× تماس با ما
4 0 نظرات 4086 بازدید
تاریخ انتشار 22 روز پیش

قسم به خون پاشیده بر دیوار فرودگاه بغداد

قسم به خون پاشیده بر دیوار فرودگاه بغداد

قسم به خون پاشيده بر ديوار فرودگاه بغداد (يادداشت روز)

 

مصطفي الکاظمي ديروز وارد تهران شد. اين اولين سفر رسمي نخست‌وزير عراق است. قرار بود وي پيش از تهران به رياض برود که ظاهراً به دليل بستري شدن پادشاه عربستان در بيمارستان، اين سفر به تعويق افتاد اما برنامه سفر وي به ايران تغييري نکرد. روابط تهران-بغداد از اهميت ويژه و خاصي برخوردار است و بيراه نيست اگر بگوييم اين رابطه دو جانبه براي هر دو کشور متفاوت از روابط با ساير همسايگان است.


چهل سال پيش عراق تحت حکومت صدام جنگي تجاوزکارانه را عليه جمهوري اسلامي ايران که نظام نوپايي محسوب مي‌شد آغاز کرد. جنگي خونبار که هشت سال به طول انجاميد و خسارت‌هاي زيادي را براي هر دو کشور و ملت به همراه داشت. حمايت ديپلماتيک، اطلاعاتي و تسليحاتي غرب و پول مرتجعين عرب از صدام غول خون‌آشامي ساخت که حتي به مردم خود نيز رحم نمي‌کرد و البته بزودي پاچه حاميان خود را نيز گرفت. کمتر کسي آن روزها مي‌توانست پيش‌بيني کند روزي تهران و بغداد به دو متحد نزديک و حتي فراتر از معادلات مرسوم ديپلماتيک تبديل شوند.


حمله تجاوزکارانه 17 سال پيش آمريکا و متحدانش به عراق -به بهانه مبارزه با سلاح‌هاي کشتار جمعي که هرگز پيدا نشد- و بعدها مشخص شد دروغي بيش نبوده است- سرنوشت اين کشور کهن را وارد مسير تازه‌اي کرد. آمريکايي‌ها مدعي بودند براي نجات مردم عراق وارد عمل شده‌اند و خود را نيروهاي آزاديبخش مي‌خواندند اما جناياتي را رقم زدند که روي صدام را هم سفيد کردند و اثرات آن همچنان بر جامعه و کشور عراق باقيست.
 

جمهوري اسلامي ايران از ابتداي اين تجاوز مخالفت خود را با آن اعلام کرد. اين مخالفت با تجاوزگري آمريکا براي حمايت از رژيم صدام نبود. جمهوري اسلامي مي‌دانست که عراق تحت اشغال آمريکا فردايي سياه‌تر از دوران صدام را در پيش خواهد داشت. چرا که آمريکايي‌ها ارباب و صدام دست‌پرورده آنها بود. اگر دخالت‌ها و حمايت‌هاي مستقيم و غيرمستقيم آمريکا نبود، مردم عراق خيلي پيش از حمله آمريکا کار رژيم بعث را يکسره کرده بودند.
 

عراق امروز با آنچه آمريکايي‌ها پيش‌بيني مي‌کردند و مي‌خواستند بسيار متفاوت است. آن‌قدر متفاوت که برخي از تحليلگران و سياستمداران آمريکايي و متحدان آمريکا حمله سال 2003 به عراق را اشتباهي تاريخي و استراتژيک مي‌دانند. يکي از اهداف آمريکا از حمله به عراق و اشغال اين کشور، تهديد ايران بود. قرار بود عراق به مستعمره غيررسمي آمريکا تبديل شود. دولت‌‌سازي و پس از آن ملت‌‌سازي، رئوس برنامه‌هاي نئومحافظه‌کاران واشنگتن براي عراق پساصدام بود.
 

خدا بر درجات شهيد حاج قاسم سليماني بيفزايد. يکي از عبارت‌هاي به يادگار مانده از اين استراتژيست بزرگ اين است؛ «من با تجربه اين را مي‌گويم که ميزان فرصتي که در بحران‌ها وجود دارد در خود فرصت‌ها نيست. اما شرط آن، اين است که نترسيد و نترسيم و نترسانيم.» جمهوري اسلامي ايران با هوشمندي، بحران و تهديد اشغالگري و حضور آمريکا در خاک همسايه غربي خود را تبديل به فرصت کرد. آمريکايي‌ها با جرم و جنايت و خيانت، نقاب از چهره واقعي خود نزد مردم عراق برداشتند و در عمل نشان دادند که اگر از صدام بدتر نباشند، بهتر هم نيستند. در اين سو ايران ظرفيت‌هاي اتحاد و برادري ميان دو کشور را فعال ساخت و ثابت کرد که متحد روزهاي سخت است.
 

روابط امروز ايران و عراق گرم و برادرانه است اما نبايد به اين سطح قانع بود و همچنان ظرفيت‌هاي فراواني براي ارتقا و تعميق اين رابطه وجود دارد. در اين خصوص چند نکته قابل توجه است؛
 

1- رابطه ايران و عراق يک رابطه عميق و تاريخي مبتني بر مشترکات قوي ديني و فرهنگي است. بسياري از علما و شخصيت‌هاي برجسته ايراني متولد عراق هستند و اين کشور را خانه دوم خود مي‌دانند. در عراق نيز همين‏گونه است. حوزه علميه قم و نجف يکي از مراکز ثقل اين اشتراک و ارتباط است. دشمنان پيوند ايران و عراق براي تضعيف و خدشه‌دار کردن اين رابطه برنامه‌هاي فراواني داشته و دارند. اين دشمنان نه خيرخواه ايران هستند و نه عراق و اگر حمايتي از فرد يا جرياني نيز مي‌کنند از روي اعتقاد قلبي و واقعي نيست و هدفي جز اختلاف‌افکني و ايجاد رقابت مسموم و کاذب ندارد. مسئولان و شخصيت‌هاي دو کشور در مواضع و رفتار خود بايد مراقب اين مسئله بوده و وارد چنين بازي‌هايي که جاي ديگر طراحي مي‌شود، نشوند. عشق دو ملت ايران و عراق به اهل بيت(ع) ظرفيت بي‌پاياني است که جلوه‌اي از آن را مي‌توان در مراسم بي‌نظير اربعين مشاهده کرد. اين ظرفيت را بايد قدر دانست و تقويت کرد و در عين حال مراقب شيطنت‌هاي معاندان آن نيز بود.
 

2- دو کشور در زمينه اقتصادي با مشکلات متعددي دست و پنجه نرم مي‌کنند. زيرساخت‌هاي عراق در دوران حکومت صدام و پس از آن در دوره تجاوز آمريکا، آسيب‌هاي فراواني ديده است. جمهوري اسلامي ايران نيز با مشکلات خاص خود مواجه است. دشمنان جمهوري اسلامي -در راس آنها آمريکا- مي‌کوشند از هر ابزاري -از تحريم گرفته تا تهديد و فشار سياسي و...- براي از بين بردن يا تضعيف روابط تجاري ايران با ساير کشورها استفاده کنند. علي‌رغم همه موانع و مشکلات اقتصادي پيش روي دو کشور، ايران و عراق از ظرفيت‌هاي بالقوه و بالفعل اقتصادي بسياري برخوردار هستند و مي‌توان گفت اقتصاد دو کشور مي‌تواند مکمل يکديگر باشد. تجارت ده ميليارد دلاري تهران و بغداد قابليت افزايش دو برابري و حتي بيشتر را نيز دارد. گسترش رابطه اقتصادي دو کشور در حوزه‌هاي مختلف نيازمند برنامه‌ريزي و پيگيري جدي مسئولان است. وزارت امور خارجه کشورمان در اين زمينه وظيفه‌اي مهم و سنگين برعهده ‌دارد که متاسفانه تا‌کنون آنچنانکه بايد و شايد به آن نپرداخته است. بازار عراق ظرفيت گسترده‌اي براي جذب دانش فني و محصولات ايراني دارد و براي عملياتي کردن آن ديپلماسي اقتصادي کشورمان در عراق بايد چندين برابر آنچه هست، فعال شود.
 

3- اما مهم‌تر از مسئله تجارت ميان دو کشور و پيش زمينه تعميق روابط اقتصادي، مسئله امنيت است. دو کشور طولاني‌ترين مرزهاي زميني مشترک را دارند. امنيت عراق، امنيت جمهوري اسلامي است. اين يک تعارف ديپلماتيک نيست. ناامني و عدم ثبات در عراق به سرعت بر وضعيت امنيتي جمهوري اسلامي ايران تاثير منفي مي‌گذارد. بسياري از تهديدات امنيتي دو کشور مشترک هستند. روابط امنيتي ميان ايران و عراق بايد تعميق يابد. امنيت عراق تا زماني که اشغالگران آمريکايي در اين کشور حضور دارند، پايدار نخواهد بود. عراق باثبات و مقتدر آن چيزي نيست که براي واشنگتن مطلوب باشد. دولت الکاظمي در اين خصوص آزمون بزرگي پيش روي خود دارد. پارلمان عراق به اخراج نيروهاي آمريکايي راي داده است و عملي کردن اين مصوبه بر عهده دولت است. بي‌شک اين آزمون آساني نيست و آمريکايي‌ها اصرار دارند عراق را ترک نکنند. اما تعلل و عدم اقدام جدي دولت عراق در اين زمينه، شليک به پاي خود است. ايراني‌ها با تقديم خون عزيزترين فرزندان خود براي امنيت عراق، برادري خود را به اثبات رسانده‌اند. لکه‌هاي خون بجا مانده از مردان دو کشور بر ديوار فرودگاه بغداد گواه اين پيوند عميق و ناگسستني ميان دو کشور و ملت است.
 

4- پرونده ترور سردار سليماني و ابومهدي المهندس به دست آمريکايي‌ها مسئله‌اي مهم در روابط دو کشور است. هيچ فردي در عراق درباره نقش سردار سليماني در نجات اين کشور از شرّ داعش کمترين ترديدي ندارد. آمريکايي‌ها در اقدامي تروريستي مهمان رسمي کشور عراق را به همراه فرمانده حشد‌الشعبي به شهادت رساندند. دولت عراق در اين قضيه بايد اولين مدعي و شاکي باشد. برخورد ضعيف با اين پرونده، به گستاخي بيشتر تروريست‌هاي آمريکايي منجر شده و از اين پس هيچ مسئول و شخصيت عراقي از تهديد تروريستي آنها در امان نخواهد بود. همان‌طور که رهبر انقلاب در ديدار روز گذشته با الکاظمي تاکيد کردند؛ «جمهوري اسلامي ايران هرگز اين موضوع را فراموش نخواهد کرد و قطعاً ضربه متقابل را به آمريکايي‌ها خواهد زد.» در عين حال دولت و ملت عراق نيز در اين خصوص وظيفه و رسالتي مهم بردوش دارند. عزت عراق ايجاب مي‌کند پاسخ قاتلان فرزندان و مهمانان خود را با قاطعيت داده و به آمريکايي‌ها بفهماند آسمان و خاک اين کشور جاي جولان آنها نيست.

 

محمد صرفي

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/najva/post/58262
0 نظر
دسته بندی