× تماس با ما
3 0 نظرات 589 بازدید
تاریخ انتشار 14 روز پیش

خدمات متقابل انقلاب اسلامی ایران و آرمان فلسطین

خدمات متقابل انقلاب اسلامی ایران و آرمان فلسطین

خدمات متقابل انقلاب اسلامي ايران و آرمان فلسطين

 

انقلاب اسلامي ايران، علاوه بر اينکه موجب تحول در مشي مبارزاتي فلسطينيان شد، از مجراي حمايت از آرمان فلسطين يک منبع عظيم «قدرت نرم» براي خويش فراهم آورد.
با گذشت چهل سال از نامگذاري آخرين جمعه ماه مبارک رمضان از سوي امام خميني (ره) به نام روز قدس، لازم است بررسي شود که اثرات چنين نامگذاري تاکنون چه بوده است. اگر از زاويه ديد مفهومي به نام «روز قدس» به آرمان فلسطين بنگريم، در چهل سال گذشته چه دستاوردها و کاميابي‌هايي نصيب اين آرمان و مردم سرزمين فلسطين شده و در وهله دوم حمايت از آرمان فلسطين چه دستاوردهايي براي جمهوري اسلامي ايران داشته است.

 

براي بررسي و قضاوت هر پديده‌ سياسي و اجتماعي، دقيق‌ترين راه، بررسي آن در بستر تاريخي است. در ابتدا ذکر اين نکته ضروري است که روز جهاني قدس مظهر سياست‌هاي انقلاب اسلامي نه تنها در قبال فلسطين، بلکه منعکس کننده يک مفهوم جهان شمول و ثمره يک تفکر والا براي نوع بشريت است؛ اين معنا به خوبي در سخن حضرت امام راحل (ره) انعکاس يافته است: ايشان فرمودند: «روز قدس، جهاني است، و روزي نيست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابله مستضعفين با مستکبرين است، روز مقابله ملت‌هايي است که در زير فشار ظلم آمريکا و غير آمريکا بودند، روزي است که بايد مستضعفين مجهز بشوند، در مقابل مستکبرين، و دماغ مستکبرين را به خاک بمالند.»

 

با اين معنا، «روز جهاني قدس» بخش اصلي سياست خارجي طراز اول انقلاب اسلامي را روايت مي‌کند. يک معناي ديگر نيز در سخن حضرت امام نهفته است که طبق آن، قدس نماد تمام حقانيت و رژيم صهيونيستي عصاره استکبار و ظلم و ستم است و با نابودي رژيم صهيونيستي، تمامي هيمنه شر در عالم هستي نيز فرو مي‌پاشد.

 

فلسطين پس از پيروزي انقلاب اسلامي

انقلاب اسلامي ايران در شرايطي به پيروزي رسيد که فلسطين در بدترين شرايط خود به سر مي‌برد. در عرصه خارجي يک سال از توافق «کمپ ديويد» و اولين اقدام جدي جريان سازشگر در جهان عرب براي رسميت دادن به رژيم اسرائيل، مي‌گذشت. هرچند عضويت مصر در اتحاديه عرب و سازمان کنفرانس اسلامي پس از اين توافق فورا تعليق شد، اما بازگشت اين کشور در عرض ده سال به هر دو سازمان نشان داد بسياري از رهبران جهان عرب به نوعي مؤيد سياست سازش بودند و تنها جسارت لازم را نداشتند.

 

در عرصه داخلي فلسطين، جنبش فتح به عنوان سرشناس‌ترين گروه فلسطيني، درگير جنگ داخلي لبنان بود و ديگر خبري از عمليات‌هايي همچون «الکرامه» عليه صهيونيست‌ها به گوش نمي‌رسيد. اصولا خروج جنبش فتح از اردن در سال 1971 پس از درگيري شديد با ارتش اين کشور و انتقال به لبنان آغاز فرايندي بود که نهايتا در سال 1982 تمامي کادر و نيروهاي جنبش فتح را روانه تونس کرد و رژيم صهيونيستي ديگر خطري از جانب اين گروه حس نمي‌کرد.[ در همين سال بود که «ياسر عرفات» سخنراني معروف خود را در مجمع عمومي سازمان ملل ايراد کرد و گفت که براي اسرائيل حق موجوديت قائل است.

 

بنابراين انقلاب اسلامي در شرايطي به پيروزي رسيد که مردم فلسطين در نااميدي عميقي از کشورهاي عربي و گروههاي داخلي به سر مي‌بردند و هيچ چشم‌اندازي از تحقق آرمان آزادي فلسطين در کار نبود. در جنوب فلسطين، مصر رژيم صهيونيستي را به رسميت شناخته و در شمال، لبنان درگير جنگ داخلي بود و در شرق نيز دولت اردن تمامي نيروهاي وابسته به جنبش فتح را بيرون کرده و درگير تغيير موازنه جمعيتي به دليل سرازير شدن سيل آوارگان فلسطيني بود.

 

اما با پيروزي انقلاب اسلامي، يک شوک عظيم به تمامي مناسبات بين‌المللي وارد آمد و در اين ميان فلسطينيان خود را در برابر پديده جديدي يافتند که ماهيت آن با ناسيوناليسم عربي که ادعاي جانبداري از فلسطين را داشت، متفاوت بود.

 

در اولين روزهاي انقلاب، سفارت اسرائيل در تهران به سفارت فلسطين تغيير يافت. در داخل فلسطين نيز موج خوبي به راه افتاد و يک سال پس از پيروي انقلاب اسلامي جنبش «جهاد اسلامي» با محوريت شهيد «فتحي شقاقي» تأسيس شد. «فتحي ابراهيم عبدالعزيز الشقاقي» در تمام دوران دانشجويي خود در مصر، به دقت فعاليت‌هاي امام خميني و انقلاب اسلامي ايران تحت نظر داشت و پس از پيروزي انقلاب کتاب معروف خود را به نام «خميني، راه حل و آلترناتيو اسلامي» نوشت.

 

سه سال پس از انقلاب اسلامي ايران در حالي که رژيم صهيونيستي به بهانه مقابله با جنبش فتح حمله همه جانبه‌اي عليه لبنان آغاز کرده و تا بيروت پيش آمده بود، در پي بروز اختلافات در جنبش «امل»، تعدادي از افراد سرشناس  اين جنبش همچون سيد عباس موسوي، سيد حسن نصر الله، سيد حسين موسوي ( ابوهشام)، شيخ صبحي طفيلي و سيد ابراهيم الامين از اين جنبش جدا شده و هسته اوليه حزب‌الله را تشکيل دادند. آن‌ها سپس در سال 1984 با انتشار بيانيه‌اي رسمي موجوديت خود را اعلام کردند.

 

تأسيس حزب‌الله تمامي معادلات لبنان و جريان مقاومت را دستخوش تغيير کرد؛ تا جايي که اين جنبش توانست اسرائيل را در سال 2000 به طور کامل از لبنان بيرون براند؛ بنابراين براي اولين بار اشغالگري رژيم صهيونيستي بدون سازش و بر اساس مقاومت مسلحانه در يک کشور اسلامي برچيده مي‌شد.

 

در 18 آذر 1366 (پائيز 1987) انتفاضه اول فلسطينيان از نوار غزه آغاز شد و چند ماه بعد جنبش مقاومت اسلامي (حماس) موجوديت خود را اعلام کرد تا شش سال بعد از آن که سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف) اسرائيل را به رسميت شناخت، در کنار جهاد اسلامي، موازنه نيروهاي فلسطيني را به نفع مقاومت تغيير دهد.

 

در اين ميان ذکر اين نکته ضروري است؛ پيام و در اصل راهکار انقلاب اسلامي براي فلسطين مقاومت بر پايه اتکا به پتانسيل خود مردم فلسطين است؛ يعني فلسطينيان نبايد براي آزادي خويش چشم به کشورهاي عربي يا اتحاديه عرب و دلسوزي‌هاي مجمع عمومي سازمان ملل داشته باشند و انتفاضه مصداق عملي شدن اين راهکار است. چه بسا انتفاضه اول (انتفاضه سنگ) را مي‌توان نقطه تحول در بازسازي روحيه فلسطينيان تعبير کرد.

 

پس از آن آزادي جنوب لبنان در سال 2000، وقوع انتفاضه دوم (انتفاضه مسجدالاقصي) در همان سال، جنگ 33 روزه 2006 و پيروزي حزب‌الله، پيروزي حماس در انتخابات داخلي فلسطين در سال 2006، جنگ 22 روزه غزه در سال 2008-2009 و جنگ غزه در سال 2014 که دستاوردي براي رژيم صهيونيستي نداشت، همگي تحولاتي است که در جبهه مقاومت ضد صهيونيستي رخ داد و از تمامي اين‌ها پيش از انقلاب اسلامي خبري نبود.

 

تمامي اين تحولات در سايه نوع نگاه امام راحل (ره) به موضوع فلسطين به ثمر نشست. انقلاب اسلامي موضوع فلسطين را از يک دغدغه صرف عربي به رأس مسائل اسلام ارتقا داد و با ناميدن جمعه آخر ماه مبارک رمضان به نام روز جهاني قدس، اين معنا را عينيت بخشيد و به مبارزه مردم فلسطين رنگ و بوي اسلامي داد؛ به طوريکه تا پيش از آن مبارزان فلسطيني از مبارزات خود با عبارت «نضال» و «کفاح» که معناي پيکار و مبارزه مي‌دهد، ياد مي‌کردند و پس از انقلاب واژه «جهاد» به تدريج مرسوم شد.

 

پيش از آن مبارزان فلسطيني از مبارزات خود با عبارت «نضال» و «کفاح» که معناي پيکار و مبارزه مي‌دهد، ياد مي‌کردند و پس از انقلاب واژه «جهاد» به تدريج مرسوم شد

 

قدرت نرم جمهوري اسلامي ايران در سايه حمايت از آرمان فلسطين

 

«ادوارد هالت کار» نظريه پرداز انگليسي قدرت بين المللي را در سه دسته بندي توصيف و ارائه مي‌کند: قدرت نظامي، قدرت اقتصادي و قدرت مسلط بر افکار و ايده‌ها (قدرت نرم). قدرت در مفهوم رئاليستي به منابع قابل سنجش و محسوس تقليل مي‌يابد؛ قدرت نرم شکلي از ايدئاليسم يا ليبراليسم نيست بلکه شکلي از قدرت يا روشي براي دستيابي به نتايج مطلوب است. اما براي اولين بار «جوزف ناي» استاد دانشگاه هاروارد در سال 2004 اصطلاح «قدرت نرم» را در کتاب «قدرت نرم: راه موفقيت در سياست‌هاي جهاني» بسط داد. او گفت که اهميت قدرت نرم در آن است که با کم‌ترين هزينه در مقايسه با قدرت سخت مي‌تواند اهداف کليدي در عرصه بين‌الملل را محقق کند. بنابراين، قدرت نرم «توانايي تأثيرگذاري بر ديگران براي کسب نتايج مطلوب از طريق جذابيت به جاي اجبار يا تطميع است».در ادامه بايد گفت که با تحقق قدرت نرم «امنيت نرم» نيز محقق خواهد شد.

 

جمهوري اسلامي ايران براي دستيابي به قدرت نرم از منابع قابل توجهي برخوردار است. غناي فرهنگي و تمدني، جاذبه‌هاي تاريخي، موقعيت جغرافيايي و منابع غني ادبي از منابع قدرت نرم به شمار مي‌روند. اما در دوره‌اي که انواع گفتمان‌هاي شرقي و غربي در پي تسلط بر افکار بشري است، ارائه يک گفتمان جديد يک منبع عظيم قدرت نرم محسوب مي‌شود. گفتمان انقلاب اسلامي را بايد فراتر از منابع قدرت نرم ذکر شده دانست. انقلابي که سخن جديد براي گفتن دارد و در اوج دل‌مشغولي انسان معاصر به انواع گفتمان‌ها، ايده‌اي نو براي انسان و به ويژه براي مسلمانان به همراه خود دارد؛ همزمان که موجب اميدواري مسلمانان و رنج‌ديدگان مي‌شود، تهديدي بالقوه براي دنياي استکبار محسوب مي‌شود.

 

کاري که انقلاب اسلامي کرد، احياي دوباره گفتمان اسلام بود، مضاميني چون زير بار زور نرفتن، زندگي عزتمندانه، استقلال، حضور معنويت در تمامي شئونات اجتماعي و سياسي و مبارزاتي، ايده‌هاي جذابي بود که مردم رنجديده منطقه اغلب انديشمندان اسلامي را تحت تأثير قرار داد.

 

حمايت از آرمان فلسطين در ابتدا نشان داد که انقلاب اسلامي، مختص به شيعيان نيست. در دوره‌اي که عمده کشورهاي اسلامي اهل سنت فلسطين را به حال خود رها کرده بودند، حکومتي نوبنياد بانگ حمايت از مظلوم را بر مبناي تعاليم اسلامي سر داد و در اين جا بود که يک منبع عظيمي از «قدرت نرم» را براي خويش فراهم ساخت.

 

«ميشل فوکو» انديشمند فرانسوي معتقد است که در «قدرت نرم» بر روي اذهان سرمايه‌گذاري مي‌شود.حمايت عملي و نه در مقام شعار، ظرفيت قابل توجهي را در اختيار جمهوري اسلامي قرار داده است؛ به گونه‌اي که معاندان منطقه‌اي و رسانه‌هاي وابسته به جريان سعودي، روزي نيست که در تلاش براي تشکيک در صداقت جمهوري اسلامي در موضوع حمايت از آرمان فلسطين، قلم‌فرسايي نکنند. حتي ديده شده است که رسانه‌هايي چون العربيه و روزنامه الشرق الاوسط، ايران را به رابطه با رژيم اسرائيل متهم مي‌کنند.اين اقدامات نشان مي‌دهد که جريان سعودي به خوبي به قدرت حمايت از آرمان فلسطين پي برده و از آن‌جايي که تاريخ خود را سرشار از خيانت به اين آرمان مي‌بيند، تنها کاري که مي‌تواند بکند تلاش براي تشکيک در صداقت جمهوري اسلامي است.

 

نامگذاري آخرين جمعه ماه مبارک رمضان بعنوان روز جهاني قدس، يک اقدام تيزبينانه براي کشاندن مردم به صحنه مبارزه بود. اين بار ديگر اين دولت‌ها نبودند که در کنفرانس‌ها و نشست‌ها به دنبال آزادي نصف و نيمه فلسطين بودند. اين بار مردم کشورهاي اسلامي بايد به صحنه مي‌آمدند و اين همان جلوه «قدرت نرم» براي جمهوري اسلامي است.

 

نتيجه‌گيري

 

روز جهاني قدس، صرفا يک مراسم و راهپيمايي هر ساله نيست. پيام‌ها و اثرات هر پديده‌اي را بايد در بستر تاريخي آن بررسي کرد. با ذکر شرايطي که فلسطين در اواخر دهه هفتاد قرن بيستم به سر مي‌برد، متوجه مي‌شويم که پيروزي انقلاب اسلامي و سياست‌گذاري در خصوص آرمان فلسطين و به ميان آوردن قدرت عمومي ملت مسلمان، چه تحول معنايي و عملي در مبارزات ضد صهيونيستي ايجاد کرد که جان‌مايه آن حضور ملت‌ها در صحنه به جاي دولت‌ها بود. سخن امام خميني (ره) در اين باره که «اگر هر فرد مسلمان يک سطل آب بريزد، اسرائيل را سيل مي‌برد» ناظر بر جايگاه ملت‌ها در منظومه فکري انقلاب اسلامي است. منظومه‌اي که در کنار ارائه خدمات بر مردم فلسطين، منبع عظيم «قدرت نرم» نيز براي جمهوري اسلامي محسوب مي‌شود.

 

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/najva/post/37086
0 نظر
دسته بندی