× تماس با ما
8 2 نظرات 6363 بازدید
تاریخ انتشار 21 - 1400/06/29

از فنگ شویی تا شامانیزم (طبیعت گرایی)


مولف:حسين کريمي/توليدي واحد معماري و شهرسازي مصاف
ويراستار:ليلا برجي

بيان مسئله
فنگ‌شويي که يکي از سنت‌هاي کهن چيني است، امروزه به طور کاملا مدرني بروز و ظهور پيدا کرده و به نوعي به يک سبک زندگي تبديل شده است. تاثيرات بسيار شگرفي از آن در جامعه شنيده مي‌شود که مردم را مجاب نموده تا چنانچه به دنبال خوشبختي و موفقيت و ثروت و.. هستيد به فنگ‌شويي رجوع کنيد.

اما سوال اساسي اينجاست که فنگ‌شويي چيست و چرا تا به اين حد در جهان مقبوليت و محبوبيت پيدا کرده است؟ ارتباط آن با عرفان شامانيزم زردپوستي و طبيعت‌گرايي، مانا و آنيميسم چيست؟ آيا دستورات فنگ‌شويي همگام و همسوي دستورات اسلام است و منافاتي با هم ندارند؟ در اين مقاله که به شکل کاملا مختصر و مفيد نگارش شده به فنگ‌شويي و ارتباط آن با عرفان‌هاي طبيعت‌گرا پرداخته شده است.

مقدمه
محيط، ظرف زندگي انسان است و تاثيرات آن بر انسان از موضوعات مهمي است که در روانشناسي مدرن، مورد مطالعه واقع شده است. تاثير محيط بر روحيات و اخلاقيات انسان، آنچنان زياد است که حتي خداوند در قرآن به برخي از اين موارد بطور مستقيم اشاره کرده است. براي مثال در قرآن کريم، با اينکه کتاب مختصريست، به سبک و سياق محل زندگي انسان حساسيت نشان داده شده است و مدل «مسکن» را براي انسان انتخاب ميکند و بدين شکل  به آن اشاره مي‌کند، وَاللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ بُيُوتِکُمْ سَکَنًا (نحل: 80).


بين «مسکن»، «بيت» و «منزل» تفاوت وجود دارد، لذا خداوند به خاطر تاثير مهمي که ظرف زندگي انسان دارد، براي او، واژه «مسکن» را انتخاب نموده تا آرامش وارد زندگي او شود. 
اين حساسيت فقط در مسکن تقليل نيافته و در جاي جاي قرآن به اهميت محيط بر سبک زندگي انسان اشاره شده است که به چند مورد آن بسنده ميکنيم.

کلمه طيب که در واقع به معناي دلپسند بودن است، در قرآن براي موارد متعددي به کار رفته است:
-    همسر: وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ (نور: 26)
-    فرزند: رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً (آل عمران: 38)
-    شهر: بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ (سبأ: 15)
-    خانه: وَمَسَاکِنَ طَيِّبَةً (توبه: 72)
-    خاک: فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا (نساء: 43)
-    درخت: کَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ (ابراهيم: 24)
-    باد و نسيم: وَجَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ (يونس: 22)
-    غذا: کُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ (بقره: 57)
-    گفتگو: وَهُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ (حج: 24)
-    درود و سلام: فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِکُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَکَةً طَيِّبَةً (نور: 61)

حال با توجه به تأکيدات فوق که حاکي از اهميت تاثير محيط بر انسان است، آدمي را به اين وا ميدارد که در طراحي ظرف زندگي خود، که سبک زندگي او را تغيير ميدهد، حساس باشد و هر سبک و سياقي را براي ظرف زندگي خود انتخاب نکند، اما با توجه به اهميت و نقش فنگ شويي در بين ايرانيان، اين پژوهش درصدد است تا به تاثيرات فنگ شويي بر سبک زندگي بپردازد.

فنگ شويي چيست؟
ترجمه لغوي فنگ شويي باد و آب است و مفهوم آن اين است که هر آنچه در پيرامون ماست از انرژي فعال به وجود آمده است. حتي اشياي بي جان مانند صندلي، ميز يا ساختمان داراي انرژي سيال هستند. به اعتقاد چيني ها، مفهوم فنگ شويي مهار و ذخيره انرژي موجود در هر مکان، بدون متوقف کردن آن است.فنگ شويي به نظامي از قوانين کهن چين تعلق دارد و معتقد بودند که خانه هاي خود را از دير باز توسط فنگ شويي به مکاني براي خوشبختي تبديل کنند. تا چندي پيش فنگ شويي در جنوب آسيا و بيشتر در هنگ کنگ، ژاپن، تايوان، کره، تايلند، سنگاپور و مالزي رواج داشت.

به طور مثال، ايالت هنگ کنگ در معماري، کاملا تحت تاثير فنگ شويي بوده است، چنان که نود درصد خانه ها و حتي ساختمان هاي بلند با بهره گيري از قواعد فنگ شويي ساخته شده اند. امروزه در اروپا نيز بسياري از مردم براي ساخت و به ويژه طراحي اتاق هاي کارشان از روش هاي فنگ شويي بهره ميگيرند يا طراحي آن را به متخصصين فنگ شويي ميسپارند. اما امروزه اين مطالب خواهان زيادي در ايران نيز پيدا کرده و متخصصين زيادي به علت تقاضاي زياد، وارد اين عرصه شده اند و مجسمه ها و نماد هاي آن ها را به فروش مي رسانند.

بر خلاف دنياي غرب که ماده را نقطه مرکزي همه چيز ميداند، از ديدگاه چين باستان، انرژي و قدرت در زندگي نقش تعيين کننده اي داشته و دارد. اين نظريه در تمام انواع سبک فنگ شويي يکسان است. در تمام سبک ها انرژي «چي» در نقطه مرکزي قرار گرفته است. متخصصين فنگ شويي معتقدند اين انرژي در جهان هستي و کائنات جريان ميابد و تمام موجودات جاندار و بي جان را به يکديگر مرتبط مي سازد.

به گفته متخصصين اين امر، در ترمينولوژي (اصطلاح شناسي) غرب، لغتي معادل انرژي «چي» وجود ندارد. اغلب آن را اتمسفر، محيط و فضا، انرژي، قدرت حيات، انرژي زندگي يا روح ترجمه ميکنند. 

آنان معتقدند که انرژي «چي» که در همه جا هست، به درون ما و از درون ما به بيرون جريان مي يابد، و احساسات و عواطف دروني و همچنين وضع روحي و جسمي ما را تحت تاثير قرار ميدهد. بنابراين بزرگترين هدف فنگ شويي، يافتن مکاني است که سلامت روحي و جسمي و به طور کلي زندگي انسان، در آن از انرژي «چي» به طور مثبت تاثير پذيرد و ايده آل آنان آن است که اين انرژي همچون رودخانه کوچکي از خانه انسان عبور کند و به هيچ وجه نبايد راه آن را مسدود کرده يا جريان آن را سرعت بخشيد.

در غرب عمدتا چهار سبک فنگ شويي مورد استفاده قرار ميگيرد.

  • سبک رسمي که بر طبيعت، کوه ها، رودخانه ها و جنگل ها مبتني است (مليندا اسکندري، 1383، 13).
  • سبک ستارگان دنباله دار
  • سبک جهات هشتگانه
  • سبک خانه هاي هشتگانه 

به غير از سبک اول در بقيه سبک ها اعتقاد بر اين است که جريان انرژي منطبق با عقربه و جهات قطب نما در ساختمان ها، خانه ها، و اتاق ها در حرکت است.
بطور کلي تعاليم فنگ شويي که در غرب استفاده مي شوند بر اصول زير متکي هستند: انرژي چي، يين و يانگ، عناصر پنجگانه و جهات هشتگانه. اين تعاليم در روش استفاده از فنگ شويي با يکديگر متفاوتند (همان).

منشاء فنگ شويي
فنگ شويي قسمتي از تعاليم مذهبي-فلسفي تائوئيسم در چين است که در واقع نوع زردپوستي عرفان شامانيزم مي باشد. عرفان شامانيزم که از مهمترين مکاتب طبيعت گرا است به دو دسته اصلي سرخ پوستي و زرد پوستي تقسيم مي شود.

بنيانگذاري و تدوين شامانيزم زردپوستي يا همان تائوئيسم توسط لائوتزو (Lao Tzu) انجام شده است. لائوتزو کتابي به نام تائو ته چينگ (Tao Te Ching) دارد که به معناي تائو و خاصيت آن است. در اين کتاب به معرفي نيروي تائو و جريان آن در طبيعت، زندگي و سراسر هستي مي پردازد.

تائو ته چينگ با اين جمله آغاز ميشود: «تائويي که بتوان آن را بر زبان آورد، تائوي جاودان نخواهد بود. نامي که بتوان آن را ذکر کرد، نامي ماندگار نخواهد بود» (تائو ته چينگ، 1385، 1). اين آغاز نشان مي دهد که تائو حقيقتي مطلق است که در همه چيز حضور دارد و به هيچ شکل و شيئي محدود نميشود. بلکه تمام اشياء، جلوه هاي تائو هستند و نميتوان آن را به يک نام خواند، بلکه هر نامي تنها به بخشي از آن حقيقت اشاره کرده و نميتواند همه حقيقت او را بازگو کند. تمام هستي که به صورت طبيعت و جهان پديدار شده، نيرويي جاري است و نيروست که با ده هزار چهره نمايان گرديده و همه هستي از تائو به وجود آمده و تائو در همه جا حاضر است.

بعد از پيدايش پديده هاي گوناگون، تائو دوباره نيروي خود را به خويش بازگردانده و به صورتي ديگر، ضد صورت پيشين مينمايد. زيرا مطلق است و همه چيز را در بردارد. در واقع ايجاد اشياء از عدم، بقاي آنها و بازگشتشان به عدم، کار تائو و در گرو اين نيرو است. «همه چيز به عالمِ وجود مي آيد و سپس ميبينيم که به دنياي عدم باز ميگردد. بنگر به چيزهايي که رشد و نمو کرده ميبالند. همه، ديگر بار به اصل خود باز ميگردند. اين بازگشت مشيت تائوست» (تاريخ جامع اديان، 1388، 347).

لائوتزو در ادامه ميگويد تمام جهان با تائو هماهنگ و با آن در حرکت است. به بيان لاوتزو «... اين چهار قدرت بزرگ هستي است. انسان از زمين پيروي ميکند. زمين از جهان پيروي ميکند. جهان از تائو پيروي ميکند. تائو از خود پيروي ميکند» (تائو ته چينگ، 1385، 25).

لائوتزو در ادامه در مورد تائو اينچنين ميگويد: «تائو در دل همه چيز نهان است..» (تائو ته چينگ، 1385، 34). در واقع «تائو آن است که همه چيز از او، هستي مي يابد. اما در اين فرايند هستي يافتن، هر چيز منفردي بهره اي از تائوي جهان مييابد و اين بهره را «ته» يا، يافت ميخوانند. پس ته مفهومي است رساننده حالت طبيعي چيزهاست (تاريخ فلسفه چين، 1380، 111).

نکاتي که در طبيعت گرايي، به خصوص لائوتزو بنيان گذار شامانيزم زرد پوستي، بيان مي شود حاکي از آن است که در طبيعت گرايي همه چيز از طبيعت است و همه چيز به طبيعت بازگردانده مي شود. همه چيز حول مشيت طبيعت ميچرخد و از آن تبعيت ميکند. لذا همه چيز از او هستي پيدا ميکند و در کل چيزي جز ماديات در اين طبيعت گرايي وجود ندارد. اما طبيعت گرايي از کجا و چه چيزي نشأت ميگيرد؟

منشأ عرفان هاي طبيعت گرا
طبيعت گرايي از آنجا آغاز شد که انسان دعوت انبياء را فراموش و به انديشه منهاي وحي و اين جهاني خود، تکيه کرد و کوشيد تا نياز خود را به قدسيت و پرستش ارضا کند؛ ازاين رو چون روزي و نعمت، و نيز بلا و محنت زندگي خويش را در طبيعت ديد، ايمان آورد و پنداشت که طبيعت داراي نيرويي برتر، ناشناخته، رمزآلود و مستقل است که مي توان با آن، معنويت گرايي و خداخواهي فطري را پاسخ گفت.

بنابراين بعد از آن که با توجه به سود و زيان خود به شناختي سطحي از طبيعت رسيد، با نظر عميق تر در خود، اين را يافت که با شيوه هايي در انديشه و عمل، مي تواند با نيروي مرموز طبيعت ارتباط برقرار کرده، از آن بهره برداري کند.

در واقع عرفان طبيعت گرا، يعني عرفان و شناخت قدرت و اسرار طبيعت که با سپردن خود به آن يا فاني شدن در آن مي توان از نيروهايش برخوردار شد. اعتقاد به خدايان، پرستش ارواح نياکان، مناسکي در مددجويي از نيروهاي طبيعي، عقيده به ماناMana) ، اشيايي که منبع نيرو هستند) و جانمند انگاري (Animism)، مظاهر طبيعي از اصول عقايد آنها است.

با دقت در عرفان شامانيسم، نيز به روشني نشان مي دهد که معرفت مورد نظر آنها، چيزي بيش از وهم نيست که انسان را به حالتي از روان پريشي و توهم زدگي مي رساند؛ به همين علت شامان ها و جادوگران سرخ پوست، معمولا بيماران رواني هستند که بسيار دچار غش مي شوند.

در عرفان طبيعت گرا که غايت آن پيوستن و ارتباط گيري با نيروهاي طبيعت به منظور حفظ حيات است، جنايت و کشتار و شيطنت، با فضيلت، رحمت و مروت تفاوتي ندارد؛ چنان که دون خوان (بنيانگذار شامانيزم سرخ پوستي) مي‌گويد: استادم خيلي ها را با نيروي خود کشته است (دل آرا قهرمان، 1381)؛ زيرا يک جنگجو مانند يک دزد دريايي بي هيچ ملاحظه اي آن چه را که مي خواهد مي گيرد و از هرچه مي خواهد استفاده مي کند؛ با اين تفاوت که يک جنگجو از اين که خودش هم مورد استفاده و تصاحب قرار گيرد، هيچ ناراحت نمي شود (همان).

نتيجه گيري 
نگاه قرآن به طبيعت، محل بحث بسياري دارد، اما يکي از نکات اساسي و بنيادين نگاه به طبيعت در قرآن و احاديث اهل بيت آن است که طبيعت، زمينه و بستري مناسب است که انسان ها به وسيله آن بتوانند به نگاه توحيدي دست بيابند و اين امر کاملا با فطرت انسان همسو است.

آسمان و زمين از آيات خداوند است و از وظايف آيات و نشانه ها اين است که به خداي باري تعالي که آن را خلق نموده اشاره نمايد تا بدانيم که هر آنچه هست، از اوست، 
«وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِنْ دَابَّةٍ وَهُوَ عَلَى جَمْعِهِمْ إِذَا يَشَاءُ قَدِيرٌ» (الشوري: 29)
و از نشانه ‏هاى [ربوبيت و قدرت‏] او آفرينش آسمان‏ها و زمين است و [نيز] آنچه از جنبنده ميان آن دو پراکنده است، و او هرگاه بخواهد بر جمع کردنشان تواناست. 


لذا ديدگاه قرآن به طبيعت کاملا مثبت است و با نگاهي به آيات و روايات و سيره‌ اهل بيت (ع) روشن مي‌گردد که هيچ مکتبي مانند اسلام به طبيعت و محيط زيست اهميت نداده است. اما تفاوت بنيادين اين ديدگاه با رويکرد فنگ‌شويي به نگاه مادي‌نگر فنگ‌شويي برمي‌گردد که آنان همه چيز را در ماده مي‌بينند وگرنه طبيعت راهي است براي رسيدن به خدا و کسي منکر قدرت طبيعت نيست و طبيعت دوستي موضوعي کاملا فطري است.

الا ايحال با ارائه مباحث فوق مبرهن شد که در شامانيزم همه چيز حول مشيت و اراده طبيعت مي‌چرخد لذا انسان حتي خداخواهي فطري خود را در طبيعت مي‌يابد. بنابراين نفوذ و رسوخ اين نحله فکري مسموم در جامعه مسلمانان ايران که از آئين اسلام تبعيت مي کنند و رويکرد آن با طبيعت گراييِ مادي نگر هيچ سنخيتي ندارد، خطري جدي محسوب مي شود. عليرغم اينکه نفوذ شامانيزم در اين جامعه خطر جدي محسوب مي شود.

هرچند تضاد فکري مسلمانان بايد همچون سپري مستحکم در برابر رسوخ شامانيزم عمل نمايد، ولي متاسفانه مشاهده مي شود که مدتي است اين نحله منفور، به طور غيرمستقيم و از طريق فنگ شويي وارد مغز اين جامعه شده است. 

هر چند افرادي که وارد دنياي فنگ شويي مي شوند، معمولا در ابتدا با سيلي از مطالبي که در ظاهر بسيار منطقي و عقل‌پذير است روبرو مي شوند! اما با پيشروي در آن با مباحث عقل‌گريزي که توانايي ادراک کامل آن توسط جامعه غير متخصص کمي دشوار بنظر مي‌رسد روبرو مي شوند لذا توانايي تفکيک براي آنان قطعا دشوار مي شود.

ولي «عادي سازي» که «زمان» براي انسان بوجود خواهد آورد، توانايي تفکيک مباحث عقل‌پذير را از مباحث عقل‌گريز و بعضا عقل‌ستيز دشوار مي‌گرداند! بنابراين با کمي تدقيق پس از مدتي به صورت کاملا غيرمحسوس نفوذ مباحث کفرآميز شامانيزمي را مي توان در جامعه مسلمين مشاهده نمود که هم اکنون در اين موقعيت هستيم و سيلي از انرژي گرايي ها، مددجويي از انرژي هاي طبيعت و مجسمه‌ها و خرافات طبيعت گرايي، جامعه مسلمين را محصور نموده و اين يعني اعلام خطر!
 

فهرست منابع:
قرآن کريم.
تزو، لائو. (1385). تائو ته چينگ. (ترجمه فرشيد قهرماني). چاپ دوم. تهران: انتشارات مثلث. 
ناس، جان‌باير. (1388). تاريخ جامع اديان. (ترجمه علي اصغر حکمت). چاپ نوزدهم. انتشارات علمي و فرهنگي.
يو-لان، فانگ. (1380). تاريخ فلسفه چين. (ترجمه فريد جواهر کلام). چاپ اول. انتشارات فرزان روز.
کاستاندا، کارلوس. (1381). سفر به ديگر سو. (ترجمه دل آرا قهرمان). چاپ اول. انتشارات ميترا.
شوارتس، گئورگيا. (1383). فنگ شويي (راهنماي علمي کاربردي). (ترجمه مليندا اسکندري). چاپ سوم. انتشارات ققنوس.
مظاهري سيف، حميدرضا. (1386). مطالعه انتقادي پيرامون مکاتب عرفاني طبيعت گرا – عرفان سرخ پوستي. مجله پگاه حوزه شماره 218. 22 آبان.
 

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/memari/post/62205
2 نظر
محمد ترکی محمد ترکی 15:42:06 - 1400/07/09
سلام
بسیار جالب بود. از سخنرلنی اربعین استاد خبری نیست؟
امید جادری امید جادری 15:29:28 - 1400/07/12
سلام وقتتون بخیر از تمام زحماتی که برای ایران و اسلام و الخصوص اشنا کردن دنیا با مذهب شیعه و اهل بیت بسیار سپاس گذارم و ان شاالله اجرتون چه تو این دنیا و چه در روز قیامت نصیبتون بشه واقعیتش نمیدونستم کجا و چطور باهاتون ارتباط برقرار کنم بنده چند سالی هست به لطف سخنرانی های استاد زندگیم با تحول بزرگی روبرو شده شاید نشه گفت قبلا چیکاره بودم و تو چه حال و هوایی روزهای زندگیم رو سپری میکردم ولی بعد از نشستن پای سخنرانی های استاد متحول شدم جوری که حتی واسه نیروی انتظامی منطقه ما غیر قابل باور بوده و تنها خواسته من اینه تورو خدا با تمام توان این راه را ادامه بدید بنده عرب زبان هستم و ساکن اهواز و خواهش دیگه ای که دارم به داد جوان های عرب زبان خوزستان برسید که دارن تو مسیری پا میذارن که شاید راه برگشتی درونش نباشه از بس تبعیض دیدن دارن از مذهب شیعه و اهل بیت دور میشن و رو به سلفی گری و سنی شدن پیش میرن اونم در صورتی که خوزستان الخصوص عرب زبانان سابقه نداشته خدارو شاهد میگیرم بحث من نژادی نیست ولی دارم میبینم چطور با شبهه وارد کردن به شیعه و اهل بیت دارن جوانان ما رو منحرف میکنن و کسی نیست این شبهات رو براشون پاسخ بده و به مسیری پا گذاشتن که اخر و عاقبت نداره تورو خدا بدادشون برسید اگه این حرف ها رو اینجا زدم معذرت میخوام ان شاالله عمری باشه باز هم از طریق درست باهاتون ارتباط برقرار میکنم خدا نگهدارتون باشه