× تماس با ما
0 0 نظرات 1050 بازدید
تاریخ انتشار 25 روز پیش

خیانت های بنی صدر در جنگ تحمیلی

خیانت های بنی صدر در جنگ تحمیلی

 خيانت هاي بني صدر در جنگ تحميلي     

 

نفوذ جريان ليبراليسم در نظام اسلامي و حاکميت بني صدر بر کشور موجب خسارت هاي جبران ناپذيري شد که جبران آن به سادگي ميسر نيست ، زماني که بني صدر به قدرت رسيد و بر مسند رياست جمهوري و سپس فرماندهي کل قوا تکيه زد ، به کمک سرويس هاي اطلاعاتي آمريکا بر اسرار نظامي ، اقتصادي، سياسي و اجتماعي کشور دست يافت و به عنوان عامل ستون پنجم کشور را براي تهاجم گسترده عراق آماده ساخت .
 

گزارش کامل از اوضاع ايران که يک ماه و نيم پيش از جنگ تحميلي عراق در طائف تقديم صدام شد هيچگاه نمي تواند بدون همکاري بني صدر و عوامل ليبرال وي در ارتش و ارکان مهم نظام تهيه شده باشد .
 

مجله ژون آفريک در اين باره مي نويسد :
" در پنجم اوت 1980 (15 مرداد 1359) زمامداران عربستان در جريان بر پايي اجلاس طائف و هنگام استقبال از صدام درست يک ماه و نيم مانده به آغاز جنگ هديه شاهانه اي به وي دادند ، اين هديه گزارش تهيه شده از سوي سرويس هاي اطلاعاتي آمريکا بود که در آن به تفصيل اوضاع اقتصادي ، اجتماعي ، سياسي و نظامي ايران تشريح شده بود.
حتي بيش از اين ، در اين اسناد واقعيات دقيقي درباره وضعيت ارتش ايران ، تعداد نفرات آن ، مواضع و تجهيزات آن که هنوز قابل بهره برداري است و نيز اطلاعات متنوع ديگري که بسيار حساس و محرمانه بود به صدام حسين هديه شد ." ژون آفريک ، 9 ژوئن 1982 ، مقاله زنگ ها براي که به صدا در مي آيد؟

 

احتمال همکاري بني صدر با سرويس هاي اطلاعاتي آمريکا و شخص صدام حسين براي فرماندهان عالي رتبه ارتش و سپاه تاحدودي روشن بود ، ولي جو حاکم بر کشور و تبليغات اختاپوسي بني صدر مانع از آن مي شد که بتوانند حقايق را بر ملا کنند .
 

روزنامه انقلاب اسلامي و ميزان و چندين نشريه ديگر به تريبون رسمي رئيس جمهور تبديل شده بودند که همواره از وي چهره اي مظلوم ساخته و او را فرشته نجات کشور مي ناميدند که بر دست و پاي وي بند انداخته اند و نمي تواند وظايفش را به خوبي انجام دهد !
 

بني صدر در کارنامه خود نوشت :
" در نامه اي به امام نوشته ام ، در مصاحبه با روزنامه هم گفته ام: کسي به مظلوميت من در حکومت لااقل در تاريخ دو سه قرن اخير نبوده است! دست و پاي مرا بسته اند و مي گويند بجنگ و من پذيرفته ام و دارم مي جنگم ، با اين حال مي آيند و باز هم بندهاي تازه اي بر دست و پاي من مي گذارند..."
روزنامه انقلاب اسلامي ، کارنامه رئيس جمهور ، 20 آذر 59 ، ص 2

 

و در جاي ديگر مي گويد :
" اين را بدانيد که رئيس جمهور شما فقط از روي عقيده و براي نجات ميهن اسلامي عمل مي کند ، از نظر خودش اين کار و تلاش کشنده ، جان او را چون آرش از تن به در خواهد آورده و او اميدي به زندگي بعد از پيروزي بر دشمن و تأمين استقلال و تماميت ارضي کشور ندارد."
روزنامه انقلاب اسلامي ، 2 آذر 59 ، ص 6

 

بني صدر خود را کارشناس بزرگ جنگ معرفي مي کرد و دائماً مي گفت :
" از وقتي که من به خوزستان رفته ام ، دشمن در هيچ کدام از حمله هاي خود موفق نبوده است و هر بار تلفات سنگيني را تحمل کرده و عقب نشسته است ..." روزنامه انقلاب اسلامي ، 2 آذر 59 ، ص 6

 

بني صدر که خود را فرشته نجات کشور معرفي مي نمود همواره تلاش مي کرد که تقصير را به گردن شهيد بهشتي و دوستانش از طيف حزب الله بيندازد ، وي در سخنراني اش ادعا مي کرد :
" من روزهاي نخست جنگ به مدت يک هفته در اين وسوسه بودم که بيايم و بگويم من مقصر آنچه پيش آمده است ، نيستم و همه حرف ها را به موقع زده ام ، آنها که کار را به اين حد از ضعف رسانده اند بيايند و خود بروند و جنگ را اداره کنند ، اما از اين ملت و خداي اين ملت شرم کردم که خود را نجات دهم و وطن را غرق کنم." روزنامه انقلاب اسلامي، 2 آذر 59 ، ص 6
 

بني صدر عامل شکست ما در جبهه ها را جبهه سياسي مقابل ( شهيد بهشتي و دوستانش ) مي دانست و مي گفت :
" در صورتي که آن جبهه رواني _ سياسي ما را به حال خود بگذارد جريان را به شکست رژيم عراق بر مي گردانيم."
روزنامه انقلاب اسلامي ، مصاحبه 21 آبان 59 ، ص 8

 

اکنون قضاوت کنيد که آيا در آن شرايط با اين حجم تبليغات مظلوم نمايانه امکان افشاي خيانت هاي رئيس جمهور بود ؟ هرگز، ولي گذشت زمان اين فرصت را در اختيار گواهان عيني خيانت گذاشت تا حقايق پس پرده را بر ملا سازد .
 

پيش از تهاجم سنگين عراق عليه ايران ، تحرکات رژيم بعثي از قبيل نقل و انتقال نيرو و سنگر سازي و حرکات ايذايي دشمن بر همه آشکار بود ، فرماندهان عالي رتبه بارها از بني صدر درخواست تشکيل يک جلسه اضطراري براي مقابله با هرگونه تهديد خارجي کرده بودند که هر بار توسط بني صدر رد مي شد تا سرانجام در تاريخ 31 مرداد 59 اين جلسه در کرمانشاه تشکيل گرديد .
 

سردار جاويد الاثر ، حاج احمد متوسليان درباره آن نشست چنين مي گويد :
" يک ماه قبل از شروع جنگ جلسه اي در اتاق جنگ لشکر 81 زرهي کرمانشاه به رياست بني صدر تشکيل شد ، در اين جلسه آقايان ظهير نژاد و صياد شيرازي به همراه فرماندهان ارتشي 30 منطقه نظامي از استان هاي آذربايجان غربي ، کردستان ، کرمانشاه و نيز برادران محسن رضايي و محمد بروجردي به اتفاق مسئولان سپاه در کل منطقه غرب حضور داشتند.
در اين جلسه فرمانده سپاه قصر شيرين به وضعيت بسيار بد نيروهاي ما در مرزها و حملات مکرر ارتش عراق به پايگاه هاي مرزي اشاره کرد و گفت : دشمن در اين منطقه از خيلي وقت پيش شروع به ساختن استحکامات نظامي کرده است و ما کمترين آمادگي رزمي را نداريم .
در نهايت از بني صدر سؤال شد که اگر به احتمال يک درصد عراق به ايران حمله کند شما چه تدبيري براي دفاع داريد ؟ بني صدر گفت : عراق هرگز جرأت چنين کاري را ندارد.
بروجردي گفت:  اگر به احتمال يک در هزار بخواهد در غرب از طريق قصر شيرين حمله کند و شهر را بگيرد شما براي مقابله با چنين مسئله اي چه تدبيري داريد ؟
بني صدر مجدداً گفت : عراق هيچ وقت چنين غلطي نمي کند ، براي اين که هم در سطح بين المللي و سياست جهان محکوم مي شود و هم امنيت داخلي خودش به خطر مي افتد ، مطمئن باشيد که صدام کشورش را به خطر نمي اندازد !
... سرانجام جلسه به اينجا ختم شد که بني صدر بازديدي از مناطق مرزي به عمل آورد ، در راه بازگشت هليکوپتر بني صدر به علت نقص فني در منطقه تحت کنترل ضد انقلاب سقوط کرد و افتاد و متأسفانه اين آقا هيچ آسيبي نديد! ضد انقلاب هم به او هيچ تعرضي نکردند..."
در انتهاي افق ، زندگي نامه سردار حاج احمد متوسليان ، حسين بهزاد ، ص 116

 

سردار شهيد حاج محمد ابراهيم همت در بخشي از خاطرات خود در مورد ماه هاي نخستين تهاجم عراق آورده است :
" ما پيش بني صدر رفتيم و عنوان کرديم که از طريق نوسود مي توانيم خيلي خوب روي مواضع عراق کار کنيم ، عراق شهرهاي نزديک به نوسود دارد ، فقط مشکل ما کمبود نيرو است ، اما او مي گفت من حتي يک نفر نيرو به منطقه شما نمي دهم! هر چه به او اصرار کرديم کمترين کمکي به ما نکرد ! "
در انتهاي افق ، زندگي نامه سردار حاج احمد متوسليان ، حسين بهزاد ، ص 125

 

يکي ديگر از سرداران سپاه اسلام درباره تحريم تسليحاتي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مي گويد :
"... بچه هاي سپاه در جبهه با هماهنگي ارتش مقداري سلاح و مهمات تحويل گرفتند ، تا اين که بني صدر خائن متوجه اين قضيه شد ، او که نمي توانست وحدت سپاهي و ارتشي را تحمل کند بعد از گذشت سه ماه از شروع جنگ تحميلي با ابلاغ دستوري به ارتش فرمان داد که حتي يک فشنگ هم به سپاه تحويل داده نشود ."
در انتهاي افق ، زندگي نامه سردار حاج احمد متوسليان ، حسين بهزاد ، ص 125

 

زماني که دانشجويان در يک عمليات هماهنگ با ارتش به پيش تاختند ، ناگهان دستور عقب نشيني ارتش را صادر کرد و دانشجويان پيرو خط امام قتل عام شدند !
 

وي که پس از رأي عدم کفايت سياسي مجلس از کار برکنار شد و به فرانسه گريخت ، دوازده سال پس از تهاجم ارتش عراق يعني سال 1371 در جلسه پرسش و پاسخي که در محل خانه فرهنگ ملت ها در شهر برلين آلمان ترتيب يافته بود به برخي مسائل اعتراف کرد و صريحاً گفت :
"... در سال 59 اين من بودم که به نيروهاي کرد به کوموله ها و دموکرات ها پيغام دادم که اسلحه را بر زمين نگذارند ! "
هفته نامه کيهان هوايي ، 9 دي 71 ، به نقل از نشريه ضد انقلابي کار ، شماره 45 ، ص 10

 

سرانجام به اين اعتراف چهره منافقانه اين ليبرال براي مردم روشن گرديد و مشخص شد که خون دهها هزار شهيد و خسارت هاي سنگين جنگ بر گردن چه کساني است و با خيانت چه کساني اين خسارت ها به کشور اسلامي وارد شد .

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/najva/post/37516
0 نظر
دسته بندی