عمومي را ندهد امکان پذير نخواهد بود.

او گفت " من درخواست خودنمايي و نمايش ندارم. من درخواست عفو نمي کنم. من درخواست عبور (چشم پوشي)  ندارم.  آنچه من مي خواهم يک محاکمه عادلانه است".

منتقدين بارها به او يادآوري کرده اند که او، با فاش کردن اسناد طبقه بندي شده، هم قانون فدرال و هم قسمي که هنگام پيوستن به NSA خورده را، شکسته است.

سال گذشته ، او زندگي نامه خود را با عنوان " ثبت دائمي" منتشر کرد. روز بعد از انتشار آن، وزارت دادگستري آمريکا دو پرونده دادخواهي مدني را عليه اسنودن باز کرد با اين ادعا که "او توافق نامه ي عدم انتشار (افشا)ي امضا شده با دولت فدرال آمريکا را نقض کرده است".

کتاب ادوارد اسنودن با نام "ثبت دائمي"(permanent record)،  سال گذشته منتشر شد.

اين کتاب تا کنون، گسترده ترين و شخصي ترين گزارش، از اينکه اسنودن چه طور از يک کارمند گمنام سازمان امنيت ملي آمريکا به يک سوت زن، تبديل شد را ارائه مي دهد، حرکتي که باعث به راه افتادن يک بحث ملي، در مورد گستردگي نظارت دولت توسط نهاد هاي اطلاعاتيِ نا اُميد، براي جلوگيري از تکرار حملات 11 سپتامبر شد.

مقامات امنيتي که ارزيابي هاي طبقه بندي شده سالانه از ضربه ناشي از افشاگري اسنودن، انجام مي دهند ، گفتند که انتشار اين اسناد، تا سالهاي آينده به صورت قطره چکاني به حوزه عمومي، ادامه خواهد يافت.

برخلاف اينکه اين کتاب، شش سال پس از افشاگري ها بيرون مي آيد، اسنودن، که ابتدا به هنگ کنگ و سپس روسيه فرار کرد، در خاطرات خود تلاش مي کند تا نگراني هاي خود را در يک پس زمينه قرار دهد.

او مي گويد "در يک سرگشتگي بي سابقه ي جهاني، آنچه واقعي است، عمداً با آنچه جعلي است، از طريق تکنولوژي هايي که مي توانند به اين آميختگي دامن بزنند، آميخته مي شود"

داستان رشد يافتن اسنودن را از کودکي، در دهه ي 1980در کاروليناي شمالي و ناحيه ي بيرون شهر واشنگتن، جايي که مادرش به عنوان منشي NSA کار مي کرد و پدرش در گارد ساحلي خدمت مي کرد ، دنبال مي کند.

او از دوره اي مي آيد که هم زمان اينترنت از يک شبکه ناشناخته دولتي گسترش يافت و چگونگي شيفتگي يک جوان به تکنولوژي را وقتي که بچه بود، کنسول بازي "نينتندو Nintendo" را سر هم مي کرد، وقتي نوجوان بود، شبکه آزمايشگاه هسته اي لوس آلموس را هک کرد و در نهايت به کار او به عنوان پيمان کار NSA منجر شد را، توصيف مي کند.

او مي نويسد که تحليلگران از قدرت تجمعي دولت براي خواندن ايميل عاشق و معشوق هاي فعلي و سابق استفاده کرده و به صورت آنلاين در کمين آن ها هستند (آنها را بصورت آنلاين مي پايند).

يک برنامه ي ويژه که پليس امنيت ملي آمريکا آن را XKEYSCORE مي خواند، به دولت اجازه داده که تاريخچه ي اخير اينترنت مردم عادي آمريکايي را پاک کند.

او مي گويد از طريق آن برنامه آموخته که تقريباً همه کساني که آنلاين هستند حداقل دو چيز مشترک دارند: همه آنها همزمان، يا زمان ديگري، پورنوگرافي تماشا کرده اند و همه آنها فيلم ها و تصاوير خانواده خود را ذخيره کرده اند.

وي مي نويسد: "اين موضوع، تقريباً براي همه افراد از هر جنس ، قوميت ، نژاد و سن از  معمولي ترين  تروريست گرفته تا بهترين شهروند عالي رتبه ، که ممکن است معمولي ترين مادربزرگ ، يا پدر و مادر يا پسر عموي تروريست باشد."

او تلاش کرد که نگراني هاي خود را با دوست دخترش که در روسيه به او پيوست و اکنون همسر او است، در ميان بگذارد.

"من نمي توانستم به او بگويم که همکاران سابق من در NSA مي توانند او را هدف نظارت خود قرار دهند و شعر هاي عاشقانه اي را که براي من مي نوشت، بخوانند. من نمي توانستم به او بگويم که آن ها مي توانند به تمام عکس هايي که او گرفته - نه فقط به عکس هاي عمومي بلکه عکس هاي خصوصي- دسترسي داشته باشند".

"من نمي توانم به او بگويم که اطلاعات او جمع آوري مي شده، که اطلاعات همه جمع آوري مي شود ، که اين هم تراز تهديد دولت است: هر وقت که از خط خارج شويد، ما از زندگي خصوصي شما عليه شما استفاده خواهيم کرد".

او قبل از احضار يک گروه کوچک از روزنامه نگاران براي افشاي راز هاي طبقه بندي شده، به هنگ کنگ، با دانستن اينکه بازگشت به آمريکا غيرممکن است، مي گويد که مانند يک مرد، آماده مرگ است. وي حساب هاي بانکي خود را خالي کرد، پول ها را براي دوست دخترش در يک جعبه مهمات فولادي قرار داد و رايانه هاي قديمي خود را پاک و رمزنگاري کرد.

اين روزها او از دسترس وزارت دادگستري آمريکا، خارج است که اتهامات قانون جاسوسي را، فقط چند هفته پس از افشاي اين پرونده ها به او وارد کرده است.

او بسياري از روزهاي خود را پشت رايانه مي گذراند و در جلسات مجازي با همکاران و اعضاي هيئت مديره در بنياد آزادي مطبوعات شرکت مي کند. او مي نويسد"من خودم را در سراسر جهان به صحنه مي برم تا درباره ي آزادي هاي مدني بحث کنم."

وقتي که او بيرون مي رود، سعي مي کند ظاهر خود را تغيير بدهد ، بعضي وقت ها عينک هاي مختلفي مي زند. هنگام راه رفتن در ساختمان هاي مجهز به تلويزيون (دوربين) هاي مدار بسته ، سرش را پايين مي اندازد. او مي گويد، يک بار در موزه مسکو شناخته شد و به درخواست سلفي يک دختر نوجوان که با لهجه آلماني، انگليسي صحبت مي کرد، موافقت کرد.

هنوز مشخص نيست که اسنودن چه زماني يا اصلا حتي به کشوري که خانواده اش در آن ريشه هاي عميقي دارند، باز خواهد گشت يا نه. او اصل و نصب خود را به (خانواده) Mayflower و اجدادش که در جنگ انقلاب (امريکا) جنگيدند، مي رساند.

او به خاطر حملات 11 سپتامبر تکان خورد ولي حمايت " بازتابي و بي چون و چرا (بدون سوال)" از جنگ هاي پس از آن را بزرگترين افسوس زندگي اش مي داند.

اين طور بود که هر سياست سازماني که من گسترش دادم نابود شد- خصلت (اخلاق) هکر ضد سازماني به طور آنلاين به من القا، و ميهن پرستي غير سياسي اي، که از پدر و مادرم به ارث برده بودم، از سيستم من پاک مي شد- و من دوباره، مثل يک ماشين انتقام جو، ري بوت Reboot شدم.

وي 18 سال بعد از حملات 11 سپتامبر را "يک دعاي دسته جمعي براي نابودي آمريکا به وسيله ي خود-تخريبي و انتشار سياست هاي مخفي، قوانين مخفي، دادگاه هاي مخفي و جنگ هاي مخفي" توصيف مي کند.

 

ترامپ سعي کرد نقش اسنودن را از کسي که افشا کرد، سيستم اطلاعاتي آمريکا از جزئيات زندگي مردم جاسوسي مي کند را به کسي که جاسوسي اوباما و بايدن را کشف کرده تغيير دهد.

 

مترجم: سيد آريا مرتضوي

https://www.dailymail.co.uk/news/article-8629099/Trump-appears-soften-stance-NSA-whistleblower-Edward-Snowden.html

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/najva/post/59012
0 نظر
دسته بندی