× تماس با ما
4 0 نظرات 957 بازدید
تاریخ انتشار 18 - 1399/02/11

فرقه واقفیه در زمان امام رضا علیه السلام چه کسانی بودند و چه طرز تفکری داشتند

فرقه واقفیه در زمان امام رضا علیه السلام چه کسانی بودند و چه طرز تفکری داشتند

به مناسبت سالروز بيعت مردم با امام رضا(ع)

فرقه واقفيه در زمان امام رضا عليه السلام چه کساني بودند و چه طرز تفکري داشتند؟ 

 
يکي از گروه هايي که از همان ابتداي تشکيلشان مايه بد نامي شيعيان بوده اند، همين واقفيه هستند. اقدامات واقفيان، بجز استفاده اي که به دستگاه تبليغاتي بني عباس رساند، فضاي مساعدي نيز براي دشمنان شيعيان درست کرد تا شيعه را مذهب اختلاف نظر و سوء استفاده مالي نشان دهند و طعنه بزنند. آنان زشت کاريهاي افراد خاص را افشاء مي کنند و آن را به پاي مذهب و تفکر حق مي نويسند. اين موضوع در همه دورانها اتفاق مي افتد؛ بنابراين بر همه حق مداران لازم است تا بازي هاي کساني را که از تحولات اجتماعي سوء استفاده مي کنند بشناسند تا به دام آنها نيفتند. 


 ترس از بدعاقبتي، امري است که هرگز نبايد از دل مومنان خارج شود. قرآن نيز ما را از بدعاقبتي ترسانده است (اعراف، 175 ) بنابراين هر قدر هم که شخصي به دل و زبان و اعمالش مومن باشد، باز اين احتمال در او هست که در بقيه عمر خود از دين يا ايمان خارج شود. يکي از مصداقهاي مشهور خوشناماني که بدعاقبت شده اند، واقفيان هستند. در اينجا به طور اختصار مي خواهيم درباره آنان صحبت کنيم و از وقايع مربوط به آنها براي زندگي خود درس بگيريم. 
 

طمع دنيا
يکي از دشواري هايي که امام رضا عليه السلام با آن روبرو بودند، فرقه واقفيه بود. واقفيان عده اي از پيروان امام کاظم عليه السلام بودند که پس از شهادت ايشان، امامت حضرت رضا عليه السلام را قبول نکردند و معتقد شدند که امام کاظم عليه السلام رحلت نفرموده، بلکه زنده است و مهدي و قائم اهل بيت همان ايشان است. رهبران اين فرقه، کساني بودند که از اصحاب آن حضرت به شمار مي آمدند و نيز بخشي از امور مالي امام کاظم عليه السلام را به عهده داشتند. آنان از راويان احاديث معصومين عليهم السلام و آگاهان به حقانيت امام رضا عليه السلام بوده اند اما دچار اين انحراف شدند.

 

پيروان مذهب حقه تشيع و حتي خواص و کارگزاران امامان معصوم هم از خطا بري نيستند و هيچ کس نبايد به خود اطمينان کامل داشته باشد که تا آخر عمر در راه خدا باقي خواهد ماند؛ زيرا قرآن مي فرمايد که تنها زيانکاران هستند که خود را مصون از مکر الهي حساب مي کنند
 

اين تفکر انحرافي در زمان حيات امام کاظم عليه السلام هم مطرح شد و عده اي مدعي شدند که احاديثي از امام صادق عليه السلام وجود دارد که امام کاظم عليه السلام همان امام قائم هستند، لذا حضرت کاظم عليه السلام براي مقابله با رواج اين فکر غلط در ميان شيعيان، بارها بر امامت امام رضا عليه السلام بعد از خود تأکيد مي فرمودند و عده اي از خواص را گواه اين امر گرفتند(1)؛ اما با وجود همه اين کوششها، عده اي از اصحاب آن حضرت که در هنگام شهادت ايشان، اموال فراواني را به شکل امانت در دست داشتند، امامت امام رضا عليه السلام را انکار کردند و گفتند امام کاظم عليه السلام هنوز زنده است و باز خواهد گشت. بنابراين، انگيزه سوء استفاده مالي باعث شد که افرادي از اصحاب سرشناس امام کاظم عليه السلام از دين حق بيرون روند و عده اي از مردم را هم با تبليغات خود فريب دادند و با خود همراه کردند. (2)
 

برخي از واقفيان قبل از مرگ خود از اين فرقه خارج شدند و امامت حضرت رضا عليه السلام را قبول کردند اما عده اي از آنها با همان حال - بدبخت و بدعاقبت - از دنيا رفتند. يکي از اين افراد حمزة بن بزيع است. امام رضا عليه السلام درباره آنها فرمود: او گمان مي‌کند، پدر من زنده است، اينها امروز شک مي‌کنند و فردا بي دين و زنديق خواهند مرد.
صفوان گفته است در پيش خود گفتم، اينها را مي‌شناسم که در شک و ترديدند، چگونه ممکن است بي‌دين و زنديق بميرند، مدتي بعد شنيدم يکي از اينها در هنگام مرگش گفته است که به پروردگاري که موسي بن جعفر عليه ‌السلام را ميرانده کافر است و به اين وسيله صدق فرمايش امام رضا عليه السلام برايش روشن شد.(3)

 

دست به دامان دينار
سران واقفيه که از وکيلهاي امام کاظم عليه السلام بودند و سعي داشتند به هر نحوي پولهاي فراواني که در دستشان بود را براي خود نگه دارند، که از جمله به فکر فريب دادن برخي ديگر از بزرگان شيعه هم افتادند و در اين راه وعده پرداخت مبالغي هنگفت به برخي از سران شيعه مي دادند. يونس بن عبدالرحمن قمي يکي از کساني بود که جايگاه بالايي نزد امام کاظم و امام رضا عليهماالسلام داشت و عليه واقفيان افشاگري مي کرد. علي بن ابي حمزه بطائني و زياد بن مروان قندي – از سران واقفيه -نزد او رفتند و با دادن وعده پرداخت ده هزار دينار از وي خواستند که دست از مخالفت و تبليغات بر ضد واقفيه بردارد! او در پاسخ گفت: «از ائمه صادقين عليهم السلام به ما روايت شده که پس از پيدايش بدعت ها، بر عالم لازم است علمش را آشکار کند؛ و اگر چنين نکرد، خداوند نور ايمان را از او سلب مي کند و من در هيچ حالي، جهاد و امر الهي را ترک نمي کنم.» اين قضيه را خود يونس بازگو کرده است (4)

 

درسها و پيامها
بعد از مدتي، واقفيه منقرض شدند اما از جريان واقفيه چند نکته براي زندگي امروز خودمان مي توانيم استفاده کنيم:
الف- ايجاد کننده اين تفکر عده اي از سرشناسان و حتي وکلاي امام کاظم عليه السلام بوده اند. بنابراين مي توانيم نتيجه بگيريم که پيروان مذهب حقه تشيع و حتي خواص و کارگزاران امامان معصوم هم از خطا بري نيستند و هيچ کس نبايد به خود اطمينان کامل داشته باشد که تا آخر عمر در راه خدا باقي خواهد ماند؛ زيرا قرآن مي فرمايد که تنها زيانکاران هستند که خود را مصون از مکر الهي حساب مي کنند(اعراف، 99) در نتيجه همه بايد همواره از خود مراقبت کنند و به طور جدي از خدا بخواهند که سرانجام زندگي آنها را بر خير قرار دهد.
هيچگاه نبايد دين خود را بر مبناي اعتماد به ديگران طراحي کنيم. به عبارت ديگر بعد از آنکه دين حق و امام حق را شناختيم، با همه صاحبنظران و بزرگان دين برادر مي شويم و حفظ حرمت آنها فقط تا زماني مهم است که پيرو دين حق و امام حق باشند

 

ب- همواره عده اي حاضرند که براي منافع خود عقايد پوچي را ترويج کنند. گاه اين افراد از بزرگان و علما هستند – مانند سران واقفه - و افرادي هم گرد آنها جمع مي شوند و در راه ترويج آن پول هم خرج کنند. با توجه به اين خطر، وظيفه داريم روحيه حق جويي را هميشه در خود زنده نگه داريم و در حال آرامش در راه عقايد خود تفکر و تحقيق کرده باشيم تا در بحرانهاي فکري فريب سودجويان را نخوريم. در واقع هيچگاه نبايد دين خود را بر مبناي اعتماد به ديگران طراحي کنيم. به عبارت ديگر بعد از آنکه دين حق و امام حق را شناختيم، با همه صاحبنظران و بزرگان دين برادر مي شويم و حفظ حرمت آنها فقط  تا زماني مهم است که پيرو دين حق و امام حق باشند.
 

ج- يکي از گروه هايي که از همان ابتداي تشکيلشان مايه بد نامي شيعيان بوده اند، همين واقفيه هستند. اقدامات واقفيان، بجز استفاده اي که به دستگاه تبليغاتي بني عباس رساند، فضاي مساعدي نيز براي دشمنان شيعيان درست کرد تا شيعه را مذهب اختلاف نظر و سوء استفاده مالي نشان دهند و طعنه بزنند. آنان زشت کاريهاي افراد خاص را افشاء مي کنند و آن را به پاي مذهب و تفکر حق مي نويسند. اين موضوع در همه دورانها اتفاق مي افتد؛ بنابراين بر همه حق مداران لازم است تا بازي هاي کساني را که از تحولات اجتماعي سوء استفاده مي کنند بشناسند تا به دام آنها نيفتند.
 

پي نوشت:
1-الغيبة، شيخ طوسي و عيون اخبار الرضا عليه السلام، شيخ صدوق به نقل از همگام با امام رضا عليه السلام از مدينه تا مرو، جليل عرفان منش، ص 316.
2- همگام با امام رضا عليه السلام از مدينه تا مرو، جليل عرفان منش 316 و 319.
3- الغيبة، شيخ طوسي، 68.
4- عيون اخبار الرضا عليه السلام، ج1، ص112.

 

روح الله رستگارصفت             
 

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/najva/post/36569
0 نظر
دسته بندی