× تماس با ما
2 0 نظرات 474 بازدید
تاریخ انتشار 11 روز پیش

مکاتب زیبایی شناسی معاصر

مکاتب زیبایی شناسی معاصر

زيبايي شناسي نوگراي لوکوربوزيه ( Modernism aesthetics )

لوکوربوزيه در طول عمر خود دو ديدگاه کاملا متفاوت به معماري دارد. آثار لوکوربوزيه جوان با نگاهي مکانيکي و علمي به معماري، متفاوت از لوکوربوزيه پيرو نگاه فرماليستي او به معماري است.

گروتر در بيان نظريات او مي گويد :
لوکوربوزيه چنان مسحور کشتي هاي بزرگ و اتومبيل ها و هواپيماهاست که حتي مي گويد : خانه ما ماشيني است براي سکونت. توضيح لوکوربوزيه در مورد تصاوير ماشينها و هواپيماها که در کتابش ارائه کرده، چنين است : اگر مشکلات سکونت و مسکن همانگونه مطالعه مي شد که شاسي يک اتومبيل مطالعه مي شود، ما به زودي مي توانستيم شاهد استحاله و بهبود خانه هاي خود باشيم.

-اگر خانه ها نيز مثل شاسي هاي اتومبيل با ابزار صنعتي و به روش توليد انبوه، ساخته مي شدند، ما شاهد به وجود آمدن فرمهايي مي شديم شگفتي آفرين، سالم و قابل قبول و زيبايي شناختي متناسب با آنها نيز با دقتي حيرت انگيز به نگارش و تحليل مي رسيد. 

-اين سطور را لوکوربوزيه در سال 1923 نگاشته است، اما در زمان محبوبيت عمومي زيباشناختي مهندسي، لوکوربوزيه شروع به از دست دادن ايمانش به زمان ماشين کرده بود و با اطمينان مي توان گفت که يکي از دلايل آن رکود شديد اقتصادي در سالهاي دهه 30 بود." (گروتر، 1375، 106) 

-حال اين سئوال مطرح مي شود که لوکوربوزيه چگونه بر حل مسئله ابهام آميز تطبيق واژه معماري به مثابه علم و واژه معماري به مثابه هنر فائق آمد؟ در آنچه که او در اين باب گفته است پيچيدگي هايي نهفته است، زيرا در جايي مي نويسد که در يک گوشي تلفن همانقدر معماري وجود دارد که در معبد پارتنون معماري وجود دارد، و اينکه مهندسين ما « معماري » به وجود مي آورند. چون آنها از محاسبات رياضي که مشتق شده از قوانين موجود در طبيعت هستند، بهره مي جويند.

-در حالي که در جايي ديگر که در حقيقت جوهر مباحث او را تشکيل مي دهد اعلام مي دارد که زيبايي شناسي مهندس با زيبايي شناسي معمار دو مقوله اند که از بنيان متفاوتند. 

-اضافه مي کند در حالي که يک مهندس از قوانين اقتصادي الهام مي گيرد، تنها به هماهنگي دست مي يابد، اما يک معمار از طريق ترکيب و آرايش فرمها، نظمي را تحقق مي بخشد که مخلوق خالص روح انساني است، و بدين معني اين تنها راه ايجاد زيبايي راستين است، در «پارتنون» ، مهندس محو شده و «مجسمه ساز » ظهور کرده است و در قسمتهاي ديگري از نوشتارش تأکيد مي کند که هنر يک معمار کيفيت مجسمه وار اثر اوست. (کالينز، 1375، 203)

-معهذا عليرغم چنين بياناتي، نام «لوکوربوزيه» غالبا با کلمه عملکرد گرايي تشخص يافته است. «جي.اي. بارتون» در کتاب «مقصود وتحسين» (1932) اعلام داشت که رواج کلمه «عملکرد گرايي» عمدتا از طريق نوشتارها و آثار «لوکوربوزيه» تحقق يافته است. 

-لوکوربوزيه در کتاب به سوي يک معماري جديد که در سال 1927 به چاپ رسيد، معماري را نه با واژه هاي «ويتروويوسي» سودمندي، پايداري ، زيبايي بلکه تحت واژه هايي تجسمي وتحت تأثير سايه و روشن معرفي مي کند، او مي نويسد: "معماري عمدتا بازي ظريف و دقيقي از احجام است در زير نور، چشم ما به گونه اي ساخته شده است که اشکال را در نور تشخيص مي دهد".

-بنابراين، مکعب و مخروط و کره و استوانه و منشور احجامي بنيادين هستند که در نور تشخصي ويژه دارند، اين احجام نه تنها فرمهايي زيبا هستند، بلکه زيباترين آنها نيز مي باشند " (همان، 15) "لوکوربوزيه هرگز از معماري گوتيک، خوشش نمي آمد، چون کليساي اعظم قرون وسطايي براي او بر ترکيبي از کره ها، مخروط ها واستوانه ها بنيان گذاشته نشده بود. پس بدين اعتبار چندان زيبا نبودند و به همين منوال او بنيان هاي نظري طراحي خود را بر الگوهاي يادمانهاي باستاني يوناني و رم قرار داد." (کالينز، 1375، 202)
 

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/memari/post/59735
0 نظر