× تماس با ما
4 0 نظرات 16759 بازدید
تاریخ انتشار 14 روز پیش

روزی که منفورترین وطن‌فروشان مزد خیانت خود را گرفتند

روزی که منفورترین وطن‌فروشان مزد خیانت خود را گرفتند

روزي که منفورترين وطن‌فروشان مزد خيانت خود را گرفتند

 

«بعد از قبول قطعنامه از سوي ايران بود که مسعود (رجوي) سريعا جلسه‌اي گذاشت، و عنوان کرد که در يک طرح هماهنگ با ارتش عراق، قرار شده آنها (نيروهاي عراقي) از جنوب به ايران حمله کنند تا ما بتوانيم به‌راحتي از سمت غرب پيشروي کنيم. مسعود در آن جلسه سخنراني مفصلي کرد و گفت: همين فردا بايد حرکت کنيم و حتي به مهدي ابريشم‌چي هم که فرمانده محور تهران بود گفت؛ «وقتي به تهران رسيديد اتاق کار سابق من در خيابان علوي را آماده کنيد تا من بيايم و در آن مستقر شوم» و بعد خطاب به نيروها گفت؛ «بعد از ورود به تهران تا 48 ساعت هرکاري خواستيد بکنيد و هرکسي را که خواستيد بکشيد تا اين‌که من فرمان عفو عمومي بدهم!»


اينها بخشي از خاطرات راننده رئيس ‌وقت شوراي مرکزي منافقين از عمليات فروغ جاويدان و روياپردازي سرکرده اين فرقه تروريستي است که با کمين صيادها در عمليات مرصاد به تلّي از خاکستر تبديل شد و «5 مرداد» را به برگ زرين ديگري در تقويم تاريخ افتخارات ملت بزرگ ايران تبديل کرد. و امروز که سي و دومين سالگرد اين عمليات بزرگ و غرورآفرين است، پس از گذشت تمام اين سال‌ها، سازمان تروريستي منافقين امروز در منحط‌ترين وضعيت خود به‌سر مي‌برد.


گروهک مجاهدين‌خلق چگونه به‌وجود آمد؟
سازمان مجاهدين‌خلق که بعد از 30 خرداد 60 ماهيت تروريستي خود را برملا کرد و به گروهک منافقين معروف شد، از جمله گروه‌هاي معارض نظام جمهوري اسلامي است که بيش از ديگر گروه‌ها سابقه اقدامات نظامي و تروريستي عليه ملت ايران را در کارنامه دارد. اين ترورها و فعاليت‌هاي نظامي نه به شکل مستقل، بلکه علناً در هماهنگي کامل با رژيم بعث صدام آن هم در دوراني که جنگ تحميلي بين عراق و ايران درگرفته بود، انجام شدند.

 

مزدوريِ اين گروه براي صدام و جبهه غربي-عربي در دهه شصت و بعد از آن موجب شده تا هيچ پايگاه اجتماعي در بين مردم نداشته باشند و اين عدم محبوبيت را مي‌توان در فرسودگي سازمان در سال‌هاي اخير و محدود شدن اعضاي آن به عده‌اي افراد پا به سن گذاشته و مسلوب‌الاراده در اردوگاه آلباني مشاهده کرد.
 

هرچند مزدوري فصل مشترک شخصيت‌ها و احزاب مخالف نظام جمهوري اسلامي در خارج از کشور است اما مجاهدين خلق در اين فقره آن‌چنان گوي سبقت را از سايرين ربودند که موجب شده حتي در بين گروه‌هاي اپوزيسيون نيز منفور باشند. علت آن هم همکاري با رژيم بعث عراق در دوران جنگ تحميلي عليه ملت ايران و رزمندگان است.
 

هسته اوليه اين گروه در سال 1344، دوازده سال پس از کودتاي 28 مرداد و 2 سال پس از سرکوب خونين قيام پانزده خرداد، توسط سه تن از اعضاي سابق جبه? ملي دوم و نهضت آزادي و با هدف مبارزه عليه رژيم شاه، تشکيل شد. اما در سال 1350 ضربات ساواک به نيروهاي گروه گسترده شد و تقريباً تمامي کادر مرکزي گروه دستگير و اعدام شدند و تعدادي ديگر به گذراندن حبس محکوم گرديدند. پس از اعلام تغيير ايدئولوژي در سال 1353 و اعلام رسمي گرايش مارکسيستي گروه توسط فردي به‌نام تقي شهرام، عده‎اي از اعضاي باقي‎مانده در زندان شروع به بازسازي گروه با همان ساخت فکري التقاطي کردند. بيشتر اين عده به دور شخصي به نام «مسعود رجوي» گرد آمدند. او تنها عضو باقيمانده از مرکزيت اوليه گروه بود و در موج‌هاي اوليه دستگيري اعضاي گروه در سال 1350 دستگير شده بود و در زمان دستگيري جوان‎ترين عضو مرکزيت گروه بود.


انحراف از مبارزه عليه طاغوت به جنايتکاري عليه خلق مظلوم
نام گروهک مجاهدين‌خلق، پس از متلاشي شدن آن، اولين ‌بار پس از پيروزي انقلاب اسلامي در حالي مطرح شد که مسعود رجوي و هم‌فکرانش با زرنگي نفرات آزاد شده و اعضاي پراکنده گروه را به سرعت جمع‌‌وجور کردند و در حقيقت «سازمان مجاهدين خلق ايران» را بار ديگر پايه‌گذاري کردند. پس از پيروزي انقلاب اسلامي منافقين در کلام خود را پيرو انقلاب مي‌دانستند؛ اما در عمل از هر فرصتي جهت ايجاد تنش و آشوب در کشور استفاده مي‌کردند. در فرصت ايجاد شده پس از پيروزي انقلاب اسلامي منافقين به‌‌سرعت خانه‌هاي تيمي خود را آماده و مسلح کردند. در همين حين در عرص? سياسي کشور نيز به تنش‌آفريني و ايجاد آشوب بين گروه‌هاي سياسي مشغول بودند. سرانجام اين تنش در انقلاب فرهنگي بيشتر شد و منجر به زدوخوردهاي خياباني گرديد. منافقين با حمايت از بني‌صدر و اقدامات وي نقش مؤثري در تحريک بني‌صدر عليه انقلاب اسلامي داشتند. همزمان با اين اقدامات منافقين در جبهه‌هاي جنگ نيز به نفاق مشغول بودند و نيروهاي خود را در غالب رزمنده به جبهه‌ها اعزام کرده بودند اما وظيف? اصلي آنها کسب اخبار و اطلاعات نيروهاي انقلابي، سرقت سلاح و تجهيزات و جاسوسي به‌نفع دشمن از نيروهاي نظامي بود.

 

فرار منافقين از ايران و پناه بردن به دامن صدام
سازمان بعد از 30 خرداد 1360 که وارد فاز مسلحانه و ترور در داخل کشور شد، مرکزيت خود را به فرانسه منتقل کرد و با تشکيل شوراي به‌اصطلاح ملي مقاومت با حضور ابوالحسن بني‌صدر و مسعود رجوي، يک دولت در تبعيد را تشکيل دادند. (هرچند بعد از مدتي بني‌صدر نيز نتوانست با رجوي همکاري کند و از اين شورا جدا شد.)

 

فعاليت گروهک منافقين در بين سال‌هاي 60 تا 64 بر ترورهاي داخل ايران متمرکز بود. يک بخش از اين جنايات معطوف به ترور سران نظام به‌اصطلاح منافقين «راس هرم» بود که واقعه 7 تير و 8 شهريور(انفجار در دفتر حزب جمهوري اسلامي و دفتر نخست‌وزيري) از آن جمله است و يک بخش نيز زدن سرانگشتان نظام (اصطلاحي که منافقين به‌کار مي‌بردند) بود که شامل مردم کوچه و بازار مي‌شد که گاه تنها جرمشان داشتن عکس امام خميني يا شهداي انقلاب بر ديوار مغازه‌شان بود. با اين وجود بعد از ضربه 19 بهمن 1361 و ترور مرکزيتِ داخل کشورِ سازمان در خانه‌اي در زعفرانيه و هلاکت موسي خياباني (مرد شماره دوم سازمان) و‌اشرف ربيعي همسر رجوي که هدايت ترورها را برعهده داشتند، به مرور از توان و ظرفيت اين گروه در داخل کشور کاسته شد. در اين مقطع برخي نفرات دستگير يا اعدام شدند، برخي در درگيري‌هاي کميته با خانه‌هاي تيمي به هلاکت رسيدند، تعدادي به خارج کشور رفتند و عده‌اي نيز مخفيانه در ايران زندگي مي‌کردند. در اين زمان البته بخشي از اعضاي سازمان با حضور در خاک عراق به فعاليت‌ها محدود نظامي و راديويي عليه جمهوري اسلامي مشغول بودند.
 

از تشکيل ارتش به‌اصطلاح آزاديبخش تا شکستن کمر نفاق در مرصاد
با تشکيل ارتش به‌اصطلاح آزاديبخش در ‌اشرف، صدام از توان محدود آنها به‌عنوان پياده‌نظام براي عمليات در داخل خاک ايران استفاده کرد. اولين عمليات، عمليات آفتاب بود که 8 فروردين ماه سال 1367 با پشتيباني نيروهاي عراقي و با هدف تصرف فکه صورت گرفت. عمليات دوم، چلچراغ نام داشت که 28 خردادماه 67 با هدف تصرف مهران انجام شد.

 

اين دو عمليات اين توهم را براي رجوي پديد آورد که مي‌تواند با ارتش خودساخته‌اش به سمت مرزهاي ايران حرکت کند. از سويي با پذيرش قطعنامه 598 در روزهاي پاياني جنگ، ارتش عراق با استفاده از ظرفيت منافقين تلاش کرد تا ضربه‌اي در مرزهاي غربي به نيروهاي ايراني وارد کند، هرچند صدام نيز که 8 سال جنگ را با ايران پشت سر گذاشته بود، بعيد بود که حساب ويژه‌اي روي ارتشي باز کند که اکثريت آن را زنان تشکيل مي‌دادند.
 

منافقين براي عمليات فروغ جاويدان همه نيروهاي خود را از خارج کشور و اروپا فرا خواندند. مسعود رجوي در سخنراني پيش از شروع عمليات اعلام کرد قرار است 48 ساعته تهران را تصرف کنند! در حقيقت برخلاف دو عمليات ديگر که با هدف تصرف زمين و اسيرگيري انجام شده بود، عمليات فروغ جاويدان با هدف سقوط نظام برنامه‌ريزي شد.
 

در روز حمله و آغاز عمليات نيروهاي نظامي وابسته به سازمان مجاهدين خلق از مرز قصرشيرين حمله‌ور شدند. به گفته فرماندهان نظامي در زمان جنگ، مردم و نيروهاي نظامي تصور مي‌کردند که عراق دوباره به ايران حمله کرده است و يک روز زمان برد تا مردم و نيروهاي نظامي به نتيجه قطعي برسند که منافقين به ايران حمله کرده‌اند.
 

جنايات تکان‌دهنده منافقين در کردستان
با ورود منافقين شهرهاي کرند، اسلام‌آباد و گيلانغرب شاهد جنايات وسيع از سوي آنها عليه مردم و غيرنظاميان بود که در يک نمونه از اين جنايات، سربازان ارتش و مجروحان بيمارستان اسلام‌آباد را سربريده و اجساد آنها را سوزاندند.

 

ابراهيم خدابنده از اعضاي جداشده سازمان دراين‌باره مي‌گويد: سازمان به نيروها اعلام کرده بود که اسير نمي‌گيريم به همين دليل تمام اسيرها را تيرباران مي‌کردند و مي‌کشتند. حتي مجروحين را از بيمارستان اسلام‌آباد بيرون آورده بودند و تيرباران کرده بودند. مزرعه‌ها را هم آتش مي‌زدند و حيوانات را مي‌کشتند تا جوي ايجاد کنند که همه بترسند. با مشخص شدن ورود منافقين به داخل خاک ايران، محسن رضايي فرمانده وقت سپاه پاسداران که در جنوب کشور بود به سمت کرمانشاه راه افتاد و عمليات مرصاد براي مقابله با آنها طراحي شد.
 

خائنان به وطن در کمين «صياد»‌ها
شهيد سپهبد صياد شيرازي با استفاده از توان هوانيروز به ستون زرهي مجاهدين يورش برده و در تنگه چهارزبر توانست آنها را متوقف کرده و بسياري از نيروهاي سازمان با حمله هوايي به هلاکت رسيدند. همچنين تعداد زيادي از آنها در بازگشت به سمت مرز، از سوي مردم دستگير شده يا در درگيري با نيروهاي محلي کشته شدند.

 

شهيد صياد در کتابِ «در کمين گل سرخ» درباره اين عمليات مي‌گويد: صبح روز پنجم مرداد عمليات مرصاد با رمز يا علي آغاز شد. در تنگه چهارزبر چنان جهنمي براي ياران صدام برپا شد که زماني براي پشيماني نمانده بود. جاده به زودي انباشته از ادوات سوخته شد. همزمان با عمليات هوانيروز، علاوه‌بر گروه‌هاي مردمي، تعداي از لشکرهاي سپاه نيز که از جنوب به غرب آمده بودند، وارد عمليات شدند. راه از هر سو به روي بازماندگان کاروان بسته شده بود و آنان به سختي مي‌توانستند به عقب برگردند. بعضي از آنها به روستاها پناه برده بودند و بعضي‌هايشان با خوردن قرص سيانور خود به زندگي خود خاتمه داده بودند. عمليات که تمام شد در جادة کرمانشاه ـ اسلام‌آباد هزاران کشته از آنان به‌جا مانده بود. اجساد پسران و دختراني که با ملت خود بسيار ناجوانمردانه رفتار کرده بودند. کساني که روز تنهايي ميهن به ياري اردوي خصم شتافته بودند.
 

جلادهاي ديروز، هشتگ‌سازهاي تروريسم مجازي امروز
اگر روزي منافقين جان مردم را هدف ترورهاي خود قرار مي‌دادند، امروز به برکت امنيت ايجاد شده دست آنها از جسم مردم کوتاه شده، اما امروز با تبديل شدن به پادوهاي مفلوک پروژه رسانه‌اي آمريکا و اروپا عليه ايران ، همچنان افکار و اعتقادات مردم در معرض تجاوزات آنهاست. آنان با استفاده از بستر فضاي مجازي همه روزه به هشتگ‌سازي عليه ايران اسلامي مشغول هستند که در اين زمينه هم گفتني بسيار است.

 

اسارتگاه ‌اشرف در عراق، اسکاني موقت در فرانسه و سپس کمپي محصور در روستايي در نزديکي تيرانا سرنوشت دهه‌هاي اخير فرقه رجوي است. فرقه‌اي که امروز مجبور است حتي مرگ و زندگي عنصر اصلي خود يعني مسعود رجوي را در هاله‌اي از ابهام قرار دهد و به‌رغم زندگي مخفيانه و ذلت بار او در آلباني، درباره او سخني نگويد. بيماري مريم رجوي سرکرده عملياتي اين گروه در کنار رسوايي روزافزون اين سازمان و تشديد جداشدگي کادرهاي ظاهراً وفادار معضلاتي است که رجوي‌ها با آن دست و پنجه نرم مي‌کنند.
 

منافقين، امروز آخرين نفس‌هاي خود را مي‌کشند و بدون هيچ پايگاه اجتماعي در داخل ايران، صرفا به دلارهاي سعودي و آمريکايي دل خوش کرده‌اند تا بلکه از اين طريق بتوانند براي خود وجاهتي به‌منظور بازيگري کسب کنند. مرگ تدريجي منافقين در حالي است که اين گروهک در حوزه استراق‌سمع و دريافت اطلاعات از داخل، هزينه‌هاي زيادي در سال‌هاي اخير پرداخت کرده و امروز منبع اطلاعاتي براي سازمان‌هاي جاسوسي کشورهاي متخاصم با جمهوري اسلامي، ازجمله رژيم اسرائيل و عربستان تبديل شده‌اند. خبرسازي در مورد اوضاع داخلي ايران، تضعيف نقاط قوت نظام، تخريب افکار عمومي، اثرگذاري در رسانه‌هاي گروهي و فضاي مجازي، حتي کامنت‌نويسي از کارهايي است که منافقين مفلوک در سطوح مختلف انجام مي‌دهند. اين تروريست‌هاي آواره که روزي سوداي رسيدن به تهران را در سر خود مي‌پروراندند اين روزها با خفت و خواري در سوله‌هاي متروک روز خود را با هشتگ‌سازي عليه جمهوري اسلامي در فضاي مجازي شب مي‌کنند و براي دو روز بيشتر ادامه دادن به زندگي سراسر نکبت و جنايت خود به سرويس‌هاي جاسوسي غربي، عربي، عبري سرويس مي‌دهند.

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/najva/post/58319
0 نظر
دسته بندی