× تماس با ما
2 0 نظرات 1957 بازدید
تاریخ انتشار 08 - 1399/01/06

کرونا و بررسی عقلانیِ عدم اعتماد به غرب

کرونا و بررسی عقلانیِ عدم اعتماد به غرب

 

کرونا و بررسي عقلانيِ عدم اعتماد به غرب

 

«کرونا» را مي توان بدون شک بزرگترين يا يکي از مهم ترين بحران هايي دانست که همه جهان را به خود درگير ساخته است،

 

شيوع و کشندگي اين بيماري به حدي سريع است که بسياري از کشورها را درمانده ساخته و سران اين کشورها را ناچار ساخته است دست به تدابيري بزنند که از جنگ جهاني دوم به اين سو بي سابقه بوده است.

 

قدرت هايي چون آمريکا، انگليس و آلمان که خود در رسيدگي به بحران و جلوگيري از شيوع و کشندگي آن درمانده شده اند براي کشورهاي ديگر مانند ايران که تدابير تا حدود زيادي تاثير گذار را پيش گرفته و در مرحله غلبه بر اين بيماري هستند نسخه تجويز مي کنند!

 

 
ترامپ که شايد بتوان مهم ترين ويژگي او را دروغ گويي دانست در اين راستا از دولتمردان کشورمان خواسته است تا دست تمنا به سوي او دراز کنند! تا در جهت غلبه بر «کرونا» مساعدت کند!!
 
اين ادعا را نيز مي توان يکي از هزاران هزار دروغي دانست که تا به حال ازسوي ترامپ بر زبان رانده شده است.
 
آمريکا اگر به دنبال کمک هاي پزشکي و دارويي به ايران بود هرگز اقلام دارويي و بهداشتي را جزء تحريم ها قرار نمي داد!

 

روي سخن اين نوشتار آني که ذکرش رفت نيست، اين جا به روي ديگر سکه خواهيم پرداخت.

 

رهبري در سخنراني اخير خود به نکته اي اشاره کردند که پس از آن رسانه هاي ضدانقلاب بي استثنا بر روي آن انگشت گذاشته و به زعم خود تلاش کردند آن سخن را به استهزا و تمسخر بگيرند.

 

 
رهبري در اين سخنراني به يک گمانه اشاره و در عين حال يک احتمال عقلي را مطرح ساختند.
ايشان تصريح کردند: 
«آمريکايي‌ها خودشان متهم به توليد اين ويروس هستند البته نمي‌دانيم اين اتهام چقدر صحت دارد اما با وجود اين اتهام، کدام انسان عاقلي، کمک از اين کشور را قبول مي کند... به آمريکايي‌ها هيچ اعتمادي نيست زيرا ممکن است داروهايي را ارسال کنند که ويروس را در ايران شايع‌تر و يا ماندگار کند و يا حتي ممکن است افرادي را به‌عنوان درمان‌کننده بفرستند تا ببينند اثرگذاري اين ويروسي را که گفته مي شود بخشي از آن فقط مخصوص ايران ساخته شده، چگونه بوده و اطلاعات خود را تکميل و دشمني خود را بيشتر کنند، بنابراين سخنان آمريکايي‌ها قابل قبول نيست.»

 

در رابطه با بخش اخير سخنان رهبري مي توان به اين نکته بسيار مهم اشاره کرد که اين گمانه زني و بيان احتمال منطقي در يک فضاي بدون پشتوانه مطرح نشده است.

 

سوابق متعدد تاريخي وجود دارد که اين گمانه زني را تقويت مي کند که ما در اين گزارش به پاره اي از آن ها اشاره مي کنيم؛

1.صادرات خون هاي آلوده به ويروس ايدز آن هم در اوج جنگ تحميلي عراق عليه ايران، از سوي فرانسه يکي از مواردي است که بي شک مي توان در اين گزارش بدان پرداخت.

صادرات خونِ آلوده به ويروس ايدز توسط فرانسه به ايران حربه‌اي بود که ساليان دراز در سکوت مجامع علمي و قضايي عليه مسلمانان به کار گرفته شد.

شرکت فرانسوي «مريو» در سال‌هاي 1361 تا 1364 فاکتورهاي انعقاد خون آلوده به ويروس «اچ.آي.وي» را به ايران صادر کرد و 102 نفر از بيماران هموفيلي کشور بر اثر آلودگي اين فاکتورها، به ايدز مبتلا شدند.

در سال 1364 فراورده‌هاي خوني شرکت فرانسوي مريو که آلوده به ويروس ايدز بود، به بيماران هموفيلي، که نياز دائم به دريافت انواع فاکتورهاي انعقادي خون دارند داده شد. هنگامي که اين موضوع در ميان بيماران هموفيلي افشا شد، وزارت بهداشت آلودگي فراورده‌هاي خوني وارداتي به ايران را تکذيب کرد در حالي که نماينده اين شرکت پس از بازگشت به کشورش فرانسه، در نامه‌اي به وزير بهداشتِ آن زمان، آلوده بودن فراورده‌هاي شرکت مريو را تاييد کرد.(1)

 

 در سال 1366 اولين مورد از بيماران هموفيلي که از طريق فراورده‌هاي خوني آلوده به بيماري ايدز مبتلا شدند شناسايي شد. پس از افشاي اين موضوع در دهه هفتاد، پرونده‌اي در اين مورد تشکيل شد و در خرداد1383، دادگاه حکم به پرداخت خسارت از طرف سازمان انتقال خون ايران به 974 شاکي پرونده، درمان بيماران مبتلا و عذرخواهي وزارت بهداشت داد. ولي تنها خسارت پرداخت شد و درمان بيماران و عذر خواهي وزارت بهداشت مسکوت ماند. (2)همچنين آمار واقعي بيماران هموفيلي و نزديکان آنان اعلام نشد.(3)

 

جالب اين که گروهک نفاق نيز در اين جنايت نقش مهمي ايفا کرده بود، روزنامه «جمهوري اسلامي» طي گزارشي به تاريخ 9 تير 1371 در اين زمينه نوشته بود «بهمن حبيبي از اعضاي رده بالاي منافقين طي بيش از سه سال خدمت در سمت معاونت علمي سازمان انتقال خون فرانسه عامل اصلي اين اقدام ضد انساني بوده و اکنون از متهمين رديف اول انتقال خون آلوده به ويروس ايدز به بيماران هموفيلي مي باشد.»

 

 

بر اساس اين گزارش کانال اول تلويزيون فرانسه گفته بود بهمن حبيبي از سال 1364 رياست علمي توليد مشتقات خون را بر عهده داشت، با علم به اين که در ميان خون هاي گرفته شده براي تزريق به بيماران هموفيلي خون هاي آلوده به ويروس ايدز وجود دارد، اقدام به اين عمل غير انساني کرده و اين عمل را تا سال 1367 و به ادعاي کانال اول تلويزيون فرانسه از مسئولين علمي اين سازمان مخفي نگه داشته بود.(4)

 

بي شک در اين زمينه گفتني هاي زيادي وجود دارد که جاي آن در يک گزارش مبسوط است ولي به اين نکته بسنده مي کنيم و مي گذريم «دولت هايي که در اوج جنگ تحميلي رژيم سفاک صدام عليه ملت ايران با صادرات خون هاي آلوده صدها نفر را در معرض ابتلا به بيماري مهلک ايدز قرار مي دهند نمي توانند اين جنايت را در مقطعي ديگر و به شکلي جديد و به بهانه کمک به مبتلايان کرونا تکرار کنند؟!»

 

 
2.بمب هايي که فروخته شد و جانبازاني که به جاي مداوا آزمايشگاه داروهاي نو ساخته شدند!

«آلمان» يکي از کشورهايي است که در جنگ تحميلي عراق عليه ايران از هيچ کمکي به صدام دريغ نکرد، تسليحات شيميايي به کار رفته در جنگ از سوي رژيم بعث اکثرا از سوي کشورهايي چون آلمان به او اعطا مي شد!

 

 

تيمرمن محقق و نويسنده آمريکايي مي گويد:
« شرکت آلماني کارل کولمب 6 خط توليد سلاح شيميايي جداگانه به نام احمد، محمد،عيسي،عاني،مداي و قاضي در مجتمع سامره ايجاد کرد.اولين آنها در سال 1983 و آخرينشان در سال 1986 تکميل شدند. از گاز خردل و اسيد پروسيک تا گازهاي عصبي سارين و تابون در اين کارخانه توليد مي شدند و در خمپاره ها، راکتها و گلوله هاي توپ جاسازي مي شدند. بي ترديد اين بزرگترين کارخانه سلاح شيميايي در جهان بود.»

راديو بي بي سي نيز به نقل از مجله اشپيگل گزارش مي دهد:«هيچ کشوري به اندازه آلمان چنين کمک تحقيقاتي و توليدي به عراق در تهيه يک نوع سلاح کشنده و تعيين کننده نکرده است.»

 

در طول جنگ تحميلي نيز روزنامه ها به ارائه گزارش هايي از کمک هاي تسليحاتي آلمان به رژيم صدام مي پرداختند، به عنوان نمونه روزنامه «اطلاعات» يک مرداد 1367 از همکاري شرکت هاي آلمان غربي با رژيم عراق در توليد سلاح هاي شيميايي خبر داده بود، يا روزنامه «کيهان» 13 آذر 1361 نوشته بود «کاميون داران آلماني براي نجات صدام مي رانند، آلماني ها در کاميون سيمان مسلسل براي عراقي ها حمل مي کنند.»!

 
روزنامه «رسالت» نيز در 17 دي 1367 نوشته بود:
«دولت آلمان تائيد کرد دولت عراق مي تواند با کمک تاسيسات خريداري شده از شرکت هاي آلماني، سلاح هاي شيميايي توليد کند.»(5)

 

 
روزنامه «اطلاعات» نيز در يک مرداد 1367 به نقل از مجله آلماني «اشترن» نوشته بود
" با استناد به مدارک و دلايل موجود، مي توان با اطمينان گفت: رژيم بغداد که از سلاح هاي شيميايي ممنوعه عليه نيروها و شهرهاي ايراني استفاده مي کند، از همکاري برخي شرکت هاي آلمان غربي در زمينه توليد سلاح هاي شيميايي برخوردار بوده است."(6)

 
از سوي ديگر با وجود کمک هاي تسليحاتي به خصوص شيميايي به صدام بعد از هر بمباران شيميايي «وزير خارجه آلمان ... کاربرد سلاح شيميايي توسط رژيم عراق را محکوم مي کرد.»!(7)

 

البته کمک هاي تسليحاتي به صدام در جنگ با ايران مختص آلمان غربي نبوده و عراق در جنگ با ايران از کمک شرق و غرب برخوردار بوده است، روي سخن اين جا است که بعد از جنگ جانبازان شيميايي که با سلاح هاي اهدايي دولت آلمان به صدام مجروح شده بودند براي درمان به اين کشور اعزام شدند!

دکتر مصطفي قانعي، رئيس انستيتو پاستور و مشاور وزير وقت بهداشت و از پژوهشگران حوزه سلاح‌هاي شيميايي اسفند 1392 در مراسم يادبود بيست‌وششمين سالگرد بمباران شيميايي حلبچه در پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماري جهاد دانشگاهي در بيان چرايي اعزام جانبازان ايراني به آلمان گفته بود: « پس از کاربرد سلاح شيميايي توسط عراق عليه رزمندگان ايراني و مردم حلبچه و سردشت، تصوري که مسئولان کشور ما داشتند اين بود که چون آلمان اين سلاح را درست کرده است بنابراين راه درمانش را هم مي‌داند. براي همين مجروحان را به اين کشور اعزام کردند.»(8)

 

اما نکته تاسف آور آن جا است که پزشکان آلماني به جاي آن که به درمان جانبازان شيميايي بپردازند تاثير داروهاي جديد بر روي اين بيماران را مورد آزمايش قرار مي دهند، در اين زمينه حسن خسروآبادي رئيس وقت مرکز روابط عمومي و اطلاع رساني بنياد شهيد و امور ايثارگران آبان ماه 1391 گفته بود: « اعزام به خارج بسياري از جانبازان لزومي ندارد. آنها تصور مي‌کنند اگر به کشورهاي اروپايي سفر کنند با داروهاي ويژه‌اي که در اختيار آنها مي‌گذارند، بهبود مي‌يابند، اين در حاليست که آنها از اينکه پزشکان خارجي با ارائه برخي از همان داروها در حال آزمايش تاثير داروهاي جديد به روي جانبازان هستند، بي‌خبرند.»

 

اين مسئول وقت  همچنين گفته بود: «عوارض بعضي داروهاي خارجي نامشخص است، به طوري که برخي شرکت‌هاي خارجي با ارائه رايگان آن به پزشکان ايراني، در صدد آزمايش تاثير داروها به روي جانبازان هستند.»(9)

 

22 شهريور 1379 نيز آقاي هاشمي رفسنجاني رئيس وقت مجمع تشخيص مصلحت نظام در يک مصاحبه با گروهي که قصد ساخت سريالي براي صدا و سيما داشتند شرکت کرد، در اين مصاحبه از هاشمي رفسنجاني سوالي پرسيده شد که پاسخ ايشان ناظر بر اصل سوال نبود.

 

سوال اين بود:
 «بعد از اينکه اين سلاح در جنگ استفاده شد، ما عزيزان را براي معالجه به کشورهاي اروپايي فرستاديم. بعدها مشخص شدکه در بسياري از موارد، اينها از اين عزيزان شيميايي به عنوان آزمايش استفاده مي‌کردند و آثار سلاح را در بدن عزيزان جانباز ما مورد مطالعه قرار مي‌دادند. بعدآ الحمدلله در کشور ما سياست اين‌گونه شد که اين جانبازان را به خارج نفرستاند. امّا اخيرآ شنيدم پزشکاني از آمريکا، کانادا و انگليس مي‌آيند و از اردوگاه ها و جاهاي مناسبي که براي جانبازان تهيه کرديم، تحقيقاتي را که پزشکان ما صورت دادند، کامل مي‌کنند. با توجه به اينکه در اصل اين دو موضوع که ما عزيزانمان را به خارج مي‌فرستاديم  و آنها تحقيقات شيميايي را انجام مي‌دادند و چه الان که داخل کشور ما مي‌آيند و از اين تحقيقات استفاده مي‌کنند، يکي است، اين سياست را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟ آيا بهتر نيست که ما اين‌گونه اطلاعات را در اختيار آنها قرار ندهيم؟»

 

 
اما هاشمي رفسنجاني در پاسخ به اين شبهه که از جانبازان ايراني به عنوان آزمايش استفاده مي شد اشاره اي نکرده و تنها به دو نکته بسنده مي کند:
اول_ از يک جهت اينکه همان موقع که فرستاديم، خودمان هم از تجربه، علوم و دانش آنها استفاده کرديم. آن‌ها از جنگ جهاني اندوخته‌هاي خوبي داشتند. هم در معالجه‌ي بسياري از افراد آنجا استفاده کرديم و هم پزشکان ما ياد گرفتند و در داخل استفاده کردند. اين يک مسئله انساني و علمي بود که مي‌بايست انجام مي داديم.

دوم_ با بردن اين مصدومين به اروپا، پرونده‌هاي بسيار جدّي در اروپا به‌ وجود آورديم و در مسايل بعدي براي ما مفيد است. يعني ما با همين پروندها مي‌توانيم ثابت کنيم که ريشه اين مواد عراقي‌ها کجاست و از کجا آمده است.

 

سوم_  آنها مي‌توانستند اين مواد را روي هر موجود ديگري بکار ببرند و آثارش را ببينند. اين کارها را کردند. به اندازه کافي هم در جنگهاي دنيا اين امکان را دارند که از افرادي را در حدّ نياز آزمايشگاهايشان پيدا کنند.(10)

 

 
اما در پاسخ هاي هاشمي رفسنجاني زيربناي هر سه استدلال بر هوا بود؛
 
نکته اول_ اين که غربي ها که به استناد تحريم هاي ظالمانه از صدور اقلام دارويي خودداري مي کنند آيا حاضر هستند نتيجه تحقيقات خود را در اختيار دانشمندان ايراني قرار دهند؟!

نکته دوم_ چه کسي است که نداند رژيم صدام در طول جنگ عليه ايران از سلاح هاي شيميايي استفاده کرده و اين سلاح هاي را از غرب به ويژه آلمان تهيه کرده بود؟!

نکته سوم_ اين که داروهاي ساخته شده براي درمان بيماران شيميايي بايد بر روي همين بيماران آزمايش شود و بعد جنگ ايران و عراق نمونه مشابهي که در جهان از سلاح هاي کشتار جمعي در حجم گسترده استفاده شده باشد نداشته ايم و در نتيجه بهترين سوژه آزمايشگاهي براي پزشکان آلماني جانبازان ايراني مي توانست باشد.

 

تصور کنيد که کشوري در طول جنگ ايران و عراق، به دشمن اين ملت سلاح هاي کشتار جمعي داده است تا با اين سلاح ها جوانان اين ملت را در جبهه ها و مردم را در سطح شهرها و در خانه هاي خود قتل عام کند، بعد از جنگ ژست انسان دوستانه مي گيرد و مجروحين جنگي را با «آغوش باز»! مي پذيرد و به جاي مداواي اين مجروحين داروهاي جديد را بر روي اين جانبازان امتحان مي کند تا خداي نکرده قبل از حصول اطمينان به نتيجه بخش بودن اين داروها نسبت به بيماران آلماني يا غربي تجويز نشوند!

از اين جنايت، جنايت بالاتري مي توان تصور کرد؟!

 

آيا چنين دولتي که از چنان جنايتي خودداري نمي کند، نمي تواند با ژست انسان دوستانه داروهايي که براي بيماران آلماني ساخته شده و مرحله آزمايش آن طي نشده است را در ايران و بر روي مردم کشورمان امتحان کند و بعد از حصول نتيجه و آزمايش و خطاهاي فراوان وقتي که به نتيجه رسيد، به استناد تحريم هاي موجود از ورود اين دارو به ايران جلوگيري کند؟!

 

از نمونه هاي مشابه مي توان فراوان مثال زد، کافي است به دلايل شهادت اسراي فلسطيني پس از آزادي از زندان هاي رژيم صهيونيستي نگاهي بيندازيم تا روشن شود صهيونيست ها قبل از آزادي اين اسرا و گرفتن ژست حقوق بشري با تزريق مواد سمي زمينه شهادت اين افراد را فراهم مي کردند.

 

 تعدادي از اسراي فلسطيني پس از آزادي از زندان هاي رژيم صهيونيستي به بيماري هاي مهلک و صعب العلاج مبتلا مي شوند و به شهادت مي رسند. در پي شهادت پي در پي تعدادي از اين اسرا، تحقيقاتي صورت گرفته است که گزارش ها از تزريق مواد سمي به اين افراد پيش از آزادي از زندان حکايت دارد.(11)

 

شايد اين نمونه ربطي به موضوع گزارش ما نداشته باشد ولي کافي است به اين مسئله توجه کنيم که حقوق بشر غربي حقي را براي انساني که غربي نباشد قائل نيست، آنان بيماري را به رايگان مداوا نمي کنند مگر آن که نتيجه اي براي بيمار غربي داشته باشد، آزمايش داروهاي ساخته شده بر روي بيماران ساير کشورها از جمله ايران در اين راستا مي تواند مورد ارزيابي قرار گيرد، آنان حتي در آزادي زندانيان و اسرا نيز نمي توانند ذات خود را پوشيده نگه دارند، اگر مجبور به آزادي اسيري شوند يا او را غفلتا بعد از آزدي خواهند کشت چنان چه در باره سمير قنطار اتفاق افتاد و يا قبل از آزادي اين اسير به او سم تزريق مي کنند تا بعد از مدتي و ظاهرا به مرگ طبيعي از دنيا برود!

 

صادرات خون هاي آلوده به ويروس ايدز که در دهه شصت اتفاق افتاد و چند سال بعد از پايان جنگ افشا شد نيز در اين راستا مي تواند مورد ارزيابي قرار گيرد.

 

غربي ها انسان شرقي را در واقع انسان نمي دانند و براي او حقوقي قائل نيستند، امروز کساني که چشم به حقيقت بسته اند و مداوم مي گويند که بايستي دست دوستي غرب به ويژه آمريکا را به گرمي بفشاريم اين مستندات را چه مي کنند و درباره آن چه مي گويند؟! آيا چشم ها را باز مي کنند؟!

 

 
سيد روح اللّه امين آبادي

 

 
پي نوشت ها:

 خون‌ آلوده به ايران وارد مي‌شود، مردمک، 22 اسفند 1387

ناگفته‌هاي بيماران هموفيلي از 10 سال زندگي با ايدز و هپاتيت، خبرگزاري فارس، 25 ارديبهشت 1385

«مريو» چشم به راه دادخواهي ايران، روزنامه اعتماد، 11 آذر 1387

روزنامه جمهوري اسلامي، 9 تير 1371، صفحه 12

رسالت، 17 دي 1367، صفحه 12

اطلاعات، 1 مرداد 1367، صفحه 16

«جمهوري اسلامي»، 10 فروردين 1367

چرا مصدومان شيميايي جنگ به آلمان اعزام مي‌شدند؟ ، ايسنا، 26 اسفند 1392

توضيحات بنياد شهيد درباره علل عدم اعزام «حاج ناصر» براي درمان به آلمان ، ايسنا، 25 آبان 1391

مصاحبه درباره حملات شيميايي عراق در جنگ، 22 شهريور 1379 ، مرکز اسناد آيت الله هاشمي رفسنجاني

افشاي علت بيماري و شهادت فلسطيني ها پس از آزادي، شبکه خبر، 15 بهمن 1392

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/najva/post/35511
0 نظر
دسته بندی