×
( ! ) Notice: Undefined variable: menuPostList in C:\inetpub\Customers\Masaf\masaf.ir\index.php on line 38
Call Stack
#TimeMemoryFunctionLocation
10.0003405808{main}( )...\index.php:0

( ! ) Warning: Invalid argument supplied for foreach() in C:\inetpub\Customers\Masaf\masaf.ir\index.php on line 38
Call Stack
#TimeMemoryFunctionLocation
10.0003405808{main}( )...\index.php:0
تماس با ما
0 0 نظرات 1116 بازدید
تاریخ انتشار 23 روز پیش

دنیا در سراشیبی تغییر

دنیا در سراشیبی تغییر

دنيا در سراشيبي تغيير

 

 
دنياي شيشه‌اي دنيايي همه‌جا حاضر است و در دل خود التهابي بي‌پايان را تجربه مي‌کند.

 

 

تغييراتي جزئي در دورافتاده‌‌ترين نقطه جهان، به تحولاتي گسترده در مقياسي بزرگ مي‌انجامد.
اين خصوصيت دنياي حاضر است و افراد انساني وابستگي زيادي به يکديگر پيدا کرده‌اند به گونه‌اي که سخت بتوان چيزي را پنهان نگه داشت و اسرار شخصي به عموم پيوند ناگسستني يافته‌اند.
 

 

اثر پروانه‌اي را شايد بتوان نمود عيني اين مسئله قلمداد کرد که حرکت يا اتفاقي جزئي در نقطه‌اي از جهان به حرکتي عظيم تبديل مي‌شود که هر چند منشأ رخداد در بستري کوچک بوده ولي تأثير آن بر گستره عظيمي سايه افکنده است.

 

دنياي امروز ما به گونه‌اي پيچيده ساخته شده و انسان‌ها روابط درهم تنيده‌اي را تجربه مي‌کنند.

 

نظام قدرت در چنين ساختار درهم‌تنيده‌اي به اشکال متفاوتي مي‌تواند عمل کند که مسير سعادت يا شقاوت را هم‌زمان پيش‌روي خود دارد. قدرت در راستاي منافع شخصي يا منافع گروه خاصي، دنيا را به قهقهرا برده و انسان‌ها را از مسير سعادت دور ساخته است؛ در حالي که کاربرد قدرت در جهت شکوفاييِ درون‌مايه انسان‌ها، مسير سعادت را هموار مي‌سازد.

 

 

انسان از ابتداي تاريخ بشري به اشکال مختلفي به دنبال قدرت بوده است.
 به تعبير هگل، اثبات خويشتن به ديگران با مغلوب کردن آن‌ها بوده و به جز در موارد اندکي که مسير انسانيت را پيموده و به تعبير فوکو، "قدرت"  مولد و سازنده است.
 

 

"قدرت"، عاملي مهم در شکل‌دهي دنياي انسان‌ها است و تنها نحوه به کارگيري آن، مسيرها را تغيير مي‌دهد.

 

کشتار انسان‌هاي بي‌گناه در دوران استعمار و پس از آن، مثال مهمي در تأييد نوع بکارگيري قدرت را مشخص مي‌کند.

 

 

استعمار کشورهاي آسيايي و آفريقايي توسط بريتانيا و فرانسه در طول تاريخ، نشان مهمي از عقب نگه داشتن چنين کشورهايي و تاراج منابع مادي و انساني آنها را بر پيکره تاريخ ثبت کرده است.
فراتر از تاراج منابع اين کشورها، کشتار ميليوني انسانها در مسير اين استعمار تأمل‌برانگيز خواهد بود.
 

 

 

پس از استعمار، کشتار ميليون‌ها انسان در طول جنگ‌هاي جهاني اول و دوم، آهي بر دل‌ها مي‌نشاند.
انسانهايي که در مسير نفت در نگاه قدرت، بي‌ارزش‌ترين بودند و جان خود را از دست دادند.
 

 

 

از دوران جنگ‌هاي جهاني و جنگ سرد که عبور کنيم، به دوران جديد مي‌رسيم که هر چند کشتار انسان‌ها در کشورهايي مثل افغانستان، عراق، سوريه، يمن و… ادامه دارد و شکل سنتي خود را حفظ کرده است اما انواع جديدي از کشتار انسان‌ها را به وضوح مي‌توان مشاهده کرد؛
از تحريم‌هاي ضدحقوق‌بشري عليه يک کشور خاص گرفته تا مسائل بيولوژيکي که امروزه ديده مي‌شوند.
 

 

فصل مشترک تمامي اين کشت‌ و کشتارها، واژه‌اي به نام "قدرت" است.

 

نحوه استفاده از قدرت مي‌تواند دنياي ما را اين گونه تيره و تار بسازد و در شناسنامه بشريت، خون را به عنوان هويت تاريخي انسان‌ها ثبت نمايد.

 

 

قدرت را امروزه با خون انسان‌ها معامله مي‌کنند که مستندات تاريخي آن را مي‌توان در لشکرکشي آمريکا به عراق به بهانه سلاح هسته‌اي و کشتار مردم بي‌گناه عراق و تاراج نفت عراق براي منافع خويش و همچنين ورود چندين ساله آمريکا به افغانستان و عدم خروج آن به بهانه‌هاي مختلف در جهت حفظ منافع خود در منطقه مشاهده کرد.
نمونه آمريکا با اين عنوان مطرح مي‌شود که کشوري مانند آمريکا که ادعاي قدرت مطلق در دنيا را دارد و خود را به عنوان ابرقدرت براي کشورهاي ديگر تعريف مي‌کند. از اين‌رو، براي تقويت چنين قدرتي از هيچ رفتاري اجتناب نمي‌کند و جان انسان‌ها و شخصيت و هويت کشورها براي آمريکا در برابر منافعش هيچ ارزشي ندارد.
 

 

 

اگر طرفدران محيط زيست، انسان را نيز در دايره گزاره‌هاي زيست محيطي خود، مهم قلمداد مي‌کردند؛ شايد براي هر انسان بي‌گناهي که در گوشه‌اي از اين کره خاکي قرباني تيغ قدرت مي‌شود، سراسر اشک مي‌شدند و اين مسئله مي‌توانست بيش از پاره‌شدن لايه اوزون، آنان را اندوهگين بسازد!
گويي با اخلاق و ارزش انساني فاصله گرفته‌ايم و تعريف نامناسبي از آن براي خويش ساخته‌ايم.
 

 

بنابراين دنياي امروز بيش از ديروز در سراشيبي قهقرا گام نهاده و ارزش و اخلاق واژه‌هايي بيگانه به نظر مي‌رسند. گويي معناي دنياي امروز تغيير کرده و در بي‌معنايي قدرت پرسه مي‌زند.

 

از اين‌رو، دنياي امروز براي نجات خويشتن بايد به سوي هنجارهاي اصيل انساني و اخلاقي تغيير جهت دهد تا قدرت‌طبي‌هاي افسارگسيخته‌اي چون آمريکا را کنترل نمايد.

 

حسن مرادخاني

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/najva/post/35375
0 نظر
دسته بندی