× تماس با ما
1 0 نظرات 535 بازدید
تاریخ انتشار 10 - 1399/02/10

فرهنگ سیاسی

فرهنگ سیاسی

 فرهنگ سياسي

 رهيافت ها در علوم سياسي برخلاف مدل ها شکل رسمي به خود نگرفته اند، بلکه صرفا به صورت مفاهيمي هستند متشکل از متغيرهايي که به شرايط گوناگون اجتماعي و سياسي اطلاق مي شوند. اين رهيافتهاي فردي به تحليل خرد اشاره مي کنند که نقطه مقابل تحليل کلان است که در آن گروههاي اجتماعي يا نظامها به عنوان واحدهاي تحليل مورد توجه قرار مي گيرند.


يکي از مفاهيمي که هم جنبه خرد و هم جنبه کلان دارد، فرهنگ سياسي است. فرهنگ سياسي محصول تاريخ نظام سياسي است که ريشه در رفتار عمومي و نيز تجارب شخصي دارد. فرهنگ سياسي مي تواند يکي از پارامترهاي عمده در مقايسه سياستها و جوامع گوناگون تلقي شود.
 

 فرهنگ سياسي و مختصات آن فرهنگ عبارت است از مجموعه اي از آداب و رسوم، اخلاقيات، اعتقادات و ارزشهايي که در نسبت با اقتدار، مسئوليتهاي حکومتي و الگوهاي مربوط به جامعه پذيري سياسي بوده و از طريق جامعه پذيري از نسلي به نسل ديگر منتقل مي شود.
 

 بر اساس رهيافت رفتاري، بيشتر دموکراسيها داراي فرهنگ ملي سياسي هستند که محصول تحولات تاريخي آنها به شمار مي رود و از طريق نهادهاي اجتماعي چون خانواده از نسلي به نسل ديگر منتقل مي شود.
 

رهيافت راديکال (مارکسيستي)، چنين تفسير بيطرفانه اي را مردود مي شمرد و معتقد است که فرهنگ سياسي محصول مساعي طبقات حاکم براي تحميل ارزشهاي خود به طبقات پايينتر از طريق مکانيسمهاي رسمي نظير نظام آموزشي است.
 

 از ديدگاه رفتاري، انتقال ارزشها از نسلي به نسل ديگر، جامعه پذيري ناميده مي شود و حال آنکه بر اساس تحليلهاي مارکسيستي انتقال ارزشها به طبقات به صورت تلقيني صورت مي گيرد.

 

 انواع فرهنگ سياسي

 فرهنگ سياسي محدود (بسته)
در اين نوع فرهنگ، جهت گيريهاي افراد نسبت به هدفهاي سياسي فوق العاده ضعيف است و مردم تصور مي کنند در شکل گيري و دگرگوني هدفهاي سياسي موثر باشند. در فرهنگ مزبور با آنکه ممکن است افراد در سطوح محلي در تصميم گيري ها دخالت داشته باشند، اما نمي توانند اين تصميمات و سياستها را به کل نظام سياسي مرتبط سازند. پاره اي از جوامع آسيايي و آفريقايي داراي چنين فرهنگي هستند.

 فرهنگ سياسي تبعي (انفعالي)
در اين نوع فرهنگ سياسي ممکن است افراد از وجود نظام سياسي و داده هاي آن آگاهي داشته و به آن علاقمند يا از آن متنفر باشند، ولي به علت نبود نهادهاي بيان و تجمع خواستها و تقاضاها و يا ضعف ساختارهاي نهادها افراد نمي توانند از کارايي سياسي چنداني برخوردار باشند. نمونه اين نوع فرهنگ سياسي را مي توان در کشورهاي اروپاي شرقي پيش از فروپاشي کمونيسم مشاهده کرد.

 فرهنگ سياسي مشارکتي (فعال)
در اين فرهنگ مردم به طور نسبي در نهاده ها (طرح خواستها و تقاضاها) و نيز داده ها (استراتژي ها، قوانين و طبقه بندي اولويتها) نقش دارند و نسبت به رفتار نخبگان سياسي حساسند.

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/najva/post/36559
0 نظر
دسته بندی