× تماس با ما
1 0 نظرات 749 بازدید
تاریخ انتشار 07 - 1399/02/09

ایران میانجی مهم در افغانستان

ایران میانجی مهم در افغانستان

ايران ميانجي مهم در افغانستان

 

با توجه به جايگاه ايران در سياست افغانستان، ايران ظرفيت بسيار بالايي براي ميانجيگري ميان گروه‌هاي رقيب سياسي در افغانستان دارد.

ايران و افغانستان مرز طولاني مشترك دارند و مسائل امنيتي مشترك از جمله مساله قاچاق مواد مخدر و مساله گروه‌هاي ضدسيستمي، معضل هر دو كشور است. 

 

تلاش ايران در مقطع كنوني كه اختلاف نظر بين دو جناح سياسي در كابل وجود دارد، قطعا موثر است، به ويژه اينكه يك طرف اين اختلاف نظر، يعني طرف شمالي‌ها، نزديكي زيادي با ايران دارد. فراموش نكنيم در زماني كه قدرت رسمي در افغانستان در اختيار مجاهدين شمال بود و احمد شاه مسعود و برهان‌الدين رباني، 10 درصد از خاك افغانستان را در برابر طالبان حفظ كردند، فقط ايران و هندوستان و روسيه بودند كه از برهان‌الدين رباني و دولت مشروع او حمايت مي‌كردند. با توجه به سابقه تاريخي، شمالي‌ها با ايران نزديك هستند و اين نزديكي اين موقعيت ميانجيگري را در اختيار ايران قرار مي‌دهد كه فعالانه در حل قضيه مشاركت كند.

 

در اين مقطع تلاش‌هاي وزير خارجه ايران، قطعا موثر است، چرا كه دست كم يك طرف اختلاف نظر رابطه بسيار نزديك و خوبي با تهران دارد، به اضافه اينكه فراموش نكنيم، هرچند ايران مدت‌ها با طالبان مشكل داشت، اما به نظر مي‌رسد كه اخيرا با رايزني‌ها و سفرهايي كه انجام شده است، نوعي ارتباط ميان تهران و طالبان هم ايجاد شده است. ايران در مقام ميانجي، در شرايط كنوني مي‌تواند نقش مهمي در افغانستان بازي كند.

 

مسائل افغانستان تابع سه گروه بازيگر اصلي است:

  • يكي رقابت‌هاي قومي، مذهبي و سياسي داخلي افغانستان،
  • دوم قدرت‌هاي منطقه‌اي و كشورهاي پيراموني
  • و سوم قدرت‌هاي جهاني.

 گروه‌هاي قومي، مذهبي و سياسي متعدد درون خاك افغانستان فعال هستند، در سطح منطقه ايران، هند، پاكستان، تركيه، قطر، عربستان سعودي و امارات متحده عربي، هر يك به نوعي در افغانستان منافع و دخالت‌هايي دارند، در سطح بين‌المللي هم آمريكا، روسيه، چين و اروپا به عنوان قدرت‌هاي جهاني در افغانستان فعال هستند. 

 

افغانستان زماني روي صلح و آرامش مي‌بيند كه هر سه گروه بازيگران داخلي و خارجي بتوانند به صورت هماهنگ حركت كنند. متاسفانه تاكنون هيچ توافق و تعاملي در ميان اين سه گروه بازيگر ايجاد نشده است.

 

در نتيجه بعد از چهار دهه جنگ در افغانستان، امروز هم نمي‌توان تصور كرد كه دورنماي صلحي در اين كشور وجود دارد. در واقع بايد ميان صلح در افغانستان با تغيير جهت‌گيري جنگ در اين كشور تفاوت قائل شد. من معتقد هستم كه رويدادهاي اخير باعث صلح نمي‌شود، بلكه تركيب جبهه‌هاي نبرد را تغيير مي‌دهد. 

 

طالبان ممكن است كه به تدريج در گام اول حاضر به مشاركت با ديگر گروه‌هاي سياسي براي تقسيم قدرت باشد، به تدريج ساز و كارهاي انتخاباتي را هم قبول كند و حاضر به تن دادن به صندوق آرا شود و از اين طريق بتواند رياست‌جمهوري و قدرت حاكم بر افغانستان را در اختيار بگيرد؛ اما اين به معناي صلح در افغانستان نيست، طالبان اگر هم بتواند از طريق توافق با آمريكا قدرت را در افغانستان در اختيار بگيرد، نهايتا با رقباي ديگري در اين كشور مواجه خواهد بود.

 

طالبان اميدوار است كه از بحران در حاكميت دولت وحدت ملي، حداكثر استفاده را ببرد و خيلي رندانه اين موضوع را بررسي كرده‌ كه چه امتيازي مي‌تواند بگيرد تا مذاكرات جدي را آغاز كند.

 

آمريكايي‌ها بخش اعظمي از نظاميان خود را از خاك افغانستان خارج مي‌كنند، اما تعدادي از پايگاه‌ها را بر اساس توافقي كه احتمالا با طالبان دارند، در اين كشور حفظ مي‌كنند. آنچه امريكايي‌ها به طالبان تعهد داده‌اند، اين است كه در آينده، امور داخلي و جنگ‌هاي داخلي افغانستان به نفع طرفي دخالت نكنند.

 

شهاب شهسواري

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/najva/post/36514
0 نظر
دسته بندی