× تماس با ما
1 0 نظرات 826 بازدید
تاریخ انتشار 20 روز پیش

چرا ریاض از شروط ادعایی خود در مذاکره با دوحه عقب نشینی کرده است؟

چرا ریاض از شروط ادعایی خود در مذاکره با دوحه عقب نشینی کرده است؟

 

چرا رياض از شروط ادعايي خود در مذاکره با دوحه عقب نشيني کرده است؟
 
محمد بن سلمان وليعهد سعودي که خود را در محاصره بحران‌هاي حل نشده مي‌بيند و با وعده عربستان مدرن و چشم‌انداز 2030 به قدرت رسيد، در حال حاضر با بحران‌هايي مانند شيوع بيماري کرونا، سقوط قيمت نفت در بازار جهاني، ناکامي در جنگ يمن، رو به رو است. به همين دليل به تکاپو افتاده تا بتواند از اين بحران خودساخته خارج شود.

 روز پنجم ژوئن 2017 سه عضو شوراي همکاريِ خليج‌فارس، شامل عربستان سعودي، امارات، بحرين به ‌همراه مصر، روابط خود با دولت قطر را قطع کردند. متعاقب آن عربستان سعودي و امارات تمامي مسيرهاي زميني، دريايي و هوايي با قطر را مسدود کردند که بسته ‌شدنِ مرز زميني عربستان با قطر به‌ دليل ‌آنکه حدود 40 درصد واردات غذاييِ قطر از اين مرز انجام مي‌شد، سبب شد فشارها بر دوحه، افزايشِ قابل‌ملاحظه‌اي داشته باشد.

 

ريشه‌هاي تنش روابط عربستان و قطر

1)نگاه تحت‌الحمايگي و برتري‌جويانه عربستان سعودي در چارچوب شوراي همکاري خليج‌فارس

نگاه تحت‌الحمايگي و برتري‌جويانه عربستان سعودي در چارچوب شوراي همکاري خليج ‌فارس، يکي از مهم‌ترين دلايلِ رويکرد خصمانه و تحت ‌فشارقراردادنِ دولت قطر است. عربستان سعودي باگذشت حدود نيم قرن از استقلالِ اعضاي شوراي همکاري خليج‌فارس، هنوز نپذيرفته که اين کشورها مستقل هستند و تحت‌الحمايه آل‌ سعود محسوب نمي‌شوند. درواقع، يکي از راهبردهاي اصلي آل‌ سعود در شوراي همکاري خليج‌فارس، استفاده از اين شورا براي برجسته‌ساختن هژموني خود، در ميان جهان عرب است زيرا مهم‌ترين کشورهاي عربي که به‌خصوص در شاخص‌هاي اقتصادي، وابستگي به عربستان سعودي ندارند، عضو اين شورا هستند و طبيعتاً تبعيت و همسوييِ اعضاي اين شورا، از سياست‌هاي عربستان سعودي مي‌تواند زمينه تبعيت شمار ديگري از کشورهاي عربي را نيز فراهم کند. درواقع، رياض درصدد است اين پيام را در سطوح منطقه‌اي و جهاني منتقل کند که هدايت‌کننده جهان عرب است. تحت‌فشارقراردادنِ قطر از طريق قطعِ روابط ديپلماتيک، بستن مرزها به‌خصوص مرز زميني و ايجاد ناآراميِ داخلي به ‌منزله اين است که آل‌ سعود به‌ چالش ‌کشيدنِ نگاه تحت‌الحمايگي و برتري‌جويانه را نمي‌پذيرد.

 

2) نقش برجسته رسانه الجزيره در به چالش کشيدن ايدئولوژي عربستان سعودي

رسانه ها و شبکه هاي اجتماعي در شکل دهي و جهت دهي به افکار عمومي نقشي فراتر از اطلاع رساني دارند و از رسانه ها جهت تحت تاثير قراردادن افکار عمومي و دستيابي به اهداف استفاده مي شود. رسانه ها مي توانند با برجسته سازي اخبار و حوادث روند تحولات را سرعت ببخشند و واقعيت ها را آن گونه که در جهت منافع گروه خاصي باشند نشان دهند. اين واقعيت را مي توان در باره شبکه الجزيره به خوبي مشاهده کرد که مخالفت ديگر کشورهاي عربي منطقه را برانگيخت.  قطر با استفاده از منابع قدرتش يعني الجزيره براي ساختن روايت هاي رسانه اي براي ارتقا و بهبود منافعش به طور فعال استفاده کرده است. الجزيره يک چالش ايدئولوژيک ديگر براي عربستان به حساب مي آيد. رهبران عرب نسبت به انتقاد روي خوشي نشان نمي دهند و رسانه را يک تهديد براي ثبات رژيم شان مي دانند. پوشش شبکه الجزيره از انقلاب مصر و  ديگر تحولات منطقه کليدي بود که براي به دست آوردن جايگاه و موقعيتي برتر و نيز ترسيم چهره بين المللي قطر در ميان کشورهاي منطقه است.براي نمونه برنامه هفتگي «شريعت و زندگي» که توسط يوسف القرضاوي رهبر اخوان المسملين پخش مي شد – قرضاوي که يکي از قوي ترين صداهاي اسلام سني به حساب مي آيد با خطبه هاي خود خشم عربستان و امارات را برانگيخته بود.

3) سياست منطقه‌اي قطر آشکارا با سياست منطقه‌اي عربستان سعودي در تضاد است. نمونه‌هاي متعددي نيز مي‌توان براي اين تضاد مطرح کرد.

الف) اخوان المسلمين: عربستان سعودي، جنبش‌هايي نظير اخوان‌المسلمين را يک تهديد مي‌داند زيرا اخوان‌المسلمين به‌ نوعي در قالبِ يک نيروي جايگزين براي ديکتاتورهاي عربي ظاهر شد. ازاينرو، عربستان سعودي در تروريستي ‌اعلام‌شدنِ اخوان‌المسلمين نقش اصلي را ايفا کرد. اين در حالي است که دولت قطر از مهم‌ترين حاميان جنبشِ اخوان‌المسلمين محسوب مي‌شود؛ به ‌نحوي ‌که حمايت قطر از اخوان سبب شد عربستان، امارات و بحرين در سال 2014 سفراي خود را از دوحه فراخوانند.

ب) بحران سوريه: بحران سوريه نيز رقابت قطر و عربستان را به ‌شکل جدي آشکار کرد و دو کشور سعي کردند که گوي سبقت را در اين پرونده از يکديگر بربايند. از آغاز بحران سوريه، قطر با اتخاذ رويکرد مستقل و از طريق حمايت مالي و نظامي مخالفان از يک طرف و تعليق عضويت سوريه در شوراي همکاري خليج فارس تلاش کرد، ابتکار عمل مخالفان را در دو صحنه ميداني و سياسي سوريه در دست بگيرد. در مقابل عربستان از مجموعه‌اي از جريان‌هاي تکفيري وهابي حمايت کرد، در اين ميان هم در صحنه ميداني و هم در صحنه سياسي، شکاف‌هاي گسترده در دو سطح "اهداف و منافع" بين اين جريان‌ها و در نهايت اختلاف بين حاميان آنها بروز کرد.

ج) جمهوري اسلامي ايران: بدون شک يکي از مهم‌ترين علل اختلاف ميان قطر و عربستان سعودي مربوط به نوع نگاهِ دو کشور به جمهوري اسلامي ايران است. عربستان سعودي، مهم‌ترين هدف سياست خارجي خود را «ممانعت از تغيير توازن قوا به نفع جمهوري اسلامي ايران» قرار داد. دولت سعودي طي چند سالِ اخير، تلاش زيادي انجام داد تا ايران‌هراسي را به‌ تنهايي پيش ببرد و جمهوري اسلامي ايران را همچنان يک تهديد بزرگ نشان دهد؛ موضوعي که اوج آن در نشست عربي-اسلامي رياض با حضور دونالد ترامپ، رئيس‌جمهوريِ آمريکا بود. برخلاف عربستان سعودي، دولت قطر همواره در روابط با جمهوري اسلامي ايران «مصالحه را بر آشتي، واقع‌بيني را بر جاه‌طلبي و عقلانيت را بر بربريت سياسي» ارجحيت داده است.

 

عقب نشيني رياض و خروج از بحران هاي خودساخته

عربستان و متحدانش،  قطر را به حمايت از تروريسم و مداخله در امور داخلي اعراب متهم کرده و براي از سرگيري روابط، 13 شرط براي دوحه تعيين کردند. از جمله مهم?ترين اين شروط که قطر هيچگاه آنها را نپذيرفت، قطع روابط با ايران و ترکيه، مسدود کردن حساب اعضاي حماس، اخراج اخوان?المسلمين مصر، توقف فعاليت شبکه الجزيره و عذرخواهي از کشورهاي عضو شوراي همکاري خليج فارس بود.اما دولتمردان قطري به‌ رغم محاصره اقتصادي و شرايط جغرافيايي تصميم به مقاومت در مقابل فشارهاي عربستان گرفته و توانستند از طريق همکاري با ايران و ترکيه، خاندان آل سعود را به عقب‌نشيني از مواضع خود وادارند.

در نهايت چند روز پيش، از فهرست 13 بندي سعودي‌ها، تنها کاهش روابط با ايران و خروج نظامي ترکيه از قطر در اولويت کشورهاي عربي براي برقراري مجدد رابطه با قطر قرار گرفت. اما چرا به يک باره عربستان سعودي تصميم گرفت از 13 شرط گذشته، تنها بر دو شرط براي بهبود مناسبات با قطر تاکيد کند؟ چه عواملي در تغيير رويکرد و جهت گيري رياض در قبال دوحه نقش تعيين کننده اي را ايفا کرده است؟

 

در واقع چه متغيري باعث شد تا محمد بن سلمان از برنامه و دستورکار جاه طلبانه خود در منطقه و به طور خاص در مقابل قطر کوتاه بيايد؟

 

الف ) فشار دونالد ترامپ

روزنامه آمريکايي «وال‌استريت‌ژورنال» در مطلبي از فشار دولت ترامپ به رياض و ابوظبي براي رفع تحريم ها عليه خطوط هوايي قطر با هدف تحت فشار قراردادن بيشتر ايران خبر داد. به نوشته اين روزنامه،‌ ترامپ در تماس تلفني با «سلمان بن عبدالعزيز» پادشاه و «محمد بن سلمان» وليعهد عربستان سعودي،‌ آن‌ها را تحت فشار قرار داد تا به ممنوعيت اعمال شده براي هواپيماهاي قطري پايان دهند. محجوب الزويري، مدير مرکز مطالعات خليج فارس در دانشگاه قطر و کارشناس مسائل ايران، دليل اين تحرکات ترامپ را به تمايل او براي وارد آوردن فشار بيشتر بر ايران و جلوگيري از ادامه استفاده دوحه از آسمان ايران، باز مي‌گرداند. الزويري در گفتگو با الخليج آنلاين تاکيد مي‌کند که ترامپ به دنبال فشار بر عربستان، امارات و بحرين است تا خطوط هوايي خود را به روي قطر باز کنند، تا به اين شکل دوحه جايگزيني به جاي خطوط هوايي ايران بيابد.

ب) کرونا و کاهش شديد قيمت نفت

هدف اصلي برنامه بلندپروازانه چشم انداز 2030، قطع وابستگي عربستان به درآمد‌هاي نفتي و ايجاد فرصت‌هاي بيشتر براي شرکت‌هاي خصوصي است. در حالي که چهار سال از زمان اعلام اين طرح گذشته، هنوز 60 درصد درآمد‌هاي دولت عربستان از نفت به دست مي‌آيد و کاهش قيمت نفت اين ميزان را کاهش داده است. ضمن اينکه اقدام‌هاي رياضتي اعمال شده مانند سه برابر شدن ماليات بر ارزش افزوده و کاهش هزينه‌هاي دولتي، به نوبه خود با کاهش مصرف و جلوگيري از سرمايه گذاري در بخش خصوصي، رکود اقتصادي را تشديد مي‌کند و نرخ بيکاري را افزايش مي‌دهد؛ اين کاهش نرخ بيکاري که عمدتا زنان را هدف قرار مي‌دهد، اميد‌هاي اين قشر از جامعه را به آينده اقتصادي وعده داده شده در چشم انداز 2030 از بين مي‌برد. شيوع کرونا و سقوط بهاي نفت اجراي طرحهاي نفتي در سراسر عربستان را با صدمات جدي مواجه کرده است.

عربستان در سال جاري تنها زماني مي‌تواند دچار کسري بودجه نشود که قيمت نفت بالاي 76 دلار باشد و با قيمت‌هاي فعلي نفت، اين کشور با 74 ميليارد دلار کسري بودجه مواجه خواهد شد. قيمت نفت عربستان در بازارهاي جهاني در ماه گذشته حتي به زير 12 دلار نيز سقوط کرد، اما با توافق کاهش توليد اوپک و کشورهاي هم‌پيمان، هم‌اکنون قيمت نفت عربستان به بالاي 22 دلار رسيده است، اما اين باز هم بسيار کمتر از رقمي است که مانع از ايجاد کسري بودجه دولت شود. صندوق بين‌المللي پول پيش‌بيني کرده است که ميزان بدهي خالص دولت عربستان از معادل پنج درصد توليد ناخالص داخلي در سال 2019 به نزديک 19 درصد توليد ناخالص داخلي در سال جاري برسد و يک رکورد تاريخي ثبت کند. صندوق بين‌المللي پول مي‌گويد که کل صادرات نفتي و غيرنفتي عربستان در سال جاري نسبت به سال گذشته بيش از 105 ميليارد دلار کاهش خواهد يافت و به 180 ميليارد دلار سقوط خواهد کرد. ذخاير ارزي کشور نيز بيش از 41 ميليارد دلار کاهش خواهد يافت.

ج) باتلاق يمن

اوضاع يمن، نمونه روشن سرگرداني‌هاي سياسي عربستان است. رياض اميدوار بود که با پيروزي سريع نظامي به آشوب اين کشور  و تهديد(ادعايي) انصارالله پايان دهد. اما به رغم پشتيباني قدرت‌هاي غربي، ائتلاف نظامي به رهبري عربستان نتوانست در مقابل گروه انصارالله شيعي به پيروزي دست يابد. به گفته کارشناسان، سلاح‌هايي که به قيمت ميلياردها دلار خريداري شده، براي جنگ‌هاي نامتقارن مناسب نيست و در مقابله با نيروهايي که تاکتيک‌هاي چريکي دارند، چندان کارآيي ندارد. اما گذشته از جنبه نظامي، مداخله عربستان در يمن به يکي از وخيم‌ترين بحران‌هاي انساني جهان انجاميده است. گرسنگي و بيماري اينک بخش بزرگي از جامعه يمني را فراگرفته است. اين در حالي است که عربستان از دست متحد اصلي خود يعني امارات متحد عرب  نيز "خنجر خورده است": جدايي‌طلبان جنوب يمن که علناً توسط اماراتي‌ها پشتيباني مي‌شوند، نيروهاي تحت فرمان عربستان را از شهر عدن بيرون راندند. حال، علاوه بر شيعيان انصارالله، رياض بايد با جدايي‌طلبان نيز بجنگد. بنابراين عربستان سعودي در باتلاق يمن گرفتار شده و به دنبال خروج آبرومندانه از اين درگيري پرهزينه مي باشد.

 

نتيجه گيري

محمد بن سلمان وليعهد سعودي که خود را در محاصره بحران‌هاي حل نشده مي‌بيند و با وعده عربستان مدرن و چشم‌انداز 2030 به قدرت رسيد، در حال حاضر با بحران‌هايي مانند شيوع بيماري کرونا، سقوط قيمت نفت در بازار جهاني، ناکامي در جنگ يمن، رو به رو است. به همين دليل به تکاپو افتاده تا بتواند از اين بحران خودساخته خارج شود.عربستان سعودي با توجه به تغيير رفتار خود طي ماه‌هاي گذشته به خصوص درمورد ايران، يمن، سوريه، عراق و امارات به شدت به دنبال خروج از دام‌هاي خود ساخته است و تنها در اين مسير با مطرح کردن شروطي اين چنيني قصد دارد در ظاهر امر وجهه خود را براي خروج آبرومندانه از بحران حفظ کند. اگر چه ممکن است با ميانجيگري ترامپ قطري ها نرمش نشان دهند اما با توجه به عميق بودن اختلافات رياض و دوحه بعيد است که قطر موافقت کند تا شروط عربستان را بپذيرد.

 

راهبرد معاصر

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/najva/post/37731
0 نظر