×
( ! ) Notice: Undefined variable: menuPostList in C:\inetpub\Customers\Masaf\masaf.ir\index.php on line 38
Call Stack
#TimeMemoryFunctionLocation
10.0001405872{main}( )...\index.php:0

( ! ) Warning: Invalid argument supplied for foreach() in C:\inetpub\Customers\Masaf\masaf.ir\index.php on line 38
Call Stack
#TimeMemoryFunctionLocation
10.0001405872{main}( )...\index.php:0
تماس با ما
3 2 نظرات 905 بازدید
تاریخ انتشار 07 - 1398/12/16

نسخه کرونایی اف‌دی‌دی برای بزک کردن آمریکا در افکار عمومی ایران

نسخه کرونایی اف‌دی‌دی برای بزک کردن آمریکا در افکار عمومی ایران

 

نسخه کرونايي اف‌دي‌دي براي بزک کردن آمريکا در افکار عمومي ايران

 

انديشکده‌اي که همواره طراح سياست‌هاي ضدايراني دولت ترامپ بوده، اين بار به فکر بهبود وجهه واشنگتن در ايران افتاده، آن هم به واسطه ويروس کرونا!

 

«دارون عجم‌اوغلو» و «جيمز رابينسون» در کتاب معروف خود با عنوان «چرا ملت‌ها شکست مي‌خورند» به مفهومي با نام برهه‌هاي سرنوشت‌ساز اشاره مي‌کنند که همچون لبه تيز يک شمشير مي‌تواند کارکردي دوگانه داشته باشد، يک ملت  يا يک امپراطوري را به سمت شکوفايي و يا فروپاشي بکشاند.

در اين کتاب يکي از برهه‌هاي سرنوشت‌ساز به خصوص درباره جزيره انگلستان، شيوع بيماري موسوم به «طاعون سياه» در قرن چهاردهم ميلادي معرفي مي‌شود که با مرگ نيمي از جمعيت قاره اروپا همراه شده و از اصلي‌ترين تبعات آن آغاز فروپاشي نظام کليسايي بود.

شايد زماني که «مارک دابوويتز» مديرعامل انديشکده «بنياد دفاع از دموکراسي‌ها» (FDD) در حساب توييتري خود شادمانه از تأثير منفي شيوع ويروس کرونا بر صادرات ايران مي‌نوشت، به همين نکته مي‌انديشيد که اين بيماري شايد فرصتي براي فشار بيشتر بر جمهوري اسلامي و گامي بلند براي نوعي براندازي غيرمستقيم لکن اين بار نه با فشار تحريم‌ها بلکه در اثر يک حادثه بيولوژيک باشد.

 

شيوع کرونا در ايران از فضاي مجازي کليد خورد؟

البته نگاه ابزاري مقامات آمريکايي به موضوع همه‌گيري ويروس کرونا مسبوق به سابقه است. شايد جنجالي‌ترين مورد در اين باره، اظهارات «ويلبر راس» وزير بازرگاني آمريکا باشد که شيوع اين ويروس در چين و بحران ناشي از آن را فرصتي براي اقتصاد ايالات متحده دانست. اين نقل قول جنجالي با واکنش خشمگينانه چيني‌ها روبه‌رو شد و جالب اينجاست که تنها يک ماه بعد با تأييد رسمي ورود کرونا به آمريکا، بورس نيويورک بدترين دوره خود را از زمان بحران اقتصادي سال 2008 تجربه کرد.

درمورد ايران نيز بلافاصله پس از اعلام رسمي دو مورد تأييد شده ويروس کرونا در شهر قم، اولين واکنش وزارت خارجه آمريکا متهم کردن تهران به پرده‌پوشي و کتمان حقيقت در خصوص اين ويروس و تعداد مبتلايان به آن بود. جالب اينجاست که در فاصله کمي بعد از انتشار اين خبر، پمپاژ گسترده‌اي از اطلاعات در شبکه‌هاي فضاي مجازي آغاز شد.

به عنوان مثال در شبکه اجتماعي توييتر بيش از 160 هزار توييت و يا ريتوييت در مورد اين بيماري طي دو روز انجام شد که يک نگاه تحليلي به منشأ آن‌ها نشان مي‌دهد که عمده اين محتواها از طريق حساب‌هاي متعلق به گروهک تروريستي منافقين توليد شده است.

 

تکرار الگوي انقلاب‌هاي مخملي اين بار به بهانه همه گيري کرونا

زماني که اين اقدامات در کنار پوشش گسترده خبري شبکه‌هايي چون «من و تو» قرار مي‌گيرد به خوبي نشان‌دهنده همان الگوي قديمي انقلاب‌هاي مخملي است. الگويي که به دنبال ايجاد نوعي «شرايط روان‌پريشي» در جامعه هدف است تا در اين فضا اعتماد مردم به اقدامات، هنجارها و مشروعيت حاکميت کاهش يابد. شرط اساسي براي ايجاد چنين فضايي در جامعه نيز نشان دادن گسترش فضاي بي‌اخلاقي در جامعه است و به نظر مي‌رسد شيوع ويروس کرونا به عنوان بستري براي اين عمليات در جامعه ايراني انتخاب شده است.

به عنوان مثال يکي از تکنيک‌هاي به کار گرفته شده در اين الگو بزرگنمايي برخي رويدادهاي داخلي به منظور ايجاد فاصله بين نهاد دين و حاکميت با مردم بود که نمونه آن انعکاس خبري مداوم بي‌اعتنايي برخي به توصيه‌هاي بهداشتي در خصوص زيارت اماکن مذهبي است.

با اين حال مؤثر بودن تکنيک فوق براي افزايش فشار بر ايران از طريق ايجاد بي اعتمادي در جامعه مستلزم تطهير و اعتماد به طرف مقابل هم هست. واقعيت اين است که در طول 6 ماه گذشته تقابل گسترده تهران و واشنگتن موجب تخريب بيش از پيش چهره آمريکا در افکار عمومي ايران شده که نمونه واضح آن تشييع گسترده پيکر شهيد «قاسم سليماني» در شهرهاي مختلف و استقبال گسترده از عمليات انتقامي سپاه در پايگاه هوايي عين‌الاسد بود و با اين شرايط نمي‌توان انتظار موفقيت عمليات رواني آمريکا را در ايران داشت.

از همين رو براي بهبود اين چهره، بايد تدبيري در همين چهارچوب عملياتي گنجانده شود که سيگنال واضح آن انتشار بيانيه‌اي در خصوص معافيت‌هاي جديد تحريمي از سوي وزارت خزانه داري آمريکا بود. اين نسخه را نيز دابوويتز براي آمريکايي‌ها پيچيد، آنجا که در توييتي ديگر از آنها خواست براي ايراني‌ها کمک ارسال کنند.

 

چر ا ايران نمي‌تواند دارو وارد کند؟

در طول ماه‌هاي گذشته يکي از مسائلي که در خصوص تحريم‌هاي آمريکا مورد توجه افکار عمومي قرار گرفت، محدود کردن تراکنش‌هاي مالي براي تأمين مايحتاج دارويي ايران بود.

سابق بر اين، طبق معافيت مندرج در قوانين تحريمي «سيسادا» و «کاهش تهديد ايران و سوريه» امکان انجام تراکنش‌هاي بانکي از سوي مؤسسات مالي بين المللي براي خريد دارو و غذا براي ايران وجود داشت اما از سال 2016 ميلادي و تجميع تمام تحريم‌هاي غير هسته‌اي ايران در قالب قانون «کاتسا» و تعريف تگ تحريمي جديد بر اساس متهم کردن مؤسسات مالي ايراني به تأمين مالي تروريسم اين منفذ حقوقي نيز از اين بين رفت و از سال 2017 ميلادي تاکنون و به خصوص پس از خروج آمريکا از برجام تمام نظام مالي ايران در همين قالب مجدداً مورد تحريم قرار گرفت.

 يکي از مهم‌ترين تبعات اين اتفاق امتناع مؤسسات مالي بين المللي از بازگشايي خطوط اعتباري براي خريد دارو و غذا توسط نهادهاي درماني ايران بود. ماجرا در سال 2019 به قدري رو به وخامت گذاشته است که چندين نفر از کودکان ايراني مبتلا به بيماري پروانه‌اي به دليل عدم ارسال پانسمان‌هاي لازم جان خود را از دست دادند.

اين ماجرا نه تنها واکنش ايران بلکه نهادهاي حقوق بشري را در داخل آمريکا را نيز برانگيخت که نمونه آن نامه سناتور «اليزابت وارن» از کانديداهاي حزب دموکرات درباره نگراني‌هاي موجود پيرامون تأمين داروي مورد نياز ايران در آمريکا بود.

پاسخ وزارت خزانه‌داري آمريکا به اين نگراني‌ها و اعتراضات راه‌اندازي کانال مالي سوييس براي تأمين مالي خريد دارو و غذا از محل ذخاير بانک مرکزي ايران در اين کشور بود. علي‌رغم اينکه اين اقدام گامي به سمت جلو بود و اولين محموله داروهاي پيوند اعضا به ارزش نزديک به 2.5 ميليون دلار از طريق سفارت سوييس به ايران تحويل داده شد اما نگاهي دقيق به ساز و کار اين کانال مالي نشان مي‌دهد که اين اقدام نمادين کوچکترين تاثيري در برطرف کردن مشکلات ايران ندارد. اين در حالي است که اينستکس به عنوان راه جدي‌تر براي حل اين مسئله با پيغام‌هاي تهديد آميز واشنگتن عملاً ابتر باقي مانده و به کوچکترين نتيجه‌اي نرسيده است.

 

کانال مالي سوييس حربه‌اي براي وابسته کردن ايران به آمريکا

اساس تشکيل کانال مالي سوييس را مي‌توان در ايجاد فرآيندي براي رصد لحظه‌اي تمام تراکنش‌هاي مالي حساس ايران در خصوص موضوع دارو و غذا تعريف کرد. زماني که وزارت خزانه‌داري آمريکا راهنماي معافيت دو بانک سوييسي براي معاملات مالي پيرامون دارو و غذا را صادر کرد، انجام تراکنش‌هاي مالي بر اساس اين راهنما منوط به انتشار جزيي‌ترين اطلاعات مشتريان ايراني شد.

بر اين اساس شرکت‌ها و يا نهادهاي طرف معامله بايد اطلاعات داخلي خود را افشا کنند تا هرگونه ابهامي در خصوص همکاري نهادهاي تحريمي از بين برود. علاوه بر اين مقصد نهايي هر کالاي خريداري شده نيز به صورت دقيق بايد ذکر شود و از تحويل آنبه طرف ثالث خودداري شود.

به اين ترتيب تمام اطلاعات مرتبط با حوزه دارو و غذا به صورت دقيق در اختيار آمريکايي‌ها قرار مي‌گرفت. اين در حالي است که هم اکنون کانال‌هاي مالي گسترده‌تر با گردش مالي بسيار بيشتري در حال فعاليت و تأمين برخي نيازمندي‌هاي دارويي ايران هستند. عدم امکان شارژ منابع وجود در اين کانال مالي اشکال ديگري است که نسبت به اين مسير مبادله‌اي وارد است چرا که ايران هم اکنون کوچکترين صادراتي در حوزه انرژي به کشورهاي اروپايي ندارد و منابع بلوکه شده فعلي به دليل حجم واردات ايران در کمترين بازه زماني ممکن به اتمام مي‌رسد.

 

منابع ارزي ايران همچنان بر روي واردات دارو قفل است

زماني که «مايک پامپئو» وزير خارجه آمريکا با سئوال در جلسه استماع اين هفته مجلس نمايندگان نمايندگان آمريکا درباره نحوه صادرات دارو به ايران مواجه شد از فعال شدن کانال مالي سوييس با تمام توان خبر داد.

اندکي بعد خبرگزاري رويترز نيز از معافيت‌هاي جديد تحريمي درباره اين کانال خبر داد و اين در حالي بود که کانال مالي سوييس با همان محدوديت‌هاي پيشين مواجه بود. خريد کالا فقط محدود به کشور سوييس است و امکان شارژ منابع مالي آن وجود ندارد.

اين در حالي است که آمريکايي‌ها براي اثبات حسن نيت خود در خصوص اين پيشنهاد راه‌هاي متعددي در اختيار دارند که يکي از آن‌ها صدور مجوز براي برداشت از منابع ارزي ايران در عمان و هند براي خريدهاي دارويي است.

هم اکنون نزديک به 5 ميليارد دلار از منابع ارزي ايران به دليل تحريم‌هاي آمريکا در هند و عمان انباشته شده است. همين مسئله درباره ذخاير ايران در کره جنوبي نيز صدق مي‌کند و مقامات ايراني بارها در خصوص عدم امکان استفاده از اين منابع حتي به پول اين کشور گلايه کرده‌اند. طبيعي است که اين بار هم آمريکايي‌ها هم با تحريم‌هاي خود مانع خريدهاي دارويي و غذايي ايران است.

 

طراحي بازي دو سر باخت براي ايران

زماني که اين پازل را در کنار قطعات ديگر آن از جمله اعلام آمادگي ترامپ براي کمک به ايران در موضوع همه‌گيري کرونا قرار مي‌دهيم به اين نتيجه مي‌رسيم که واشنگتن و بنياد دفاع از دموکراسي به دنبال فراهم کردن يک بازي دو سر باخت براي ايران هستند.

 از يک سو تهران با قبول لطف آمريکايي‌ها امنيت غذايي و دارويي خود را يک‌سره در اختيار آن‌ها قرار مي‌دهد و با رد آن متهم به بي‌توجهي به جان شهروندان خود خواهد شد که رسانه‌هاي معاند نيز به آن دامن مي‌زنند.

البته دستان ايران براي مقابله با اين مسئله بسته نيست. هم اکنون کانال‌هاي ارزي گوناگوني براي تأمين نيازمندهاي دارويي فراهم شده و ايران از کمک کشورهايي همچون چين در اين باره برخوردار است. با اين حال سئوال اينجاست که آيا سوء استفاده از شيوع ويروس کرونا جايي براي مطرح کردن امر اخلاقي از سوي واشنگتن باقي مي‌گذارد؟

طبيعي است که در نهايت اين موج بيماري در ايران به پايان خواهد رسد اما از هم اکنون ابرهاي سياه همه‌گيري کرونا در حال انباشته شدن در آسمان واشنگتن است. ماجرا به حدي جدي است که برخي تحليلگران از اين سخن مي‌گويند که اين ويروس مي‌تواند حيات سياسي ترامپ را تهديد کند.

 

مهدي پورصفا

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/najva/post/35056
2 نظر
محمد علی میرباقری محمد علی میرباقری 23:57:57 - 1398/12/16
بر خلاف نظر دوستان من معتقدم کرونا در امریکا تاثیری انچنانی نخواهد داشت .به چند دلیل 1.کرونا برای دشمنان امریکا ساخته شده ودر شماره2 هدف کلی کرونا نابودی چین هست که به عقیده اینجانب به محض کنترل توسط چین خطری سخت افزاری از طرف امریکا متوجه چین خواهد بود
محمدحسن رضائی سروعلیاء محمدحسن رضائی سروعلیاء 13:37:27 - 1398/12/16
ما در مقابل حسن روحانی مقوامت کردیم....کرونا که چیزی نیست....
دسته بندی