× تماس با ما
1 0 نظرات 350 بازدید
تاریخ انتشار 16 روز پیش

زیبایی شناسی پست مدرن| postmodernist aesthetics

زیبایی شناسی پست مدرن| postmodernist aesthetics

 زيبايي شناسي ارگانيک (Organic Aesthetics)-قسمت اول
لويد رايت تمامي مطالعات شکل گرا و سطحي نگر را در قالبهاي مختلف طبيعت گرا، تاريخ گرا و...نقد مي کند از آن جمله مي توان ديدگاههاي مشهور کلاسيک از ويتروويوس گرفته تا معماران بزرگ دوره رنسانس را نام برد در مقابل مهمترين نکات مورد تاکيد در زيبايي شناسي او را مي توان در موارد زير دانست.

- ذات گرايي به هستي 
-اهميت فراوان به طبيعت ( به جاي تاريخ و جامعه يا معبود)
-زنده بودن اثر
 
 به گفته رايت :" اگر ذات نگر باشيم، بايد بدانيم که براي معمار هنرمند هيچ منبع زيبايي شناختي به اندازه درک قانون طبيعت، بارآور و الهام بخش و مفيد نيست. با آنکه قرنهاست سمت و سوي فعاليت ما عمدتا پشت کردن به طبيعت و جستجوي الهام در کتابها و چسبيدن کورکورانه و برده وار به فرمولهاي خشک و مرده بوده است، اما گنجينه الهامات طبيعت تمام ناشدني است و چنان غني که هرچه از آن بردارند باز پاياني ندارد؛ 

 مي دانم به محض آنکه کسي هنرهاي زيبا را به طبيعت مربوط مي کند همگان با چه سوء ظني نگاهش مي کنند. مي دانم معمولا" بازگشتي که به طبيعت مي شود از سرکج فهمي است، چرا که معمولا طبيعت را در معناي بيروني و مشهودش مي پذيرند، يعني طبيعتي که مسخر آنان شده است. طبيعت در پس اشکال مشهودترش، مکتبي عملي دارد که وقتي وينيولا و ويتروويوس عاجز مي مانند 

 همانطور که بايد چنين باشد، مي توان به مدد آن تناسب را درک کرد و آن را در خود پروراند. معمار مي تواند در همين مکتب درکي از واقعيت را در ذهنش پرورش دهد که وقتي آن را عملا در کار خود پياده مي کنند، فراتر از واقع گرايي در هنر خود مي رود، در آنجا احساسي به او الهام مي شود که هرگز تا حد احساساتي گري رقيق تنزل نمي کند و ياد مي گيرد که با دستي مطمئن تر، مرز بسيار گيج کننده ميان چيزهاي عجيب و چيزهاي زيبا را ترسيم کند." (رايت، 1371، 18)

 کالينز مي گويد : "چنين اقبال زيبايي شناسانه اي به طبيعت به خاطر موج طبيعت گرايي بود که در اواخر قرن نوزدهم مطرح شد. در چنين فضايي آثار زيست شناسان معروفي همچون "داروين و اسپنسر شديدا" مورد مطالعه قرار گرفت. رايت خود از مطالعات استاد خود، لويي سوليوان، بر انديشه هاي اسپنسر خبر داده است و شکل گيري نظريه معماري ارگانيک او بايد محصولي از مجموعه اين افکار باشد. " (کالينز، 1375، 190)

 در عين حال رايت جريان انحرافي در طبيعت گرايي شکلي و ظاهري را هم نقد کرده و ضرورت يک مطالعه دقيق در طبيعت را تاکيد ميکند. به گفته رايت : "همه اشياء ساخته دست انسان از زندگي برخوردارند. زيبايي اين اشياء در همين نهفته است، اين اشياء گواه کيفيت زندگي کساني هستند که از آنها استفاده مي کردند. براي نيل به اين مقصود، عشق در ساخت آنها مداخله مي کند. 

اين عشق که به اين اشياء جان مي بخشد، مي تواند کيفيت تمدن سازنده اين اشياء را اثبات يا نفي کند. هنرمندان خلاق، پيشه وراني که عشق به ساختن آنان را عاشق ساخته هايشان کرده بود، به اين ساخته ها زندگي بخشيده اند و هزاران سال پس از مرگ انسانهايي که عشقشان به زندگي و درکشان از آن در اين اشياء جلوه گر شده است، باز به زندگي خود ادامه ميدهند(رايت، 1370، 25)

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/memari/post/60184
0 نظر