× تماس با ما
3 1 نظرات 1223 بازدید
تاریخ انتشار 9 روز پیش

حجاج بن یوسف ثقفی : بزرگترین جنایت کار تاریخ اسلام و فرمانده ی آتش و کشتار در کعبه

حجاج بن یوسف ثقفی : بزرگترین جنایت کار تاریخ اسلام و فرمانده ی آتش و کشتار در کعبه

 حجاج بن يوسف ثقفي : بزرگترين جنايت کار تاريخ اسلام و فرمانده ي آتش و کشتار در کعبه
 

از امراي معروف دوران خلافت امويان كه در سال 41ق متولد شد. دوران كودكي خود را تحت آموزش‌هاي پدرش گذرانيد و به ويژه در فراگيري قرائت قرآن كريم كوشش كرد. حجّاج تا اندكي پيش از 30 سالگي را در طائف به كار چوپاني، دبّاغي و چاه‌كني و سنگ‌كشي و كشاورزي مي‌پرداخت.
 

  چون "عبدالملك بن مروان" به خلافت رسيد، شغل‌هاي كوچكي به حجّاج سپرد و حجّاج از عهده امور محوله به خوبي بر‌آمد. تملق و سرسپردگي حجّاج به خليفه اموي حدي نمي‌شناخت، مثلاً خليفه را فرستاده خدا و از ملائكه برتر مي‌شمرد.
 

  حجّاج در سال 72 ه‍.ق قيام ابن زبير را كه حدود 20 سال در حجاز دعوي خلافت داشت، خاموش كرد و اين براي عبدالملك و مروان خدمتي اندك و ناچيز نبود.
 

  عبدالملک، حجّاج را والي مكه گردانيد و هنوز دير زماني نگذشته بود كه امارت مدينه و سپس كل حجاز و حتي يمامه و يمن را نيز به وي داد (73ق). اما هنوز بيش از دو سال از ولايت وي بر حجاز نگذشته بود كه عبدالملك وي را از امارت حجاز برداشت و به حكومت عراق، به جاي "بِشربن مروان" گماشت (75ق). عراق از ديرباز مركز شيعيان و ديگر ناراضيان از دستگاه خلافت اموي بود و آن‌جا را جز قساوت و بي‌رحمي حجاج، چيز ديگري آرام نمي‌كرد. حجّاج ناشناس و آرام به مسجد كوفه وارد شد و درخطبه‌اي مردم كوفه و عراق را تهديد و تحقير كرد:
 

«كوفيان! سرهايي مي‌بينم چون ميوه رسيده كه چيدن آن‌ها فرا رسيده و اين كار به دست من ميباشد، گويي خون‌ها را مي‌بينم كه ميان عمامه‌ها و ريش‌ها روان است.»
 

  حجّاج 20 سال والي عراق بود. ده سال نخست را تقريباً به سركوب جنبش‌هايي چون قيام عبدالله بن جارود (76ق)، شورش‌هاي پي‌درپي خوارج به خصوص نافه ازارقه و شورش مطرّف بن مغيرة بن شعبه (77ق) پرداخت، اما مهم‌ترين آن‌ها شورش عبدالرحمن بن محمد بن اشعث كِندي بود. اين جنبش كه اصل آن از شرق ايران آغاز شد، 3 سال به طول انجاميد.
 

  حجّاج كه براي مدتي تسلط بر كوفه و مصر را هم از كف داده بود، سرانجام در دو نبرد مهم و سرنوشت ساز "ديرالحَجاجِمْ" و "مَشكِنْ"، ابن اشعث را شكست داد و عراق را براي امويان حفظ كرد.
 

اصولاً حجّاج حتي در ظاهر نيز، خود را مسلمان معتقدي نشان نمي‌داد، مثلاً يك توهين او به مدفن شريف حضرت رسول صلي‌الله عليه‌ وآله مايه تكفير او شده است. رفتار بي‌رحمانه حجّاج با مخالفان سياسي نيز چندان نياز به تفصيل ندارد، اما عناد و كينه او با  با شيعه حدي نمي‌شناخت چنان چه جمعي از شيعيان و محبان علي عليه‌السلام، از آن جمله قنبر غلام آن حضرت ، كميل بن زياد نخعي و  يحيي بن ام‌طويل را به بدترين گونه‌ايي كشت و امر به سبّ آن حضرت كرد.
 

  رفتار حجّاج با ديگر صحابيان و ياران رسول خدا صلي الله عليه وآله نيز كما بيش با توهين و تحقير همراه بود، از آن جمله انس بن مالك خادم پيامبر صلي الله عليه وآله است كه حتي عبدالملك نيز از توهين به او خشمگين شد.

 

  گفته‌اند كه تا هنگام مرگ، دست كم صد هزار تن را از دم تيغ گذرانيده بود و نزديك همين تعداد را هم درباره شمار زندانيان او گفته‌اند. از نظر بسياري از صاحبان نظر، حجاج بلاي خداوندي بر مردم سركش عراق بودِ، چنان‌چه اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام فرموده است:
 
«....اما والله لَيسَلِّطَنَّ عليكم غلام ثقيف الذّيال المتيال يأكل خضرتكم  و يذيبُ ثَحْمَتَكم...»
 
  مرگ حجاج در سن حدود 54 سالگي در رمضان 95ق بر اثر ناراحتي معده روي داد، در حالي كه گفته‌اند از قتل فجيع سعيد بن جبير ــ يکي از بزرگان تابعين ــ  ناراحت بود.1
 
 
حجاج بن يوسف در سال 95 هجري قمري در طائف به دنيا آمد و سراسر عمرش آميخته با جنايت و خونريزي و ظلم و تباهي بود. اوج ستم و بيداد حجاج در سال هايي بود که از طرف عبدالملک بن مروان به فرماندهي جنگ‌ها انتخاب شد و سپس حکومت عراق را به دست گرفت.

 

او مردي خونخوار بود و پيرمرد و بچه و بزرگ و کوچک را به اتهام شيعه بودن مي‌کشت. در عصر حجاج اگر به کسي مي‌گفتند کافر، بيشتر راضي بود تا اينکه بگويند شيعه. در ليست افراد فراواني که در حکومت حجاج، بيگناه کشته شدند، نام انسان‌هاي والا و ارجمندي همچون قنبر، خدمتکار حضرتعلي عليه السلام، کميل بن زياد و سعيد بن جبير به چشم مي‌خورد.
 

حجاج در مجلسي برخي از فضائل خود را چنين برشمرد: «در مجالس ما هيچگاه از عثمان بدگويي نشده است. هفتاد نفر از بستگان ما در جنگ صفين به نفع معاويه کشته شدند؛ از طائفه ما هيچکس با زني که دوستدار علي باشد، ازدواج نکرده است؛ زنان ما نذر کردند اگر حسين کشته شود ده شتر بکشند؛ هر کس از خاندان ما نام علي را بشنود به او و حسن و حسين و مادرشان نيز بد مي‌گويد.»

 

حجاج 120 هزار نفر را در بيرون از ميدان جنگ قتل عام کرد. در زندان‌هاي مختلطش 50 هزار مرد و 30 هزار زن بودند که 16 هزار نفر آنان برهنه بودند. زندان‌هاي حجاج سقفي براي جلوگيري از آفتاب تابستان و سرما و باران زمستان سقف نداشت. خوراک زندانيان ناني بود از جو که با خاکستر و نمک مخلوط بود و پس از مدت کوتاهي، هر زنداني که از آن مي‌خورد رنگ چهره‌اش سياه مي‌شد.
 

جنايت‌هاي بي شمار حجاج، او را در چشم عبدالملک بن مروان، خليفه غاصب و ستمگر اموي، آنچنان عزيز و مقرب کرده بود که هنگام مرگ به فرزندانش گفت:«شما را سفارش مي‌کنم به تقواي خدا و احترام به حجاج.»
 

عمر بن عبدالعزيز مي‌گويد:« اگر هر گروهي بخواهد نماينده‌اي را به عنوان خبيثت‌ترين فرد گروه خود معرفي کند و ما نيز حجاج را معرفي کنيم، در مسابقه‌ي تعيين قهرمان جنايت، ما برنده خواهيم شد.»
 

حجاج پس از عمري جنايت در 54 سالگي مبتلا به دل‌درد شديدي شد و پس از پانزده روز دست و پنجه نرم کردن با بيماري و مبتلا شدن به مرض لرزه و سردي اندام _ که هر چه آتش در اطرافش برمي‌افروختند باز گرم نمي‌شد - سرانجام به هلاکت رسيد. او را در «واسط» (ميان راه بصره و کوفه) دفن کردند و بر قبرش آب بستند و آن را از چشم دشمنانش مخفي کردند. (وليد بن عبدالملک|وليد)، پسر عبدالملک بن مروان، برايش مجلس عزا به پا کرد.

 

اميرالمومنين علي عليه السلام در يکي از خطبه‌هايش پس از اينکه از وضعيت نامناسب برخي از يارانش شکايت کرد، حکومت حجاج را چنين پيشگويي فرمود:« آگاه باشيد، به خدا سوگند، پسرکي از طائفه ثقيف که هوسباز و متکبر است بر شما مسلط مي‌شود، و اموال و کشتزارها و باغ هاي سرسبز شما را به غارت مي‌برد.»2

 

تاريخ الخلفاي سيوطي: پنجمين خليفه بني اميه، عبدالملک بن مروان(26-86هجري)خونخوارترين خليفه اين خاندان بود. وقتيکه عبدالله بن زبير حاضر به بيعت با او نشد،عبدالملک فرمان قتل او را داد،ولي وي براي نجات جان خود به خانه کعبه پناه برد و در آنجا بست نشست. با اطلاع بر اين موضوع، عبدالملک حجاج ابن يوسف ثقفي والي بصره را که به سفاکي و خونريزي شهرت داشت برگزيد و از او خواست که به هر صورت که مقتضي بداند عبدالله را به قتل رساند و سرش را براي او به شام (دمشق) بفرستد و براي انجام اين ماموريت سپاه کارآمدي را نيز در اختيار او قرار داد. با دريافت اين فرمان حجاج مردم بصره را براي برگزاري نماز جمعه به مسجد بزرگ شهر فرا خواند، و در خطبه نماز بدانان گفت: دانسته باشيد که خليفه سفاک ترين والي خودش را براي انجام ماموريتي بزرگ برگزيده است، و اين برگزيده او منم. هم اکنون ميان شما سرهاي بسياري را مي بينم که آماده بريده شدنند، اگر نخواهيد از جمله آنها باشيد بايد بي چون و چرا آماده همکاري با سپاه خليفه باشيد، و در غياب من نيز هوس سرکشي نکنيد. چند روز بعد عازم مکه شد و بيدرنگ خانه کعبه را به محاصره گرفت،و براي نخستين بار در تاريخ اسلام آنرا به منجنيق بست تا براي سپاهيان او راه دخولي بدان باز شود. چند روز تمام ديوار کعبه با منجنيق کوبيده شد تا سرانجام حصار شکست و سپاهيان حجاج وارد آن شدند و عبدالله بن زبير را در بسترگاهش سر بريدند. و از آنجا تمامي خدام مسجدالحرام را کشتند،و حجرالاسود معروف را چهار پاره کردند و خود مسجدالحرام را آتش زدند.سپس دامنه کشتارها را به داخل شهر کشاندند و درهاي خانه قريشيان را سوزاندند و نقاب از صورت زنان قريش کشيدند و بدانان تجاوز کردند و هرچه را که آنان داشتند به غارت گرفتند. و چون کار مکه به پايان رسيد به مدينه تاختند و همه غارتگريها و آتش افروزيها و کشتارها را در آنجا تکرار کردند. به پاداش اين خدمتگزاري،عبدالملک حکومت مکه و مدينه و طائف را به حجاج داد و عراق را نيز که در آن شورش برخاسته بود ضميمه قلمرو حکومتي او کرد.
 

وقتي حجاج به دستور عبدالملک بن مروان،پنجمين  خليفهه اموي، براي ايجاد خفقان و ساکت کردن معترضين،همراه چند جلاد وارد کوفه شد مستقيما به مسجد شهر رفت و مردم را دعوت کرد و به آنها گفت: هان اي مردم!نه به کودکانتان رحم مي کنم و نه به پيرانتان! بيگناهانتان را به جاي گناهکار مواخذه خواهم کرد و کافي است به کسي ظنين شوم; تحويل جلادانش خواهم داد(آخذ بالتهمه و اقتل بالظنه)،همه اينها از اختيارات من است و هر چه من مصلحت بدانم عين شرع است.!
 

منابع
1.دائرةالمعارف تشيع، ج6، ص83

2.نهج البلاغه خطبه 116 مروج الذهب، ج 3، ص 125، کتاب شيعه و زمامداران خودسر، ص 121 

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/najva/post/37906
1 نظر
حسن خادمی حسن خادمی 22:16:08 - 1399/04/14
عجب ملعون تر از این دیگه نخونده بودم
خدا لعنتش کنه
دسته بندی