× تماس با ما
2 0 نظرات 860 بازدید
تاریخ انتشار 08 - 1399/01/23

چرا انگاره‌های ذهنی ایرانیان از جهان غرب ترک خورده است؟

چرا انگاره‌های ذهنی ایرانیان از جهان غرب ترک خورده است؟

 

چرا انگاره‌هاي ذهني ايرانيان از جهان غرب ترک خورده است؟
 
سراب غرب به روايت غربي‌ها
 
تصاوير و خبرهاي منعکس شده از جامعه غرب در اين روزها توانست واقعيت زندگي در جهان سرمايه‌داري که بر محور نفع شخصي و نابودي همه به قيمت حفظ خود استوار شده است را به نمايش بگذارد و بسياري از آرمان‌شهرهاي خيالي ساخته شده در ذهن جوان ايراني را تخريب کرده و اصالت اسلامي- ايراني فرهنگ مردم را نمايان کند.

 

سراب غرب به روايت غربي‌ها

 آنتوان دو سنت اگزوپري در کتاب «شازده کوچولو» روايتي دارد از دانشمندي ترک از اهالي عثماني که وقتي براي اعلام کشف ستاره‌اي جديد به مجمع ستاره‌شناسان اروپا مراجعه مي‌کند با بي‌توجهي آنها مواجه مي‌شود، چون لباسش سبک اروپايي نيست. اين دانشمند چند سال بعد از حرکت امپراطوري عثماني به سمت مدرنيزه شدن، با کت‌وشلوار دوباره به اروپا رفته و اين‌بار دانشمندان به کشف وي توجه مي‌کنند.

اين حکايت را بايد نمايان‌ترين تصوير از نوع جامعه شرقي با غرب مدرن دانست؛ صنعت، هنر، سرگرمي، حکومت‌داري و ... غرب بود که توانست ما شرقي‌نشينان را مسحور کند و غرب خود را به عنوان مرکز عالم بشناساند و ما شديم اهالي خاورميانه!

حکايت جامعه ايران در اين ميانه اما وجهي پيچيده‌تر دارد. آشنايي ما غرب به واسطه نقل قول‌هاي سياحاني بود که بعد از سياحت در اروپا و بازگشت به کشور سعي کردند نسخه بديل آنچه ديده بودند را بي‌کم‌وکاست در دوره ناصري پياده کنند؛ فارغ از اينکه جامعه ايراني سابقه هويتي و تمدن خاص خود را دارد.

به مرور و با ورود جلوه‌هاي صنعتي و سرگرمي غربي به کشور تصور ما از اين تمدن نوين با حقيقت فاصله بيشتري پيدا کرد، به حدي که هر کس و هر چيزي که نشاني از غرب داشت، امتيازي خاص در ميان ايرانيان پيدا کرد. براي نمونه تا چند سال پيش اگر پزشکي مي‌خواست برتري خود بر ساير همکارانش را تثبيت کند، در تابلوي مطب خود بايد مي‌نوشت که عضو فلان انجمن پزشکي آمريکايي يا اروپايي است!

 

هويت ملي ذره‌ذره آب مي‌شود

پيدايش اينترنت و سپس نسل‌هاي مختلف شبکه‌هاي مجازي به تشديد اين فاصله انجاميد. نکته قابل توجه اين است که شبکه‌هاي اجتماعي برخلاف ادعاي ارتباطي بودن، مسيري يک‌سويه از توليدکننده محتوا به سمت مصرف‌کننده دارد. اگر بخواهيم انگاره‌هاي ذهني جامعه ايراني نسبت به غرب را در زمان حال به تصوير بکشيم، بايد نگاهي به محتواي منتشر شده در فضاي مجازي بيندازيم.

روزانه در فضاي مجازي و شبکه هاي اجتماعي در قالب هاي عامه پسند همچون طنز، نکات تاريخي و يا آنچه «خودانتقادي» ناميده مي شود، با تبليغات عليه هويت ملي مواجه هستيم. اين حجم از تخريب آنچه «روح ايراني» ناميده مي شود، طي سال هاي گذشته و به دلايل گوناگون و در زمينه هاي مختلف اجتماعي به فرد ايراني القا مي شود و نتيجه آن نيز ذهنيتي است که هرآنچه مربوط به ايران باشد را نفي مي کند و به راحتي در مقابل تبليغات دروغ تسليم شده و گاه حتي در مقابل واقعيات جبهه گيري مي کند.

اين روزها بد گفتن از خودمان و خودتحقيري، تبديل به عادت جمعي برخي از ما شده است. بارها پيش آمده که در جمعي خبري درباره ايران گفته شده و موجي از تخريب عليه آن به راه مي افتد. خود تحقيري نه تنها منجر به توليد ايده نو نمي‌شود، بلکه به مرور باعث مي شود پيران احساس خسران کنند و جوانان احساس بي آيندگي.

 

در اين موج خودتحقيري، ايراني بودن به خودي خود يک نکته منفي محسوب شده و از سوي ديگر انواع خصوصيات و روحيات منفي به ايراني ها نسبت داده مي شود. البته از طرفي هم در خط تبليغي باستان گرايانه، سعي شده با جعل تاريخ درباره دوران باستان علي الخصوص حکومت هخامنشيان و حتي دوره پهلوي به نوعي حسرت گذشته را در نهاد ايرانيان خلق کنند در اين راه از جعل جملات منسوب به مثلا رضاخان و شاه فراري، يا ساخت حکايت هاي جعلي و... نيز استفاده مي کنند.

 

اگر بخواهيم ستون فقرات اين موج را در يک کلام خلاصه کنيم، بايد آن را آمار و اطلاعات بي منبع دانست. بسياري از جملات، خاطرات و آمارهاي ارائه شده توسط کانال ها و صفحات مجازي يا بدون منبع قابل تحقيق منتشر مي شوند و يا منبع جعلي و حتي تقطيع شده دارند. اين ويژگي اما در مقابل جذابيت تصويري و ساير زمينه هاي رواني که پذيرش چنين مطالب بي اساسي را براي مخاطب آسان مي کند، رنگ مي بازد و فرصت نقد آن توسط نخبگان و کارشناسان از بين مي‌رود.

 

 مرغ همسايه هميشه غاز نيست

 

همسو با اين جريان خودتحقيري، بهشتي از غرب براي جامعه ايراني ساخته شده که فرسنگ‌ها با واقعيت‌ فاصله دارد. جوان ايراني تصور مي‌کند از سويي در جهنم ايران زندگي مي‌کند و از سوي ديگر بهشتي در آن سوي مرزها قرار دارد که نمي‌توان به آن دست يافت مگر آنکه يا مهاجرت کند و يا آن را شبيه‌سازي کند. از اين رو مي‌بينيم که بسياري از سنت‌هاي بومي کشورهاي غربي همچون هالووين، دروغ آوريل و انواع جشن‌هاي غيرمعمول در ميان قشر مرفه رواج يافته و به مرور براي ساير اقشار نيز تبديل به الگوهاي رفتاري مي‌شود.

 

به اين آمار دقت کنيد: ناتواني بيش از نيمي از خانواده هاي آمريکايي ها در تامين نيازهاي اوليه خود همچون اجاره و غذا (51 ميليون خانواده که با احتساب هر خانواده 3 نفر، 153 ميليون نفر مي شود)، جايگاه اول ژاپن در تقلب ديجيتال با 80? کلاهبرداري در جهان، عادي بودن دفع ادرار و مدفوع در اماکن عمومي استراليا به علت نبود سرويس هاي بهداشتي شهري، تمايل خروج 80? جوانان کره اي براي زندگي در خارج از اين کشور، معرفي سان فرانسيسکو به عنوان شهر زباله، سرنگ هاي تزريق و مدفوع حيواني و انساني توسط فرماندار اين شهر، سوءتغذيه گسترده دانش آموزان انگليسي، جايگاه اول فرانسه در جهان در آمار دزدي و خودکشي، قطع روزانه20 ساعت آب در کاليفرنيا، اعتياد بيش از 70? دانشجويان انگليسي به کوکائين، ماريجوانا و قرص اسکتازي، جايگاه اول کره جنوبي در آمار خودکشي جهان و همچنين سومين کشور سرطاني جهان، ثبت بيشترين دزدي در فرانسه، آمريکا، کانادا، استراليا و ژاپن، تصاحب جايگاه بالاترين مصرف کنندگان قرص ضد افسردگي در جهان توسط ايسلند، استراليا، پرتغال و کانادا، وجود 50هزار زن بي خانمان در استراليا و بودجه 21ميليارد دلاري اين کشور براي مقابله با موج فزاينده خشونت عليه زنان، اجاره نشيني60? آلماني ها، 50? فرانسوي ها و 40? انگليسي ها و معرفي محله کاماگاساکي در شهر اوساکاي ژاپن به عنوان بزرگ ترين مکان تجمع بي خانمان ها در جهان.

 

اين آمار واقعيت هايي هستند که هيچگاه براي ما ايرانيان گفته نشده و تصويري خيالي از آنچه اروپا و آمريکا و ژاپن و... در ذهن ما خلق کرده اند. اين در حالي است که بنابر مراکز بين المللي همچون سازمان بهداشت جهاني، ايران در بسياري از شاخص هاي جهاني در حوزه سلامت اجتماعي و خدمات رفاهي داراي رتبه خوبي در منطقه و جهان است. اما مي بينيم که برخي سلبريتي ها به راحتي و بدون هيچ سندي ادعا مي کنند مثلا ايران بالاترين ميزان مبتلايان به سرطان را دارد و يا سرعت اينترنت از فلان کشور آفريقايي کمتر است، در حالي که با يک جست وجو مي توان به دروغ بودن چنين ادعاهاي پرتکراري پي برد.

 

اين انگاره ذهني اما از دو ماه پيش و با شيوع جهاني بيماري کرونا ويروس براي بخش عمده‌اي از جامعه در حال ترک خوردن است. آنچه اين روزها از تبعات اين بيماري مشکوک در آمريکا و اروپا به جهانيان مخابره مي‌شود تصوير شکست يک ابرقدرت است که در اذهان عمومي به عنوان بهشت موعود شناخته مي‌شد.

 

از سوي ديگر رفتار جوامع غربي در اين شرايط، تصوير زنان و مردان جنتلمني که هميشه رفتاري معقولانه در بحران‌ها داشتند را به شدت مخدوش کرده است. حضور گسترده مردم در پارک‌ها براي انجام جشن عيد پارک علي‌رغم هشدار مقامات، قتل به خاطر تصاحب چند بسته دستمال توالت، قفسه‌هاي خالي مواد غذايي، دستمال کاغذي و مواد شوينده، رفتار غيرانساني با اجساد فوتي‌هاي کرونا، روي‌آوردن پزشکان فرانسوي به قتل بيماران سالخورده کرونايي، ناتواني آمريکا و بسياري از کشورهاي اروپاي غربي در تامين اقلام اوليه بهداشتي حتي براي کادر درماني خود و درخواست کمک از کشورهايي همچون کوبا و ونزوئلا از جمله اين تصاوير است.

 

 بازگشت به غرب وحشي

اين روزها «جنگ ماسک» به اصطلاحي براي توصيف روابط ميان کشورهاي عضو گروه هفت، يعني هفت کشور قدرتمند و ثروتمند جهان، تبديل شده است!

بعد از اينکه جمهوري چک اقدام به مصادره ماسک هاي اهدايي چين براي ايتاليا کرد، فرانسه نيز در اقدامي مشابه ماسک‌هاي توليدي يک کمپاني سوئدي را که در حال ارسال آنها به ايتاليا و اسپانيا بود، مصادره کرد. چند روز پيش بود که دولت فرانسه اعلام کرد آمريکا ماسک‌هاي متعلق به اين کشور اروپايي را در قبال پول بيشتر سرقت کرده است. وزير بهداشت برزيل نيز اعلام کرده است که 23 هواپيماي بزرگ ترابري آمريکا سفارش اقلام بهداشتي اين کشور را به سرقت برده است.

 

 
اين شرايط يعني بازگشت غرب به دوراني که پول و اسلحه حرف نهايي را مي‌زد، برگشته است. رفتارهايي که در سينما نمادي از سابقه نه چندان دور اين کشورها يعني غرب وحشي به حساب مي‌آيد. بازگشت به هويت واقعي غربي بود که باعث شد دولت‌ها از سرقت اقلام بهداشتي يکديگر هراسان شده و  باعث شده به روش هاي مختلفي از مسدود کردن صادرات تجهيزات پزشکي گرفته تا اعزام جاسوس براي دست يافتن به تجارب ساير کشورها در درمان کرونا، روي آورند. تعدادي از کشورها همچون فرانسه ، آلمان و روسيه که نگران تداوم شيوع کرونا و پيدا نشدن واکسن هستند، اقدام به انبار کردن ماسک و دستکش کرده اند و صادرات تجهيزات پزشکي خود را نيز محدود کرده اند. ترکيه يک گام فراتر رفت و نه تنها صادرات تجهيزات مانند ماسک و دستکش را ممنوع کرد که حتي از تحويل اين کالاها که پيشتر وعده آنها را به مشتريان خارجي همانند بلژيک و ايتاليا داده بود، سرباز زد.
 

اين در حالي است که در کشورمان جلوه‌هايي از ايثار مي‌بينيم که حتي باعث تعجب سفير انگليس شد. در اين دو ماه پديده‌هايي رخ داده که مي‌توان آن را فرصت‌هاي کرونا نام نهاد که توانسته چهره ديگري از جامعه ايراني به نمايش بگذارد؛ چهره‌اي که برخي علاقه‌اي براي نشان دادن آن در رسانه‌هاي خود ندارند!

 

با گسترش اين بيماري شاهد سيل گسترده جهادگراني بوديم که توانستند با استفاده از ظرفيت جمعيت‌هاي مردمي اصيل همچون مساجد، هيئت‌هاي مذهبي، پايگاه بسيج محله و گروه‌هاي جهادي به سرعت خود را سازماندهي کرده و بخشي از بار مبارزه با کرونا را بر عهده بگيرند. پاکسازي و ضدعفوني اماکن عمومي، مساجد، کيوسک‌ها، عابربانک‌ها و معابر پرتردد شهري، تهيه بسته‌هاي بهداشتي براي خانواده‌هاي محروم، حضور در اماکن بهداشتي از جمله بيمارستان‌ها و نقاهتگاه‌ها براي کمک به شبکه درماني کشور، يک هزار شعبه هيئت رزمندگان اسلام براي مقابله با کرونا در قالب پويش «جهادگران سلامت»، بسيج يک هزار و 600 گروه جهادي به محوريت قرارگاه جهادي امام رضا(ع) براي مبارزه با کرونا در مناطق محروم، تشکيل قرارگاه جهادي «حاج قاسم سليماني» در 24 استان کشور براي دانش‌آموزان بسيجي و فعاليت بيش از 7 هزار دانشجوي جهادي با کمک سازمان بسيج دانشجويي از ديگر جلوه‌اي ناديده جامعه ايراني است.

 

جداي از فعاليت‌هاي جهادي سازماندهي شده، اين روزها شاهد ايثار اقشار مختلف مردم هستيم که به صورت مستقل وارد اين کارزار شده‌اند. طي اين روزها هشتگ «بخشش اجاره» در فضاي مجازي بازخورد فراواني داشت و در دنياي واقعي نيز موجي از مهرباني و همدلي صاحبان مشاغل و املاک به راه افتاد.

 

واقعيت آن است که با شيوع کرونا اما به يکباره شاهد تصاويري از رفتار مردم در مواجهه با اين بيماري بوديم که توانست برتري فرهنگ اسلامي- ايراني بر فرهنگ آمريکايي و اروپايي را به اثبات برساند. اين روزها در رسانه‌ها تصاويري مي‌بينيم که همه آنچه طي اين سال‌ها از عقب‌ماندگي فرهنگي ايرانيان نسبت به غربي‌ها در ذهن‌ها ساخته شده بود رنگ باخت و حقيقت آن جوامع به نمايش گذاشته شد.

 

تصاوير و خبرهاي منعکس شده از جامعه غرب در اين روزها توانست واقعيت زندگي در جهان سرمايه‌داري که بر محور نفع شخصي و نابودي همه به قيمت حفظ خود استوار شده است را به نمايش بگذارد و بسياري از آرمان‌شهرهاي خيالي ساخته شده در ذهن جوان ايراني را تخريب کرده و اصالت اسلامي- ايراني فرهنگ مردم را نمايان کند.

 

 

نمايش حقيقت نيازمند صبر است

غرب با همه مختصاتش در ذهن ايراني سابقه‌اي قريب به دو قرن دارد. سابقه‌اي که در آن هميشه جنس غربي برتري داشته و ذهن ايراني امکان بهتر بودن از آن را حتي در پستوي افکارش را هم متصور نبوده است. تخريب هويت ملي، مخدوش سازي ايران قدرتمند در ذهن کودک و جوان ايراني، برجسته‌سازي نکات مثبت جوامع غربي، فاصله‌گذاري از جوامع شرقي و گاه داشتن حس تنفر به آن و در نهايت ابرقدرت پنداري از آمريکا و رفاه در اروپا مختصات اين تصوير ايران از غرب است.

 

علي‌رغم ارائه تصويري جديد از غرب و اذعان خود آنها به پوشالي بودن انگاره‌هاي ديگران نسبت به اين مسئله، اما هنوز هستند افرادي که سعي در توجيه کردن اين واقعيت دارند. شکست شبکه درماني در مقابل کرونا را به شفافيت آماري آنها ربط مي‌دهند، سرخوردگي جامعه اروپايي از دولت‌هاي خود را به مدد يک فيلم از هم‌خواني آنها با يک خواننده مخفي و در مقابل جامعه ايراني را در آستانه قحطي و فروپاشي اخلاقي معرفي مي‌کنند.  اين افراد به مردم ايران نمي‌گويند در حاليکه آنها شبانه براي تهيه بسته‌هاي بهداشتي براي مناطق در حال فعاليت هستند، در غرب وحشي رستوران‌هايي هستند که از فرصت کرونا براي افزايش فروش خود استفاده مي‌کنند.

 

البته بعيد است به اين زودي‌ها غرب با مختصات واقعي خود در ذهن ايراني ديده شود، اما کرونا باعث شد مقدمه بازبيني اين ذهنيت کليد بخورد!

 

سعيد درويشي

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/najva/post/36034
0 نظر
دسته بندی