× تماس با ما
6 0 نظرات 4803 بازدید
تاریخ انتشار 20 - 1399/03/03

رازهای کابالایی در آثار دانیل لیبسکیند


توليدي واحد معماري و شهرسازي مصاف

مولفان: علي اسماعيلي ( [email protected] ) - حسين کريمي

مقدمه

تعريف «محور» در معماري مفهومي (conceptual) به عنوان روشي مطلوب، قابل دفاع و اثر گذار براي تاکيد بر عنصر يا مفهومي خاص شناخته مي شود. محور به عنوان يک خط فيزيکي يا بصري است که به تعريف محل قرارگيري و جهت گيري  يک ساختار کمک مي‌کند و در انواعي چون هندسي، فيزيکي و مفهومي براي رهنمون ساختن ادراک حسي و ذهني مخاطبان به سمت سوژه يا آبژه خاص، مورد استفاده معماران در طراحي، قرار مي‌گيرد.

البته تمام انواع محورها قابل دسته بندي با سلسله مراتبي از مقياس‌ها مي‌باشند و بسته به «وسعت مفهوم» فضاي تعريف شونده، گاهي در مقياس تاکيد يا شکل‌گيري يک عنصر يا مفهوم در يک اتاق تعريف مي‌شوند، گاه در مقياس کل بنا و گاه در مقياسي به وسعت جهان انجام مي‌گيرد.

محور‌ها چه با درک آني (با حداقل رمزوارگي) و چه با درک مستلزم کندوکاو (با حداکثر رمزوارگي) در واقع نشان دهنده پروژه فکري معمار، روند طراحي و زمينه‌هاي آن مي‌باشند.

در ساختمان هايي با کانسپت ارزشي و اعتقادي معمولا معمار مي کوشد تا محور ساختمان را با يک يا چند نماد شاخص اعتقادي و داراي ارزش تطبيق کند. بطور مثال سوره يونس آيه 87 صراحتا به تاکيد محور بيت ها به سمت قبله اشاره مي‌کند اما در اين مقاله بطور ويژه به بناهاي معمار يهودي آقاي ليبسکيند پرداخته شده تا شايد کمي بر رمز و راز هاي اين معمار رمزآلود افزوده يا حتي باز تعريفي ديگر از او و بناهايش کشف شود. لذا در ابتدا بهتر است تا کمي از نقش تقدس مکان در آيين يهود گفته شود:

تقدس مکان در يهوديت

مفهوم مقدس و نا مقدس، اصلي ترين مفهوم در دين است. (الياده، 1372، 152) و تقريبا در تمام اديان تبيين مکان و زمان مقدس امري بديهي محسوب مي شود. اديان ابراهيمي، يعني سه دين يهود، مسيحيت و اسلام هم از اين قاعده مستثنا نبوده اند و کتاب مقدس و قرآن کريم به فراخور رسالت و اصالت خويش، برخي مکان ها و زمان ها را به عنوان مقدس توصيف  کرده اند (طه: 12؛ نازعات: 16؛ مائده: 21؛ خروج5:3؛ لاويان14:27).

از نظر انسان مذهبي، مکان ها از لحاظ ارزش يکسان نيستند. به ديگر سخن، از ديدگاه چنين انساني، از لحاظ کيفي برخي از مکان ها از بخش هاي ديگر متفاوت است. نمونه بارز اين امر را مي توان در فرمان خداوند به حضرت موسي(ع) تجزيه و تحليل کرد که هم در تورات و هم در قرآن آمده است و بر اساس آن، خداوند دستورات خاصي را دربارة مکاني خاص (وادي طور) داده است که نشان مي دهد اين مکان با بقيه اماکن متفاوت است. «به اينجا نزديک نشو؛ کفش هايت را از پاهايت بيرون بياور؛ چون مکاني که تو در آن ايستاد هاي، زمين مقدسي است (خروج5:3).

يهوديت کهن و اصطلاحاً يهوديت توراتي، معبد محور است، لذا هيکل سليمان در اين آيين  از بالاترين تقدس برخوردار است ... خداوند يکي از وظايف کاهنان را تعليم مقدسات و نامقدسات به مردم مي داند (حزقيال نبي: 23:44)

همچنين وادي طور مکاني است که خداوند صراحتاً آن را زمين مقدس دانسته و به تبع آن آداب خاصي براي آن تشريع کرده است. تقدس اين مکان نيز بر اساس تجلي خداست « گفت: بدين جا نزديک ميا؛ نعلين خود را از پاهايت بيرون کن؛ زيرا مکاني که در آن ايستاده اي زمين مقدس است» (خروج 5:3)

همچنين سرزمين اورشليم به عنوان سرزمين مقدس تجليل شده و احکام خاصي براي آن بار شده است: «بيدارشو، اي صهيون! بيدار شو و قوت خود را بپوش، اي شهر مقدس اورشليم ! لباس زيبايي خويش را در بر کن؛ زيرا که نامختون و ناپاك بار ديگر داخل تو نخواهد شد (اشعيا 1:52)

در قرآن کريم نيز در کنار مسجد الحرام به طور ويژه از مسجد الاقصي نيز سخن به ميان آمده است؛ به گونه اي که اين دو مکان مبدأ و مقصد اسراء و سير شبانه پيامبر بوده است (اسراء : 1)

موزه يهود برلين

موزه يهوديان برلين(نگاره شماره 1) که در سال 2001 به روي عموم مردم افتتاح شد ، تاريخ اجتماعي ، سياسي و فرهنگي يهوديان را در آلمان از قرن چهارم تا به امروز به نمايش مي گذارد ، با صراحت ارائه و ادغام ، براي اولين بار در آلمان پس از جنگ ، عواقب آن را نشان مي دهد. (studio libeskind, Jewish Museum Berlin)

طرح دانيل ليبسكيند ، كه يك سال قبل از سقوط ديوار برلين ايجاد شده بود ، مبتني بر سه بينش بود: فهم تاريخ برلين بدون فهميدن مشاركتهاي عظيم شهروندان يهودي آن غيرممكن است. معناي هولوکاست بايد در آگاهي و حافظه شهر برلين ادغام شود. و سرانجام ، براي آينده خود ، شهر برلين و کشور آلمان بايد از بين برنده زندگي يهوديان در تاريخ خود باشند.(همان)

نگاره 1: موزه يهود(JEWISH MUSEUM)، برلين آلمان، 2001، دانيل ليبسکيند (url1)

محور‌ها در موزه يهود برلين

دانيل ليبسکيند، معمار يهودي الاصل، به عنوان يکي از سرشناس‌ترين معماران سبک ديکانستراکشن، توانسته با تعريف محورهاي متقاطع و تاثير گذار، مفاهيم مهم مدنظر خود را در «موزه يهود» برلين، شاخص نموده و مخاطب را از طريق درگير نمودن ادراکات حسي موجود در اين محورها به سوي ادراک ذهني مفاهيم مدنظر خود رهنمون سازد.

ليبسکيند براي درگير نمودن ذهن مخاطب با مفاهيم شاخص زندگي يهوديان در طول تاريخ همچون ذلت، خواري و بدبختي، از تعريف چهار محور بهره گرفته است.

سه محور در طبقه زير زمين (پنهان) و يک محور در بالاي حجم (آشکار) موزه طراحي شده است. طراحي قوي و منحصر به فرد اين محورها با توصيف توسط مُدرکات ناب و خاص حسي، سبب شده است تا کمتر مخاطبي بتواند از اثرگذاري حسي موزه و تمايل به فهم مفاهيم ذهني آن، رهايي يابد.

 محور هاي زيرزمين (نگاره شماره 2) با نامهاي محور مرگ يا ويراني (Axis of the Holocaust)، محور تبعيد يا آوارگي (Axis of Exile) و محور تداوم يا زندگي (Axis of Continuity) سعي مي‌کند با امتزاج ادراکات حسي چون ترس، سردرگمي، ابهام و خطاي باصره، آنچه را به زعم خود بر قوم يهود رفته است را به چالش ذهني مخاطب بدل کرده و با پاسخگويي در طبقات فوقاني و گالري‌ها، آنها را به عنوان خاطره‌اي ماندگار در ذهن او بنشاند.

نگاره 2: آکس هاي موزه يهود (url 2)

محور نمايان بنا يا همان نورگير سقفي (نگاره شماره 3) که خود معمار در مطلبي تحت عنوان «بين خطوط» (دانيل ليبسکيند، 1991)، آن را در ترکيب با خط شکسته فرم، نمودي از فقدان يهوديان در تاريخ برلين بيان مي‌کند، نيز به نوبه خود تاثير چشم‌گيري در ادراکات حسي بازديدکنندگان دارد.

نگاره3: محور نمايان بنا يا همان نورگير سقفي  که خود معمار در مطلبي تحت عنوان «بين خطوط» از آن ياد کرده است. (url3)

مقياس محورها

قاعدتا بررسي محور‌ها فقط در مقياس عناصر داخلي و يا حتي در مقياس فرم بنا، در پروژه‌اي با اين حد از اثرگذاري و موضوعي با اين گستردگي ( قوم يهود در طول زمان و مکان)، ، در تعارض با مقياس بزرگ مفهوم موزه مي‌باشد.

البته ناگفته نماند اين مقياس از جهت‌گيري محور براي مخاطب موزه (و يا هر بناي ديگر) قابل حس و درک نيست و فقط با بررسي مفهومي و متافيزيکي قابل کنکاش و نتيجه‌گيري مي‌باشد. نتيجه‌گيري‌اي که پروژه فکري معمار و ايدئولوژي او از مولفه‌هاي اصلي آن هستند.

لذا پژوهشي شکل گرفت تا پاسخي براي اين سوال بيابد که ليبسکيند با جهت گيري محورهاي موزه يهود برلين، در مقياس جهاني، بر چه مفاهيمي تاکيد دارد؟

فرضيه نخست

همانگونه که مسلمانان تاکيد بسياري بر تطبيق يافتن محور قبله با محور بناها، بخصوص بناهاي آييني و فرهنگي خود دارند(ر.ج: يونس: 87). و با توجه به آييني بودن اعتقادات يهود و تقيد بسيار زياد پيروان نژادي اين دين بر گنجاندن نمادها در آثار خود، فرض بر اين قرار گرفت که محورهاي اصلي بايستي بر عناصري از دين يهود تاکيد داشته باشد.

با فرض فوق و با بهره‌گيري از نرم افزار«Google Erth»، اين فرضيه کنترل شد.

از آنجا که شاخص‌ترين سمبل‌هاي دين يهود، ازجمله ديوار ندبه و يا مسجدالاقصي در فلسطين اشغالي و شهر اورشليم قراردارد به عنوان اولين مرحله به بررسي تطبيق محورهاي اين بنا با اين دو شاخص پرداخته شد.

در کمال ناباوري نه تنها محورهاي اصلي بلکه حتي محورهاي فرعي موزه هم جهت گيري واضحي به سمت اين شاخص ها نداشتند.

فرضيه دوم

با رد شدن فرضيه اول با اين سوال که آيا محورها اساسا بر نقاط ديگري تاکيد دارند؟ بدون پيش فرض خاص به امتداد محورهاي اصلي موزه پرداخته شد.

با بررسي هاي صورت گرفته، حاصل شد که محور زندگي يا همان محور تداوم که بزرگترين محور بنا است (نگاره شماره 4) با اختلاف تقريبا صفر درجه (کمتر از يک دهم درجه) از اهرام ثلاثه مصر عبور مي‌کند (نگاره شماره 5، 6 و 7)

نگاره 4 : مولف

نگاره 5: مولف

نگاره 6: مولف

نگاره 7: اهرام ثلاله، مولف     

حال چند سوال اساسي مطرح مي‌شود:

آيا اهرام ثلاثه مصر به خصوص هرم بزرگ (خوفو-خئوپوس) با قوم يهود ارتباطي دارد؟

اگر ارتباطي وجود دارد، اين ارتباط چيست و از چه اهميتي برخوردار است که دانيل ليبسکيند را مجاب به طراحي تاکيدي محور اصلي بناي موزه به سمت اهرام ثلاثه کرده است؟

آيا اين امر اتفاقي بوده و يا قابليت تعميم به ساير آثار او را دارد؟

در مورد ارتباط هرم خوفو، آيت الله مرتضي رضوي چنين مي‌گويد: اين هرم سومين سمبل مقدس قدرت کاباليسم در تاريخ بوده و تا به امروز نيز مورد پرستش جريان کاباليسم است و در اسکناس دلار ايالات متحده (نگاره شماره8) نيز حضور دارد و کوشيده‌اند آن را در نقاط جهان در ساختمان‌هاي جديد به ظهور رسانيده و حفظ کنند.( مرتضي رضوي، 1390)

نگاره 8: دلار، مولف

اما ارتباط هرم خوفو با عرفان هاي شيطاني به همين جا ختم نمي‌شود و داستان آليستر کروالي اين ماجرا را پيچيده تر مي‌کند:

آليستر کروالي پدر بزرگ جورج بوش با رفتن به هرم خوفو در مصر و انجام چهل شبانه روز مناسک شيطاني و عبادت و ستايش شيطان، در روزهاي 8و9و10 اوريل 1904 جني به نام آيواس در هرم خئوپس به او ظاهر مي‌شود و به او تبريک ميگويد و او را پيامبر آخرالزمان معرفي کرده و مطالبي از طرف ابليس به او مي گويد وآليستر کروالي ميگويد من نقش پيامبر را داشتم آيواس نقش جبرييل را داشت و ابليس هم نقش خدا را داشته است و مطالب گفته شده توسط آيواس در کتابي به نام شريعت ثبت مي‌شود.(آليس سکورالي، 1904)

اما بررسي محور چهارم موزه يهود تاکيد بر يکي ديگر از نماد هاي کابالا را آشکار مي‌کند ؛ امتداد محور آشکار بنا يا همان امتداد فقدان يهود ( وويد ها- Voids) از سمبل دوم کاباليست‌ها يعني برج‌هاي بابل در شهر بابل (Babel) عراق، با اختلافي نزديک صفر درجه (کمتر از يک دهم) عبور مي‌کرد. (نگاره شماره 9، 10 و11 )

نگاره 9: مولف

نگاره 10: مولف

نگاره 11: شهر بابل، مولف

با تاکيد محور دوم موزه يهود به يکي ديگر از سمبل هاي کابالا آن هم با اين اندازه دقت، حساب شده بودن تاکيد بر سمبل‌هاي کابالا توسط دانيل را تقويت مي کند.

فرضيه سوم

پس از اثبات فرضيه هاي قبل، مولفين سوال ديگري را مدنظر قرار مي دهند که آيا اين جهتگيري صرفا در موزه يهود به واسطه ارتباط يهوديان و آيين کابالا رقم خورده يا در ساير آثار اين معمار تکرار شده است؟ براي پاسخ به اين سوال به بررسي برخي ديگر از آثار ليبسکيند پرداخته شد.

دانشگاه لئوفانا

مجمع جديد در دانشگاه Leuphana در لونبورگ که با همکاري دانيل ليبسکيند طراحي شده است. اين ساختمان که به همکاري ليبسکيند در سال 2017 در لونبورگ آلمان افتتاح شد از مساحتي حدود 13000 متر مربع برخوردار است. (studio libeskind,  Leuphana University)

محور‌ها در دانشگاه لئوفانا

امتداد محور مماس بر نماي دانشگاه لئوفانا (نگاره 12) که با تنوع حجمي و محوري زياد ميتوانست هر جهتي به خود بگيرد، نيز با اختلاف نزديک صفر(کمتر از درجه) مجددا اشاره به اهرام مصر داشت. (نگاره شماره 13، 14 و15). جالب آنکه اين محور نه تنها در نما، که در کفسازي نيز با تغيير مصالح مورد تاکيد مکرر قرار گرفته بود.

نگاره شماره 12:  دانشگاه لئوفانا «Leuphana University » لونبورگ آلمان، 2017، دانيل ليبسکيند (url4)

نگاره 13: مولف

نگاره 14: مولف

نگاره 15: اهرام ثلاله، مولف

سالن تئاتر کانال مرکزي

اين تئاتر که در دوبلين ايرلند واقع شده است ، يک تئاتر با 2000 صندلي است که در قلب يک مجتمع چند منظوره طراحي شده که در سال 2010 افتتاح شد.(نگاره شماره 16)

نگاره 16:  سالن تئاتر کانال مرکزي « The Bord Gáis Energy Theatre » ايرلند، 2010، دانيل ليبسکيند (url5)

محورها در سالن تئاتر کانال مرکزي

در اين پروژه نيز مشاهده مي شود که علاوه بر محور ساختمان، محور بخشي از کف سازي جلوي ساختمان که تا داخل درياچه کشيده شده است با اختلاف صفر درجه (کمتر از 1درجه) به سمت اهرام ثلاثه رفته و با اختلاف صفر درجه (کمتر از 1درجه) از يکي از اضلاع هرم خوفو عبور مي کند. (نگاره شماره 17، 18 و 19)

نگاره 17: مولف

نگاره 18: مولف

نگاره 19: اهرام ثلاله، مولف

نتيجه‌گيري

همانطور که بيان شد، تطبيق محور ساختمان با نمادها از اهميت بسيار بالايي در معماري برخوردار بوده و با توجه به اينکه قوم يهود مقدسات و سمبل هاي شاخص و مشخصي دارد، مي‌توانست محورهاي ساختمان موزه يهود به آن ها اشاره کند اما ليبسکيند معمار يهودي بشکل بسيار دقيقي حداقل دو مرتبه به هرم خوفو و شهر بابل که از نماد هاي اصلي کابالا است اشاره داشته است.

با توجه به اين نتايج ارتباط بين ليبسکيند و عرفان کابالا موضوعي است که ذهن مولفين را درگير نموده و اين دغدغه مطرح مي شود که ليبسکيند که يک معمار بين المللي و سردمدار پارادايم هاي اثرگذاري چون ديکانستراکشن و فولدينگ بوده و به همين جهت الگوي بسياري از دانشجوهاي کشورهاي مختلف شده است، چقدر مي تواند براي سبک ها، فرهنگ ها، معماري و شهرسازي جهان خطرناک باشد؟

منابع:

الياده، ميرچا، 1372 ، دين پژوهي، ترجمه بهاء الدين خرمشاهي، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي.

قرآن

محسنيان راد، مهدي، 1393 ، هنجارها در سه کتاب مقدس تورات، انجيل و قرآ ن ،قم، دانشگاه اديان و مذاهب.

دانيل ليبسکيند، 1991، https://libeskind.com/publishing/between-the-lines/

آليستر کورالي، 1904، قانون شريعت

url1: https://libeskind.com/work/jewish-museum-berlin

url2: http://www.archidiap.com/opera/museo-ebraico

url3: https://www.slideshare.net/soumyabhatia7/daniel-libeskind-91123724

url4: https://www.wikiwand.com/en/Leuphana_University_of_L%C3%BCneburg

url5: https://libeskind.com/work/bord-gais-energy-theatre-and-grand-canal-commercial-development

 

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/memari/post/37107
0 نظر