× تماس با ما
2 0 نظرات 466 بازدید
تاریخ انتشار 24 روز پیش

ردّ امامت اسماعیل فرزند امام جعفر صادق(ع)

ردّ امامت اسماعیل فرزند امام جعفر صادق(ع)

ردّ امامت اسماعيل فرزند امام جعفر صادق(ع)

 

آيا امام جعفر صادق(ع) هيچ وقت اسماعيل را به عنوان جانشين معرفي کرده اند؟ آيا در امامت اسماعيل بداء حاصل شده و امام موسي کاظم(ع) بعدا به جاي ايشان به امامت رسيده اند؟ احاديث در اين زمينه چه مي گويند؟  
 
در مورد امامت پس از امام صادق(ع) بايد گفت، که به باور شيعه بي هيچ گونه شک و شبهه اي امام پس از ايشان، امام موسي کاظم(ع) است و اسماعيل پيش از وفات امام صادق عليه السلام در گذشته است و توسط خود امام صادق(ع) به خاک سپرده شده است. در هيچ کتابي، چه کتاب هاي شيعه و چه کتاب هاي اهل سنت ، به اين مطلب اشاره نشده است که، امام صادق(ع) ابتدا پسرشان اسماعيل را به امامت برگزيده باشند و بعد عدول کرده باشند، اساسا در منابعي چون ملل و نحل، التبصير، الزق بين الزق و الفصل که در باره فرقه ها نوشته شده است به مسأله امامت اسماعيل اشاره نشده است. 

 

در زمينه تصريحات امام صادق(ع) بر امامت امام موسي کاظم(ع) مي توان به کتاب الارشاد شيخ مفيد، ترجمه ساعدي خراساني ص 553 و کتاب بحار الانوار، ج 47، ص 241، باب  احوال ازواج و اولاده  مراجعه نمود. ضمن اين که پيش از امام صادق(ع)، در زمان معصومين قبلي و حتي شخص پيامبر(ص)، نام ائمه يک به يک برده شده است که در همه روايات، امام پس از امام صادق عليه السلام، امام کاظم(ع) است. تنها نکته اي که در اين زمينه است آن است که، بسياري از مردم گمان مي کردند که پس از امام صادق(ع)، اسماعيل به امامت خواهد رسيد چرا که اسماعيل فرزند ارشد امام و فرد بسيار بزرگواري بود. 

 

مسأله اساسي در بحث حاضر، احاديثي است که در مورد اسماعيل، مسأله بداء را مطرح مي کند. پيش از بررسي اين احاديث به اين نکته بايد توجه داشت که گر چه اين احاديث در مورد اسماعيل، بداء را خاطر نشان مي کند، اما چنان که اشاره شد، در هيچ کتابي نيامده است که امام صادق(ع)، ابتدا اسماعيل را به عنوان امام معرفي کرده باشند. با توجه به اين نکته بايد گفت که در مورد اين احاديث، چند ديدگاه در ميان متکلمين شيعه مطرح شده است. در ابتدا مناسب آن است به چند مورد از اين احاديث اشاره کنيم: 
امام صادق عليه السلام: «ما بد الله بداء کما بداء له في اسماعيل ابني .»[i] 
امام صادق عليه السلام: «ما بد الله بداء اعظم من بداء له في اسماعيل ابني .»[ii] 
امام صادق عليه السلام: «ما بد الله في شيئ کما بداء له في اسماعيل .»[iii] 

 

نظرات مطرح در اين باره را در سه نظريه مي توان خلاصه کرد: 
الف- نظريه خواجه نصير الدين طوسي. ايشان معتقد است روايات مربوط به بداء، تنها در قضيه اسماعيل آمده است و روايات موجود در اين قضيه نيز خبر واحد است و لذا حجت نيست. [iv] 
البته اين نظريه مورد نقد بسياري از انديشمندان شيعه قرار گرفته است. چرا که معمول علماي شيعه بداء را از اعتقادات مسلم شيعه مي دانند و روايات در اين باب را متواتر مي شمارند. 

 

ب- شيخ مفيد، از علماي مشهور شيعه در  اوائل المقالات  حصول بداء در مورد اسماعيل و روايات مربوط به آن را پذيرفته است، اما اين بداء را مربوط به امامت امام ندانسته است، بلکه گفته است که اين بداء، در باره کشته شدن اسماعيل است. توضيح آن که خداوند در سرنوشت اسماعيل، دو بار کشته شدن مقدر کرده بود که با دعاي امام صادق(ع)، بداء حاصل شد و خداوند از کشته شدن اسماعيل، گذشت. شيخ مفيد در تبيين خود به حديثي از امام صادق(ع) استناد مي کند که مي فرمايد: «ان الله کتب القتل علي ابني اسماعيل مرتين فسألته فعفي عنه فما بدالله في شيئ کما بدا له في اسماعيل : خداوند براي پسرم اسماعيل، دو بار کشته شدن مقدر کرده بود که با دعاي من خداوند از آن صرف نظر کرد پس خداوند آن چنان که در باره اسماعيل بداء صورت داده، در هيچ مورد ديگر، بداء انجام نداده است.»[v] 
 

ج- بيشتر علما، بداء را به همان معناي اصطلاحي (يعني ابداء)، گرفته اند و آن را در باره امامت دانسته اند و در تبيين آن گفته اند که مراد از بداء در اين جا ابداء است، يعني مردم، ظاهرا اسماعيل را امام پس از امام صادق(ع) مي دانستند، اما با مرگ وي، خداوند واقعيت را براي همه روشن و آشکار ساخت، طبق اين عقيده، بداء ظهور امري است، از جانب خداوند که قبلا ظاهر نبوده است، گرچه در علم خداوند ظاهر بوده است. اين عده براي تاييد کلام خدا، « له» در روايات مذکور را به معناي «منه» گرفته اند. 
 

بنا بر اين، بداء، به هر معنايي که باشد، قدر مسلم آن است که اسماعيل، امام بعد از امام صادق عليه السلام، نبوده است. 
 

احاديث بسياري نقل شده است که در جريان اسماعيل، بحث بداء را مطرح کرده اند که به چند نمونه از آنها اشاره شد. 
 

 احتمال دارد در احاديث پيش گفته، حديث را دقيق ترجمه نکرده باشند. چرا که مراد حديث آن است که، آن بدائي را که در مورد اسماعيل بوده، بدائي خاص بوده که در ساير موارد، تحقق نيافته است، نه اين که بخواهد اساس بداء را منتفي کند. 
 

 در دايرة المعارف تشيع آمده است که، حديثي مبني بر نفي حصول بداء در باره اسماعيل نقل شده است، اما به گفته همين منبع، اين حديث را اسماعيليان نقل کرده اند و روشن است که در اين باره، کلام اسماعيليان که معتقد به امامت اسماعيل و در نتيجه نفي بداء هستند، حجت نيست. 
 

ضمنا براي مطالعه بيشتر در اين زمينه مطالعه به سه کتاب زير را پيشنهاد مي کنيم: 
الف- دايرة المعارف تشيع، ج 3، ذيل واژه بداء. 
ب- دايرة المعارف بزرگ اسلامي، ج 11، ذيل واژه بداء. 
ج- دايرة المعارف بزرگ اسلامي، ج 8 ، ذيل واژه اسماعيل. 

 

 [i] -  بحار الانوار، ج 4، ص 109. 
[ii] -  همان، ص 122. 
[iii] -  تصحيح الاعتماد، ص 66.. 
[iv] -  ر.ک: تلخيص المحصل، صص 421-422. 
[v] - ر.ک: الصراط المستقيم، ج 2، ص 273- بحار الانوار، ج 37 ص 13. 

 

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/najva/post/37699
0 نظر
دسته بندی