× تماس با ما
1 0 نظرات 1446 بازدید
تاریخ انتشار 12 روز پیش

انیستیتو میدل ایست: آیا حادثه نطنز یک حمله سایبری بود؟

انیستیتو میدل ایست: آیا حادثه نطنز یک حمله سایبری بود؟

انيستيتو ميدل ايست: آيا حادثه نطنز يک حمله سايبري بود؟

 «موسسه خاورميانه» طي يادداشتي به قلم مايکل‌سکستون کارشناس سايبري، در سالگرد 10 سالگي کشف ويروس اکستاکس‌نت با اشاره به اين حمله، به ارزيابي حادثه اخير رخ‌داده در تأسيسات نطنز و بررسي احتمال حمله سايبري ديگري از سوي سيا و موساد پرداخته است.

مقاله احتمال اينکه حادثه اخير يک حمله سايبري باشد را بسيار پايين قلمداد کرده است. زيرا حمله سايبري متکي به آسيب‌پذيري سيستم‌هاست و تکرار حمله سايبري به تأسيساتي که پس از حمله پيشين(ويروس استاکس نت)، تقويت شده بسيار بعيد است. به‌خصوص که معمولاً عمق حملات سايبري در حد اخلال‌هاي فني است و نه نابودي زيرساخت‌هاي فيزيکي.

در حمله سايبري که به وسيله ويروس استاکس نت اتفاق افتاد نيز اين رخداد به گونه اي نبود که منجر به انفجار يا دستکاري محسوس در ظاهر تاسيسات شود بلکه اين ويروس به دقت تنظيم شده بود تا به آهستگي قابليت غني سازي در سايت نطنز را کاهش دهد و به گونه اي باعث بد عمل کردن سيستم شود تا دولت ايران در صلاحيت و شايستگي دانشمندان خود ترديد کند.

نويسنده مي گويد که به هر حال ايران با آزمايش از محل سايت انفجار ميتواند با اطمينان علت آن را تعيين کند؛ اما به احتمال زياد اين حملات بر اثر حمله سايبري نيست و احتمال نفوذ از حمله سايبري خيلي بيشتر است.

يادداشت بيان مي‌دارد گرچه انفجار از طريق بمب‌گذاري عوامل نفوذي کار آساني نيست ولي تکرارپذيري بالاتري نسبت به حملات سايبري دارد. به‌ويژه که توالي انفجارها در خجير، نطنز، بندري در بوشهر و تأسيسات برقي در اهواز، اين انگاره را بيشتر تقويت مي‌کند.

نويسنده معتقد است هدف اصلي حمله ايجاد تأخير در گام‌هاي کاهش تعهدات برجامي ايران، اخلال در برنامه هسته اي و فشار بر مقامات کشور براي تجديد نظر در سياست هاي نظامي و منطقه اي بوده است. 

پس از حمله، رسانه‌هاي غربي با عمليات رسانه‌اي دو خط تحليلي - خبري را دنبال کردند؛ اول آنکه بر عامليت رژيم صهيونيستي تأکيد کرده و حادثه را ناشي از حمله سايبري دانستند و دوم آنکه تحليل کردند اين انفجار احتمالا ناشي از خرابکاري نيروهاي خودي ايران است که جذب سرويس هاي اطلاعاتي اسراييل شده اند و در هر دو مورد کوشيدند تا ايران را تحت فشار رواني قرار دهند که يا تلافي نظامي کند يا حداقل بازرسان آژانس را به ظن جاسوسي اخراج کند که هر دو به نوعي ممکن است توافق هسته اي سال 2015 (برجام) را نابود کند.

نويسنده معتقد است آغاز کارزار هماهنگ خرابکاري ها توسط اسراييل و آمريکا (با شرط صحت فرضيه ها) نشان دهنده اين است که آن ها به اين نتيجه رسيده اند که کارزار فشار حداکثري که توسط ترامپ به راه افتاد موجب تغيير رفتار ايران نشده است و نخواهد شد و به همين دليل حتي در همين روزهاي پايان دولت ترامپ آغاز به کار کرده اند.

وي اضافه کرده است که البته ممکن است ايران هوشيارتر شده و با طمأنينه به برنامه هسته‌اي خود ادامه دهد ولي اين صبوري مي‌تواند خطري در پي داشته باشد، اينکه رژيم صهيونيستي گمان کند با تکرار خراب‌کاري‌هاي ديگر نيز از مجازات مصون خواهد بود و مخالفان داخلي نيز براي خرابکاري اعتماد به نفس بگيرند.

نويسنده معتقد است ايران به خوبي به اهميت ايجاد اين بازدارندگي واقف است و با توجه به آنچه پيش از اين انجام داده است نهايتا با گزندگي تمام نيش خود را ميزند و تلافي ميکند.

نکته مذکور در يادداشت مبني بر اينکه عدم واکنش ايران، در صورت قطعيت عامليت خارجي، مي‌تواند بازدارندگي در برابر توطئه‌هاي دشمن را کاهش دهد، يک مسأله جدي است. به همين دليل تصميم‌گيران مربوطه بايد ضمن حفظ هوشياري و ارتقاي سيستم‌هاي حفاظتي، به پاسخي درخور نيز بينديشند.

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/najva/post/58327
0 نظر
دسته بندی