× تماس با ما
1 0 نظرات 1065 بازدید
تاریخ انتشار 22 روز پیش

چرخش در سیاست ترکیه مقابل ارمنستان و جمهوری آذربایجان

چرخش در سیاست ترکیه مقابل ارمنستان و جمهوری آذربایجان

چرخش در سياست ترکيه مقابل ارمنستان و جمهوري آذربايجان

 

در حالي ترکيه در مقابل ارمنستان موضع تندي در پيش‌ گرفته است و از آذربايجان دفاع مي‌کند که شواهد نشان مي‌دهد ترکيه هيچ‌گاه موضع ثابت در سياست خارجي خود نداشته است.

 

مناقشه بر سر منطقه قره‌باغ وارد مرحله حساسي شده است؛ اگر بگوييم دو کشور آذربايجان و ارمنستان در مرز جنگ قرارگرفته‌اند مبالغه نکرده‌ايم.

 

واقعيت اين است که نزديک به سه دهه است که کشور ارمنستان و آذربايجان بر سر منطقه قره‌باغ کشمکش سياسي و گاهي نظامي داشته‌اند. ارمنستان و آذربايجان هر دو از جمهوري‌هاي استقلال‌يافته اتحاد جماهير شوروي هستند و بر سر مالکيت منطقه قره‌باغ با يکديگر اختلاف دارند. زيرا منطقه قره‌باغ در مرز اين دو کشور واقع‌شده و اين منطقه تا قبل از فروپاشي شوروي سابق تحت کنترل آذربايجان بود.

 

پس از اينکه جمهوري آذربايجان در سال 1991 اعلام استقلال کرد، ارمنستان باهدف حاکميت بر منطقه قره‌باغ وارد جنگ با آذربايجان شد. جنگي که سه سال طول کشيد و نتيجه آن کشته شدن و آوارگي هزاران نفر از ساکنان منطقه بود. هرچند با مداخله روسيه اين جنگ در سال 1994 به يک آتش‌بس منتهي شد، اما اين درگيري‌ها هرگز به معناي واقعي متوقف نشد و همانند آتش زير خاکستر هرازگاهي دو طرف وارد درگيري نظامي مي‌شوند.

 

از يکشنبه هفته گذشته 22 تيرماه هم شاهد درگيري دو کشور در منطقه مرزي «تووز» هستيم که در پي آن شماري از نظاميان آذربايجان و ارمنستان کشته و يا زخمي شدند. در پس اين درگيري‌ها مقامات سياسي ايران همانند گذشته خواستار خويشتن‌داري دو کشور همسايه شدند و اعلام کردند که تهران حاضر به ميانجي‌گري ميان طرفين است. جمعه گذشته نيز محمدجواد ظريف همين پيشنهاد را دوباره تکرار کرد، ظريف به دنبال انتصاب «جيحون بايراموف» به‌عنوان وزير امور خارجه جديد جمهوري آذربايجان، در گفتگويي تلفني با همتاي خود، ضمن تبريک اين انتصاب و تأکيد بر گسترش روابط دوجانبه، از درگيري‌هاي اخير ميان نيروهاي آذري و ارمني و جان باختن شماري از نظاميان اظهار تأسف کرد و گفت که تهران آماده ميانجي‌گري و کاهش تنش ميان طرفين است.

 

واقعيت اين است که مسأله قره‌باغ مربوط به دو کشور همسايه ايران است و تداوم مناقشه قره‌باغ تأثير مخربي بر ديگر همسايه‌هاي آذربايجان و ارمنستان خواهد داشت. براي همين مقامات تهران هميشه در تلاش بوده‌اند تا اين مسئله از مسير مسالمت‌آميز حل‌وفصل شود.

 

موضع‌گيري ترکيه مقابل ارمنستان

اما در اين ميان موضع ترکيه در مقابل اين مسئله قابل‌تأمل است. پس از آغاز دوباره درگيري قره‌باغ مقامات ترکيه در سخنانشان از آذربايجان دفاع کردند و در موضع‌گيري عنوان کردند که به‌طور کامل و همه‌جانبه در کنار دولت باکو هستند. حتي در محتواي سخنانشان عناصر تهديد عليه ارمنستان نيز وجود داشت. قبل از واکاوي دليل موضع‌گيري ترکيه بايد نگاهي اجمالي به موضع آنکارا در مسائل سياست خارجي اين کشور که هيچ‌گاه ثبات نداشته است بيندازيم. موضع آنکارا در مقابل ايروان مانند ديگر رفتارهاي سياسي اين کشور هميشه در حال چرخش بوده است.

 

براي مثال در 10 اکتبر سال 2009 با ميانجي‌گري کشور سوئد ميان ترکيه و ارمنستان دو پروتکل «برقراري روابط ديپلماتيک» و «گسترش روابط دوجانبه» امضا شد. اين توافق يکي از مهم‌ترين گام‌هايي بود که هر دو کشور در راستاي عادي‌سازي روابط خود برداشته بودند.

 

نکته جالب‌توجه اين است که ترکيه هميشه رفتار سياسي تندي مقابل ارمنستان داشته و هميشه از آذربايجان در مقابل ارمنستان دفاع مي‌کرد اما به‌يک‌باره از اين موضع خود دست کشيده و به سمت ارمنستان متمايل شده و چنين پروتکلي را امضا مي‌کند. در آن زمان اتخاذ چنين تصميمي موجب دلخوري مقامات آذربايجان نيز شده بود. به‌طوري‌که برخي مقامات آذربايجان از اين موضوع ابراز نگراني کرده و گفتند تا زماني که ارمنستان از خاک آذربايجان خارج نشده، اقدام ترکيه براي گسترش روابط خود با ارمنستان نقض منافع آذربايجان است.

 

اما در آن برهه احمد داوود اوغلو وزير امور خارجه وقت ترکيه در پاسخ به رويترز عنوان کرد که ترکيه علاقه‌مند به ايجاد روابط با ارمنستان و قفقاز جنوبي است.

 

هرچند امضاي اين پروتکل‌ها نتيجه‌بخش نشد اما نکته قابل تأمل اين است که در همان سال در مسابقه فوتبالي که ميان دو تيم ترکيه و ارمنستان در شهر بورسا برگزار شد، بنا به دستور رجب طيب اردوغان اجازه ورود پرچم آذربايجان به دست شهروندان ترک و يا آذري به استاديوم داده نشد!

 

اين در حالي است که ترکيه به خاطر دوستي و حمايتش از آذربايجان هيچ‌گاه مانعي در اين خصوص ايجاد نمي‌کرد، اما اردوغان به‌يک‌باره در اين مسابقه مانع برافراشتن پرچم آذربايجان شد.

 

منافع ترکيه در گرو آذربايجان

تمامي اين مسئله نشان مي‌دهد ترکيه موضع ثابتي در مقابل ارمنستان و حتي آذربايجان نداشته است. با ديدن چنين سياستي اولين سوالي که به ذهن متبادر مي‌شود اين است که نزديکي به آذربايجان چه منفعتي براي ترکيه دارد که اين بار از در حمايت از آن کشور واردشده است؟

 

دليل اول بازمي‌گردد به پروژه خط لوله انتقال گاز ترانس آناتولي (تاناپ) موسوم به «جاده ابريشم انرژي» که باهدف انتقال گاز جمهوري آذربايجان به ترکيه و اروپا احداث‌شده است. منطقه تووز که در چند روز اخير بستر درگيري دو کشور بوده است در همين کريدور قرار دارد و ترکيه معتقد است که حمله ارمنستان به اين منطقه هدفمند انجام‌شده و آن‌ها قصد آسيب زدن به اين خط گازي را داشته‌اند. حتي تنها جاده‌اي که آذربايجان را از طريق گرجستان به ترکيه مي‌رساند، در اين مسير قرار دارد. براي همين رويدادهاي اخير موجب ناراحتي مقامات ترک شده است.

 

دليل دوم را نيز در روابط اقتصادي ترکيه و جمهوري آذربايجان مي‌توان ارزيابي کرد. روابط اقتصادي ترکيه و آذربايجان در شرايط مطلوبي قرار دارد، به‌طوري‌که سال گذشته رييس جمهوري آذربايجان در ديدار با معاون اول رييس‌جمهوري ترکيه از افزايش 20 درصدي حجم مبادلات تجاري دو کشور خبر داد.

 

«الهام علي اف» در ديدار با «فوآد اوکتاي» معاون اول رييس‌جمهور ترکيه عنوان کرده بود مبادلات تجاري دو کشور به 3 ميليارد دلار افزايش يافته است. همچنين افزايش حجم مراودات تجاري ميان دو کشور تا 15 ميليارد دلار تا سال 2023 هدف‌گذاري شده و اخيراً از سوي مجلس آذربايجان نيز تصويب شده است.

 

از طرفي آنکارا و باکو گسترش روابط نظامي ميان دو کشور را نيز در دستور کار خود قرار داده‌اند. بدين‌صورت که سال گذشته در چارچوب همکاري نظامي رزمايش مشترکي نيز صورت گرفت. حتي به‌تازگي جمهوري آذربايجان اعلام کرده که قصد خريد بعضي تسليحات نظامي بخصوص هلي‌کوپتر و هواپيماي بدون سرنشين از ترکيه دارد.

 

درنتيجه مي‌توان دريافت که ترکيه با در نظر گرفتن منافع خود به‌مرور مواضعش را تغيير مي‌دهد. اين موضوع صرفاً هم مختص به مسئله جمهوري آذربايجان يا ارمنستان نيست و در سياست خارجي خود نيز همين روند را داشته است.

 

مثلاً در مسأله ليبي که در ماه‌هاي اخير سروصداي بسياري به پا کرده است نيز همين سياست را در پيش‌گرفته است. زيرا دليل همکاري و همراهي آنکارا با «فائز سراج» نخست‌وزير دولت وفاق ملي در مقابله با «خليفه حفتر» که اين دو در ليبي بر سر قدرت درگير هستند، صرفاً در راستاي منافع خود در مديترانه شرقي عمل کرده است و درنتيجه بعيد نيست اين کشور در روزهاي آينده سياست خود در قبال ليبي را هم‌تغيير بدهد و به‌يک‌باره دولت وفاق ملي را تنها بگذارد!

 

آذر مهدوان

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/najva/post/58260
0 نظر
دسته بندی