× تماس با ما
0 0 نظرات 1039 بازدید
تاریخ انتشار 15 - 1399/02/15

بازیگران کارآمد در شطرنج ژئوپلیتیک غول‌ها

بازیگران کارآمد در شطرنج ژئوپلیتیک غول‌ها

بازيگران کارآمد در شطرنج ژئوپليتيک غول‌ها

 

آنچه در روزنامه «اکسپرس‌تريبون» چاپ پاکستان مي‌خوانيد:


خط لوله‌هاي نفت و گاز تنها دليل آغاز جنگ‌هاي منطقه‌اي در دنياي امروز نيستند. چراکه دلايل ديگري نيز براي سلطه‌طلبي و منفعت‌جويي در مسائل جهاني وجود دارد. اما نمي‌توان اين حقيقت را کتمان کرد که انرژي، نقشي کليدي در ژئوپليتيک و ژئواکونوميک دنياي امروز بازي مي‌کند.

 

اگر چند دهه به گذشته بازگرديم، به ياد بياوريد که در سال 1953 ميلادي، رهبران سيا و MI6، کودتاي مشترکي براي سرنگوني محمد مصدق، نخست‌وزير ايران به بهانه تلاش‌هاي وي براي ملي شدن صنعت نفت ايران اجرا کردند. سه دهه بعد، انقلاب‌اسلامي اقدامات مشابهي را انجام داد. اما اين اقدامات رقابت‌هاي منطقه‌اي را در پي داشت و پيامدهاي آن همچنان ادامه دارد.

 

ممکن است اين پرسش به وجود آيد که پس از دستاوردهاي فناوري در دنياي انرژي و توسعه انرژي‌هاي جايگزين، چرا همچنان خط لوله‌هاي نفت و گاز از اهميت برخوردارند؟

 

در ژانويه امسال، رجب طيب اردوغان، رئيس‌جمهور ترکيه و ولاديمير پوتين، تزار روسيه، خط لوله ترک استريم را افتتاح کردند. اين خط لوله در بستر درياي سياه نصب شده و اهميت اقتصادي و راهبردي زيادي دارد. به هر ترتيب، اهميت مسيرهاي انتقال انرژي بيش از هر زمان ديگري شده است. اهميت خط لوله ترک استريم را بايد در اين نکته دانست که خاورميانه با ناآرامي روبرو است و پروژه‌هاي مختلف طراحي‌شده براي انتقال نفت و گاز آن به‌طرف اروپا با بن‌بست روبرو شده‌اند.

 

يکي از پروژه‌هاي طراحي‌شده اما ناکام، خط لوله گازي عرب است که از مصر به اردن، لبنان و ترکيه کشيده مي‌شود. خط لوله ديگر، قطر به ترکيه است که از عربستان سعودي، اردن و سوريه مي‌گذرد. خط لوله اسلامي نيز از ايران، عراق و سوريه مي‌گذرد و تا سواحل مديترانه ادامه مي‌يابد.

 

ساخت همه اين خط لوله‌ها به دلايل مختلف متوقف‌ شده‌اند و تنها خط لوله ترک استريم و به‌موازات آن، پروژه نورد استريم در حال تکميل و راه‌اندازي هستند. گويي مسائل ژئوپليتيک پس از انقلاب‌هاي بهار عربي در کانون توجه قرارگرفته است. پس از بالا گرفتن تنش‌ها ميان روسيه و اوکراين بر سر ترانزيت گاز طبيعي به بازار اروپا همراه با پيوستن اوکراين به پيمان ناتو و اتحاديه اروپا، مسکو تلاش کرد تا از ساير کارت‌هاي بازي براي صدور گاز به قاره سبز استفاده کند.

 

اکنون با ساخت مسيرهاي جديد انتقال گاز، مردان يخي مي‌توانند با شرايط موردنظر خود تقاضاي دولت‌هاي اروپايي را تأمين کنند. به‌هرحال، اروپايي‌ها هنوز خاطرات زمستان‌هاي سخت سال‌هاي 2006 و 2009 ميلادي را که با توقف ترانزيت گاز روسيه از طريق اوکراين، ميليون‌ها شهروند اروپايي با بحران روبرو شدند، از ياد نبرده‌اند.

 

اگرچه اروپايي‌ها موانع زيادي براي فعاليت شرکت‌هاي روسي ايجاد کرده‌اند، اما سياست متنوع سازي مسيرهاي ترانزيت گاز روسيه به اروپا و دور زدن اوکراين با هدايت پوتين، با موفقيت زيادي عملي شده است.  درواقع، مسکو سه خط لوله جديد طراحي کرده که دو تا از آن‌ها از خاک ترکيه عبور مي‌کنند. مشارکت آنکارا در اين پروژه‌ها از اهميت بالايي برخوردار است.

 

ترکيه احتمالاً تنها عضو ناتو است که تقاضاي عضويتش در اتحاديه اروپا سال‌هاست که موردپذيرش قرار نگرفته است. به همين دليل، ترک‌ها به شرق گرايش يافته‌اند و روابط خود را با روسيه به‌عنوان دشمن کليدي اروپايي‌ها، بهبود داده‌اند. اين راهبرد به قدرتمندتر شدن آن‌ها در منطقه نيز کمک کرده است.

 

اين دو کشور توانستند آمريکا را از خاک سوريه بيرون کنند و هم‌اکنون در ليبي، متحد شده‌اند. بدين ترتيب نقشه‌هاي واشنگتن و کشورهاي غربي براي جنگ بر اساس دکترين ريگان دريکي از نفت‌خيزترين کشورهاي آفريقايي، بربادرفته است.

 

ساخت خط لوله‌هاي گازي روسيه از خاک ترکيه، اروپايي‌ها را در وضعيت دوگانه‌اي به دام انداخته است. آن‌ها از پيامدهاي اين موقعيت قادر به کناره‌گيري نيستند. اما ترک‌ها که سال‌هاست در آرزوي تبديل‌شدن به هاب انرژي منطقه هستند، در حال رايزني با قطري‌ها نيز هستند.

 

دوحه که به دليل مواضع سياسي خود و داشتن رابطه با ايران، از جامعه عرب اخراج شده، داراي روابط مناسبي با روسيه، ايران و سوريه نيز است. رهبران دوحه سال‌هاست به دنبال ساخت خط لوله صادرات گاز به اروپا از طريق خاک سوريه و ترکيه هستند. و اينک زمان تحقق اين آرزو فرارسيده است.


به ياد داشته باشيد که پس از جنگ جهاني دوم، انگليسي‌ها با سلطه بر عراق و اردن، ايده ساخت خط لوله ترنس عربين را مطرح کردند. اين پروژه نفت عراق را از خاک سوريه به سواحل مديترانه منتقل مي‌کرد.  اما دولت ناسيوناليست عرب سوريه از عملي شدن اين پروژه جلوگيري کرد. اينک باوجود اتحاد بازيگران، پروژه خط لوله ايران –عراق- سوريه، در حال تحقق است. امکان پيوستن قطر به اين پروژه و صدور نفت به اروپا نيز بدون وابستگي به دولت‌هاي عربي وجود دارد.

 

اگر برنامه‌ريزي‌ها براي بازسازي سوريه با 200 ميليارد دلار بودجه و به‌ويژه با مشارکت دولت‌هاي روسيه، چين و ايران عملي شود، خط لوله ايران –عراق -سوريه و يا خط لوله اسلامي در کانون توجه آن‌ها خواهد بود.

 

واشنگتن که تحولات منطقه را با دقت پيگيري مي‌کند، از مخالفان ساخت اين پروژه است.

 

استفاده از ابزار تحريم يکي از راهکارهاي کاخ سفيد براي توقف اين پروژه خواهد بود. البته اروپايي‌ها نگاه متفاوتي به خط لوله اسلامي دارند. آن‌ها اين پروژه را گامي در جهت کاهش وابستگي به گاز روس‌ها مي‌دانند. اروپايي‌ها چيزي براي از دست دادن ندارند. آن‌ها از ديرباز به دنبال دريافت نفت و گاز خليج‌فارس بوده‌اند. اگر اين پروژه محقق شود، آمريکايي‌ها يک بازنده بزرگ خواهند بود. واشنگتن که روابط گسترده‌اي با رياض دارد، از افزايش دادوستدهاي تهران و بغداد در حوزه انرژي و ايجاد يک جبهه جديد با حضور مسکو و پکن در قلب خاورميانه به‌شدت بيمناک است. همچنين سازمان همکاري‌هاي شانگهاي از حاميان اين پروژه است.

 

رهبران ترکيه نيز اميدوار هستند که از شرايط کنوني بيشترين منفعت را کسب کنند. اسراييلي‌ها، خط لوله مديترانه شرقي را طراحي کرده‌اند. با کشف ذخاير گاز در آب‌هاي مديترانه و تلاش دولت‌هاي فلسطين، رژيم اشغالگر قدس، قبرس، ترکيه، مصر، سوريه و لبنان براي استخراج اين ذخاير، راه براي صدور گاز اين دريا به اروپا هموارشده است.

 

تل‌آويو اميدوار است تا با ساخت يک خط لوله به قبرس و يونان و در ادامه ايتاليا از بستر مديترانه، به جمع تأمين‌کنندگان گاز قاره سبز بپيوندد. اما با توافق اخير رهبران ترکيه و ليبي براي تعيين خطوط مرز دريايي، راه براي عبور خط لوله رژيم اسراييل به‌سوي اروپا با بن‌بست روبرو شده است. بدين ترتيب حتي دمشق نيز براي انتقال گاز به بازارهاي اروپا با بن‌بست روبرو خواهد شد.

 

نفت و گاز همچنان از عناصر کليدي در حوزه ژيواکونوميک هستند. رهبران مسکو و آنکارا با مهره چيني‌هاي خود در بازار انرژي، رقباي خود را به حاشيه رانده‌اند. اما اين بازي ادامه دارد.
 
 

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/najva/post/36667
0 نظر
دسته بندی