× تماس با ما
1 0 نظرات 855 بازدید
تاریخ انتشار 29 روز پیش

چرا غرب گرایان داخلی به دنبال مذاکره با آمریکا هستند؟

چرا غرب گرایان داخلی به دنبال مذاکره با آمریکا هستند؟

چرا غرب گرايان داخلي به دنبال مذاکره با آمريکا هستند؟

 

قطعا نابساماني دنياي غرب در نيمه دوم 2020 تشديد خواهد شد لذا رسانه‌ هاي کشور از اين زاويه بايد به مسئله بازيگري آمريکا و اروپايي ها و رسالتي که ما در جمهوري اسلامي ايران براي استقرار عدل و رفاه مردم در جامعه و مقابله با مستبدان و زورگويان عالم داريم بپردازند.
 

آمريکا در سال‌هاي رياست جمهوري دونالد ترامپ وارد چالش هاي جديدي با کشورهاي قدرتمند جهان چون چين و روسيه شده است، تنش هاي فعلي اين کشور با چين و برخي کشورها موجب گمانه زني هاي جديدي شده است که اگر آمريکا به نقطه اي برسد که وضعيتش نابسامان تر از موقعيت فعلي شود ممکن است دست به اقدامات سختي عليه کشورهاي طرف مخاصمه بزند، در حالي که ‌شواهد خلاف اين نظر را ثابت مي کند. بنده بر اين باورم که در حال حاضر آمريکا و شخص ترامپ به دنبال بازي کردن با کارت ايران در صحنه انتخابات داخلي هستند، چرا که وضعيت کنوني مديريتي و سياسي ترامپ بسيار نامتعادل است. نکته اينجاست آقاي ترامپ از هر منظر نسبت به حريف خود برتري هايي دارد، سرکوب سياه پوستان و علاقه سفيد پوستان نژاد پرست به تداوم چنين سياست هايي وضعيت را به نفع ترامپ رقم مي زند چرا که جمعيت هواداران نابرابري نژادي در آمريکا قابل توجه است و همين حاميان مي توانند کماکان موقعيت ترامپ را تثبيت کنند. نکته ي بسيار مهم و قابل توجه در داخل کشور اين است که عده اي گمان مي کنند شايد بتوان با کارت ترامپ به دليل نياز به راي آوري بازي کرد و برخي هم معتقدند بايد براي روي کار آمدن دموکرات ها در آمريکا تلاش و صبر کرد، به اين معنا که برنامه هاي ما بايد در راستاي عدم راي آوري و رفتن ترامپ از صحنه رياست جمهوري آمريکا باشد، اين عده گمان مي کنند با رفتن آقاي ترامپ يک بار ديگر به مسير گذشته برجام بازمي گردند در حالي که شواهد نشان داده هر دو تفکر و نظريه اساسا غلط است، عنوان کنندگان هر دو موضوع نه منافع ملي را مي شناسند و نه رسالت و موقعيت انقلاب اسلامي و ظرفيت‌هايي که در سايه گفتمان انقلاب اسلامي و جهتي که کشور به آن نائل شده است ، لذا شناخت غرب موضوع مهمي است.

 

اگر اين دو دسته از نظريه پردازان و سياست گذاران غرب را بشناسند بين اروپا و آمريکا تفاوتي قائل نمي شوند و به اين نتيجه مي رسند که بين سياست هاي استکباري و استعماري آمريکا و اروپا نمي توان تفاوت زيادي قائل يا بين اين دو گسستي ايجاد کرد همانگونه که بين دموکرات ها و جمهوري خواهان نمي توان تفاوت بزرگي در قبال موضع گيري عليه ايران يا سياست هاي استعماري و استکباري قائل شد. تاريخ تقابل آمريکا با جمهوري اسلامي ايران نشان مي دهد سخت ترين تحريم ها عليه ايران در دوره دموکرات ها تصويب شده است، دموکرات ها به صورت زير پوستي شديدترين تحريم ها را عليه ايران وضع کرده اند.

 

شايد بتوان گفت بدترين اقدامات در منطقه پيراموني ما عليه عراق و افغانستان در دوره آقاي اوباما اتفاق افتاده است يا فشارهايي که بر ايران اعمال شد در اين دوره تصويب شد، مجموعه اين مسائل نشان مي‌دهد بيان کنندگان چنين محورهايي ظرفيت‌هايي که در سايه گفتمان انقلاب اسلامي و قيمت خون ده‌ها هزار شهيد و از جان گذشتگي ملت ايران به دست آمده را همچنان ناديده مي گيرند و با غفلت از کنار آن عبور مي‌کنند، عدم تکيه به توانايي ها و ظرفيت هاي داخلي و برجسته نکردن آن ها خسران بزرگي براي کشور به دنبال خواهد داشت. مسلما در همه شرايط بخصوص وضعيت کنوني بايد از زاويه برجسته سازي منافع ملي و ارتقاي قدرت ملي و تقويت مسير مقاومت وارد شويم، قطعاً آقاي ترامپ در شرايط نامتعادلي قرار دارد، واقعيت اين است که ترامپ يک کارگزار عادي نيست در واقع پشت پرده ساختار صهيونيستي آمريکا موجب روي کار آمدن آقاي ترامپ شده است لذا به نظر مي رسد سياستمداران آمريکايي براي جلوگيري از افول بيشتر و حتي فروپاشي ناگزير به استفاده از ظرفيت آقاي ترامپ هستند، چرا که مسئله داخلي براي آقاي ترامپ اولويت اول به شمار مي‌رود، وي تلاش مي‌کند تا پيروز انتخابات باشد و در ظاهر نيز نشان داده از چالش ابايي ندارد، راه انداختن چالش با چين يا با ايران، هر چند که در رابطه با ايران به نوعي دچار چالش بزرگي شده است و سعي مي کند پرونده ايران را در شوراي امنيت باز کند و بر روي آن مانور دهد.

 

واقعيت اين است که تلاش هاي آمريکا شبيه دست و پا زدن انسان در حال غرق شدن است. اينکه آمريکا به خاطر جلوگيري از فروپاشي وارد عرصه يک درگيري شود فقط يک توهم است، لذا اگر ترامپ بتوانند پيروز شود مسيري به مراتب نرم تر از قبل مبتني بر مذاکره و گفتگو با طرف مورد نظر را دنبال مي کند، هر چند با رويکرد برجسته تر کردن منافع آمريکا نسبت به گذشته وارد عمل مي شود، يعني به دنبال تجديد سياست هاي ناسيوناليستي است که در واقع منجر به ايجاد رقابت بين دو طرف آتلانتيک مي شود، به عبارتي متحدين آمريکا هم تلاش مي کنند تا آنها هم با کشورهاي اثرگذار مثل چين، روسيه و ايران به صورت مستقل کار کنند، بنابراين مي توان دريافت که وضعيت در غرب بسيار آشفته است بنحوي که متفکران غربي نيز بر آن تاکيد مي کنند که بخشي از اين آشفتگي محصول تحولات سال 2008 و 2015 بحران هاي اقتصادي و بحران پناهجويان بود که امروز غرب با بحران سوم يعني بيماري کرونا مواجه شده است، بيماري که منجر به افت شديد رشد اقتصادي جهان غرب و رسيدن آن به زير منفي 7 درصد شده است، برآوردها نشان مي دهد در صورت ساخت واکسن کرونا تا سال 2023 اقتصاد جهان غرب فرصتي براي نجات و خروج از اين وضعيت نخواهد داشت، بنابراين شرايط غرب وخيم تر از تصورات ماست.

 

مساله اين است غربي ها و آمريکايي ها که خود را سردمداران جهان مي دانند در شرايط وخيم امروز خود مجبور به دادن مانور قدرت هستند در حالي که مشکل اصلي جمهوري اسلامي ايران ساماندهي ساختارهاي حکمراني است. در حال حاضر بيش از هر زمان نسبت به گذشته مسئله شيوه اداره اقتصاد کشور مورد انتقاد است، اينکه مقام معظم رهبري مکرر بر جهش توليد و رفع موانع کسب و کار و اتکا به ظرفيت‌هاي داخلي تاکيد مي‌کنند ناظر بر اين موضوع است که مديريت اقتصادي کشور راه درستي را طي نکرده لذا اين ساختارها نيازمند اصلاحات جدي است، در حالي که متاسفانه غرب گرايان کشور به دليل گره خوردن منافعشان در ناکارآمد سازي ساختار داخلي و اميدواري به غرب تلاش مي کنند تا درباره راهگشا بودن مذاکره با غرب بزرگنمايي کنند و سياست‌ها را در راستاي موثر سازي اين نکته نشان دهند، در حالي که غرب امروز بيش از هر زمان حتي بعد از جنگ جهاني دوم به اين اندازه ضعيف‌ نبوده است. قطعا نابساماني دنياي غرب در نيمه دوم 2020 تشديد خواهد شد لذا رسانه‌ هاي کشور از اين زاويه بايد به مسئله بازيگري آمريکا و اروپايي ها و رسالتي که ما در جمهوري اسلامي ايران براي استقرار عدل و رفاه مردم در جامعه و مقابله با مستبدان و زورگويان عالم داريم بپردازند.

 

 ابوالفضل ظهره وندي(کارشناس مسائل بين الملل)-راهبرد معاصر

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/najva/post/37994
0 نظر
دسته بندی