× تماس با ما
2 0 نظرات 1140 بازدید
تاریخ انتشار 13 روز پیش

جنگ‌جهانی موفقیت

جنگ‌جهانی موفقیت

جنگ‌جهاني موفقيت!

(نزاع جهت برتري ،سلطه و سروري بر ديگران)

 

پس از جنگ جهاني،  شکست‌خوردگان نبرد با رنج‌هاي زيادي روبرو شدند، سالها جهان در آتش يک تنازع سلطه، سوخت و پس از پايان آن، طبق معمول هر نزاع، برندگان جنگ بر مغلوبان دست يافته و به زورگويي و چپاول آنان مشغول شدند. و البته همه مي دانيم که متاسفانه اين نتيجه‌ي طبيعي هر نزاع است.

امروز گرچه دنيا درگير نبردي فراگير نيست اما در دوران حاکميت سرمايه داري و تفکر ليبراليسم، جهان به شکلي پيچيده‌تر درگير تنازعي است که نگارنده از آن بنام تنازع موفقيت(نزاع جهت برتري ، سلطه و سروري بر ديگران) ياد مي کنم.

 

آدام اسميت زماني با نگارش ثروت ملل کوشيد توضيح دهد  جامعه متشکل از تک‌تک افراد است که در شکلي ناخودآگاه به سمت هدفي جمعي حرکت مي کند، پس کافي است هرکس فقط براي موفقيت فردي خود تلاش کند. وهمين نگاه زيربناي شکل‌گيري ليبراليسم شد.

 

در سال 1980 خوانش جديدي از ليبراليسم که از مدتها پيش شکل گرفته بود با رخ دادن بحران اقتصادي عظيم جانشين آن شد، و به اين ترتيب ليبراليسم کلاسيک  پوست انداخت و وارد شکل جديدي از حيات خود بنام نئوليبراليسم شد.

 

اما نئوليبراليسم چيست؟

شايد تعريف بيشتر ما از نئوليبراليسم يک گرايش اقتصادي است، در حاليکه نئوليبراليسم بيش از آنکه يک انديشه‌ي اقتصادي باشد، يک ايدئولوژي و جهان‌بيني فکري است، که بر پايه‌ي همان انديشه‌ي آدام اسميت ايستاده است.

نئوليبراليسم را مي‌توان يک آيين تلقي کرد که در آن هرکس بي رحمانه ،تنها براي رستگاري فردي خود ميکوشد. بر اساس اين تفکر اگر فردي فقير و ناتوان است مقصر خود اوست که به اندازه‌ي کافي تلاش نکرده، و اگر کسي ثروتمند است تنها به دليل توانايي فردي و تلاش شخصي است.

 

پيروان آيين نئوليبراليسم معتقد به يک تنازع موفقيت هستند و بر اين عقيده مردم به دو‌ دسته‌ي غالب يا برنده، و مغلوب يا بازنده تقسيم مي‌شوند. عده‌اي معدود و در اقليت برنده شده که جزو نخبگان و اشراف جامعه محسوب ميشوند و اکثريتي شکست خورده.

اما نکته اي که اينجا بايد ياداوري کرد اين است که اين دسته بندي و اين شکاف اجتماعي نتيجه‌ي يک نزاع اجتماعي،فرهنگي،اقتصادي است؛ که نگارنده از آن بعنوان تنازع موفقيت ياد مي کند؛ و مانند هر نزاع ديگر گروه برنده حق خود مي داند که برطبقه‌ي بازنده تسلط يافته، خود را مصون نگه داشته، و مسائل و مصائب را بر آنان تحميل کند.

 

آيين نئوليبراليسم به پيروان خود چنين حقي را مي دهد که براي موفقيت فردي خود بجنگند و برنده‌ي جنگ پس از آن در يک مصونيت کامل بسر برد، و بازنده‌ها جور او را بکشند. درست مانند آنچه در پايان جنگ جهاني رخ داد؛ آيين نئوليبراليسم ما را به جنگ جهاني موفقيت فرا ميخواند.

 

در نتيجه‌ي ايدئولوژي نوليبراليستي، هر روز شکاف بين طبقه‌ي کم تعداد فرادست يا همان برندگان نزاع و پر تعداد فرودست يا بازندگان نزاع بيشتر مي شود، و هر بحراني رخ دهد، از بحران اقتصادي 2008 تا پاندامي کرونا، ضرر اصلي متوجه‌ي طبقه‌ي فرودست خواهد بود‌.

 

افزايش تعداد بي‌خانمان‌ها، اخراج کارگران، افزايش سن بازنشستگي، کاهش‌دستمزد، کالايي کردن آموزش، کم‌شدن خدمات بيمه‌هاي درماني، همگي از تدابير تفکر نئوليبراليستي براي مصون نگه داشتن طبقه‌ي برنده و عبور دادنش از دل بحران‌ها و گذاشتن سنگين بار آن بر دوش شکست‌خوردگان تنازع موفقيت است

 

گرچه در سالهاي اخير  حرکتهاي اعتراضي مانند جنبش وال‌استريت در آمريکا،  جنبش جليقه زردها در فرانسه و يا تظاهرات مردم در شيلي، توسط مغلوبان اين نزاع‌ موفقيت شکل گرفته است اما همگي بي‌نتيجه بود و همچنان جهان‌بيني نئوليبراليستي بر بخش عظيمي از جهان غالب است.

 

روانشناسي موفقيت مبلغ آيين نئوليبراليسم

پيش از اين توضيح داده شد که در جهان‌بيني نوليبراليسم، موفقيت فردي آرماني ستوده است، که تک‌تک افراد اجتماع براي دست يافتن به آن تشويق مي شوند. بر همين اساس ما با مفهومي بنام روانشناسي موفقيت روبرو مي شويم، که در سالهاي متمادي همزمان با نئوليبراليسم شکل گرفت و رشد يافت، تا جايي که امروز در جوامع بشري بشکل حيرت انگيزي شايع شده و هر چه ميزان پايبندي جوامع به اصول نوليبراليسم بيشتر، اعتقاد به روان‌شناسي موفقيت و رجوع به آن شايع‌تر است.

روانشناسي موفقيت، مبلغ اعتقادات آيين نوليبراليستي است، از منظر آنان هرکس مسئول سرنوشت خويش و موفقيت خويش است، و بايد براي آن بکوشد‌. تنازع‌موفقيت را توجيه کرده ، آن را حقيقت هستي معرفي مي کند و با استفاده از مهارت بکارگيري کلمات و قدرت روح انسان، او را براي حضور در اين نزاع آماده مي کند. روانشناسان موفقيت مروجان  ايدئولوژي فرد گرايانه اي هستند که توسط آدام اسميت پايه‌گذاري شد، و با نوليبراليسم تا امروز ادامه دارد.

روانشناسي موفقيت سالهاست مسئوليت فقر و عدم موفقيت، را بدون در نظر گرفتن شرايط اجتماعي  فقط برعهده‌ي خود فرد مي‌اندازد، در حاليکه شکاف عميق ايجاد شده بين جامعه‌ي غالب و مغلوب رسيدن به موفقيت را براي اکثريت مغلوب بسيار دشوار و براي عده‌اي حتي غير ممکن ساخته است؛

 

خيال خام خودياري

بايد پذيرفت جامعه به مثابه‌ي يک پيکر است و تک‌تک افراد جامعه سلول‌هاي آن؛ يک سلول بي توجه به درد و بيماري سلول ديگر نمي‌تواند به حيات خود ادامه دهد. و اگر عضوي از اين پيکر آسيب ببيند، همه درگير رنج و تعب خواهند شد.

در يک اجتماع بيمار، سلامت فردي تامين نخواهد شد. در يک جامعه‌ي شکست خورده، موفقيت شخصي بدست نمي‌آيد.

جامعه مانند قايقي است که اگر يک قسمت آن سوراخ باشد همه‌ غرق خواهند شد.در يک جامعه‌ي بدبخت، نمي‌توان به تنهايي خوشبخت بود.

رستگاري فردي در گرو رستگاري جمعي است، پس بنظر مي رسد برخلاف نظر آدام اسميت که مي گويد بدنبال خوشبختي فردي برويد تا خوشبختي جمعي حاصل شود، مردمان يک اجتماع بايد براي خوشبختي جمعي تلاش کنند تا در ادامه‌ي آن خوشبختي فردي حاصل شود. چرا که جامعه، مجموعه‌اي به هم تنيده از افراد است که منطق خودياري شخصي در آن خيال خامي بيش نيست.

 

سيده فاطمه حبيبي

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/najva/post/58320
0 نظر
دسته بندی