× تماس با ما
5 0 نظرات 2353 بازدید
تاریخ انتشار 16 - 1399/01/25

معماری پساکرونا


مولف: حسين کريمي / توليدي واحد معماري و شهرسازي مصاف

تاثيرات مالي کرونا بر ساخت و ساز جهاني

بخش ساخت و ساز مستلزم آن است که با بحران تامين منابع و مصالح ساختماني ناشي از شيوع ويروس کرونا مقابله کند، خصوصا منابعي که درچين و بخش هاي آسيايي و آمريکا قرار دارند. عليرغم اين، پيش بيني ميشود که کمبود اين کالاها با چشم انداز بهبود دائمي پنجاه درصدي در سال 2020 تفاوت چنداني نداشته باشد و در واقع پس از دوران کرونا نيز همچنان با اين کمبود مصالح روبرو خواهيم بود.

بگفته «مندي کيم»، مدير ايمني در AGC در واشينگتون نگراني هايي وجود دارد که اگر شيوع گسترش پيدا کند ما احتمالا شاهد مشکلاتي براي دسترسي به موجودي توليد شده خود باشيم نه فقط به دليل ضدعفوني کردن توليدات بلکه به خاطر ضدعفوني کردن مواد اوليه. ممکن است مشکلاتي براي نيروي کار در انتهاي شبکه توزيع پيش بيايد بطوريکه آنها نتوانند محصولات را تحويل دهند و يا به موقع تحويل دهند. در حال حاضر اين موضوع بر موجودي هاي محلي تاثير نمي گذارد. 

گفته ميشود که آمريکا تقريبا سي درصد از محصولات ساخت‌وساز خو را از چين وارد ميکند. اگرچه هنوز گزارشي مبني بر تحت فشار قرار دادن زنجيره تامين توسط همه‌گيري(pandemic)  وجود ندارد ولي به هر حال دير يا زود اين اتفاق خواهد افتاد!  

تا انتهاي فبريوري(February) پنجاه هزار نفراز کارگران و مرتبط با ساخت و ساز کارشان را به علت ويروس کرونا از دست داده اند. هشتاد هزار کارگر ديگر ساعات کاريشان بطور قابل توجهي کم شده است. کمبود مواد اوليه در چين دليل اصلي شمرده شده است. 

تاخير در زنجيره تامين به علت محدوديت هاي شديد در چين ميتواند ساخت و ساز در آمريکا را تا مدت ها بعد از عادي شدن وضعيت بعد از کرونا را تحت شعاع قرار ميدهد.

در مورد استراليا نيز بايد گفت به گفته مجمع صنعت ساخت و ساز استراليا، اين کشور 58 الي 60 درصد از 6 ميلياردي که سالانه بر روي مصالح ساختماني هزينه ميکند را از چين وارد ميکند. بر پايه محاسبات و تخمين هاي اتحاديه صنعت خانه سازي بيش از 1.1ميليون استراليايي در صنعت ساخت و ساز شاغل هستند. البته موضوع پاندمي که موجب کُند شدن توليدات هر کشوري شده است، موضوع فوق را گسترده تر ميکند و در واقع هر نوع وارداتي دچار محدوديت مي شود.

در مقايسه با شبکه توضيع کننده هاي محصولات، صنعت ساخت و ساز در معرض خطر بزرگتري قرار دارد. کارگران مقيد هستند در خانه بمانند که اين به دليل ماهيت به هم پيوسته نيروي کار در صنعت ساخت و ساز و همچنين قوانيني است که ACIF براي حفظ  کارگران از سرايت ويروس کرونا وضع کرده است. مقررات منع عبور و مرور باعث نبود نيروي کار در صنعت حمل و نقل ميشود و دسترسي به نيروي کار ماهر به مخاطره مي افتد.   

بدليل محدوديت هاي شبکه توليد در چين، شانس بيشتر شدن توليد مصالح ساختماني در استراليا بالا رفته است. بنابر گزارش ACIF ، تعداد زيادي از توليد کنندگان استراليايي با صرف زمان بر روي توليد مصالح ساختماني شاهد افزايش قابل توجه در درآمدهاي متداول خود بعد از آغاز بحران کرونا شده اند. تلاش هاي مشترک بين صنايع و دولت بازار استراليا را قدرتمند ميکند، و يا به شکل مشابهي در بازار هاي گزينشي، خلعي که توسط صنعت کُند شده چين ايجاد شده را پر ميکند. لذا پيش بيني مي شود احتمالا کشورهاي ديگر نيز رفته رفته به خودبسندگي کفايت کنند.

احتمال به تعويق انداختن توليد توسط توليدکننگان به علت همه گيري و بيماري، ACIF را نگران کرده است. متقاعبا بخش توليد نيز نگران تمديد تعويق ها است چراکه طرف هاي معمول قراردادها حاضر به قبول تاخير پرداخت ها به علت پاندمي ويروس نيستند!

اما آنچه پيداست حرکت لنگ لنگان توسعه بازار کسب کار داخلي است که احتمالا تا انتهاي سال ادامه دارد و از طرف ديگر تراز منفي توسعه اي تا دوسال ديگر قابل پيشبيني است.

تايرات کرونا بر ساخت و ساز ايران

بر خلاف بسياري از کشورهاي ديگر که ساخت و ساز آنها وابستگي شديدي به واردات دارد، به گفته بسياري از توليد کنندگان و سازندگان صنعت ساختمان، بخش عمده اي از مصالح ساخت و ساز در کشور توليد مي شود و تنها برخي اقلام به اصطلاح لاکچري هستند که از کشورهاي خارجي وارد مي شوند. البته با توجه به واردات 14هزار تن مصالح ساختماني در نيم سال اول 1397 ممکن است که اين ادعا نه خيلي زياد اما تا حدي اغراق آميز بوده باشد اما در کل مي توان گفت که تا حد زيادي کشور ايران در ساخت و ساز به واردات وابسته نيست.
اما با توجه به محدوديت هايي که در عرصه واردات منجمله مصالح لاکچري پيش آمده است، اين احتمال را قوي مي سازد که شکل و شمايل ساختمان ها تا حدودي از شکل موجود فاصله بگيرند.

بحران ساخت و ساز در ايران قبل از کرونا

با توجه به اينکه سالانه حدود هفتصد هزار ازدواج در کشور صورت ميگيرد که با احتساب واحد هاي فرسوده بايد حدود يک ميليون واحد مسکوني در سال(طبق طرح جامع مسکن) در کشور ايجاد و نوسازي مي شدند و از طرفي با رکود چشمگير بخش ساختمان طي سال هاي 1392 تا 1397 توليد به يک سوم تقضاضاي مطلق رسيده که اين روند توليد در سال 98 با کاهش بيشتري نيز ادامه يافت، بنابراين مبرهن است که کشور با بحران کمبود ساختمان در قبل از ويروس کرونا نيز درگير بوده است.

البته بحران خانه هاي خالي که حدودا 2.5 ميليون برآورد شده است نيز بايد مورد بررسي جدي تر واقع شود که اين مورد نيز ميتواند در اين بحران کمک حال شود. اما اين مورد نبايد در روند توليد مسکن خللي وارد نمايد.

با توجه به اينکه احتمالا اين پاندمي موجب کاهش ازدواج هم شود اما با اين صورت اين عامل خللي در بحران کمبود مسکن نميکند.

جدي تر شدن بحران ساخت وساز با شيوع کرونا

بحران ساخت و سازي که در ايران بدليل مباحث فوق ذکر شد احتمالا با شيوع کرونا در کشور، همچون کشورهاي ديگر که با محدوديت واردات( که البته گفته شد که تاثير اندکي دارند) و از طرفي محدوديت هاي که در رفت و آمدها وجود خواهد داشت (که کارگران را از کار باز ميدارد) ، جدي تري خواهد شد.

ورود به عرصه صنعتي شدن و پيش ساخته سازي

پيش بيني ميشود دولت ها با توجه به کمبود مسکن (همچون اتفاق هاي بعد از جنگ جهاني که در معماري و شهرسازي دنيا رخ داد و کشورهاي جنگ زده که با کمبود ساختمان روبرو شده بودند، جهت تسريع در ساخت و ساز روي به صنعتي سازي و پيش ساختگي آوردند) احتمالا پيش ساخته سازي و صنعتي سازي را در اولويت خود قرار دهند. البته قطعا برخي کشورها که همچون کشورهاي اروپايي در اين صنعت از پيشگامان بوده اند، تغييرات کمتري را نسبت به کشورهاي جهان سومي همچون ايران داشته باشند.

صنعتي سازي و پيش ساخته شدن ساختمان ها بدليل استفاده از چند مصالح محدود، موجب ضعيف شدن بسياري از توليد کنندگان ديگر مي شود که احتمالا موجب ورشکستگي آنها خواهد شد. اما اين اتفاق براي عده‌اي هم ميتواند فرصتي باشد چرا که با ورود مصالح پيش ساخته، اين مصالح رونق چشم گيري خواهد داشت.

بحران هنر در رويکرد معماري و شهرسازي ايران

با ورود جدي ايران به سمت پيش ساخته سازي و صنعتي شدن، رويکرد هنر محور در معماري دچار بحران جدي خواهد (همچون معماري کشورهاي جنگ زده پس از جنگ جهاني در دنيا) و رد هنر در معماري و شهرسازي بشدت تنزل خواهد يافت.

تقسيم بندي رويکرد «تغيير» هنر معماري در ايران به چهار شکل زير پيسش بيني ميشود.

1. رويکرد نگاه به داخل: در اين رويکرد که خلاقيت از اساسي ترين عنصرهاي آن مي باشد ميتوان گفت که با توجه به احساس نياز به تغيير، يک هنر جاي خود را به هنر ديگر مي دهد. براي نمونه ميتوان تغيير از دوران تيموري به صفوي را مثال زد که جهت تسريع در ساخت وساز، هنر کاشي کاري از معرق کاري که زحمت فراواني هم براي توليد آن کشيده مي شد جاي خود را به کاشي هفت رنگ داد که البته از کيفيت رنگي و بصري کمتري نيز برخودار بود.

2. رويکرد نگاه به بيرون: اين رويکرد در واقع هنري را توليد نمي کند بلکه نگاهش به بيرون است و در صورت تغيير در بيرون، رو به الگو برداري از بيرون براي تغغير ميکند. براي نمونه ميتوان تغيير از دوران زنديان به قاجار و اوج آن در پهلوي را مثال زد که جهت رشد دست به الگوبرداري سطحي از غرب مي زدند. بنابراين اين تغيير را ميتوان سطحي و مخرب دانست چرا که در واقع سطحي ترين نگرش در تغيير مي باشد و قطعا اين تغييرات ميتواند واکنش هاي منفي را از طرف مردم و معماران بوجود بياورد چرا که تغييرات احتمالي با فرهنگ آنان سازگار نمي باشد.

3. رويکرد التقاطي: نگاه به پيشرفت بيرون و منطبق کردن آن با درون را شايد بتوان معني درستي از التقاط بين دو موراد فوق دانست. چرا که ديگر امکان بازسازي از صفر وجود ندارد(مثلا مجددا بيايم چرخ را از ابتدا توليد کنيم!) اما بايد در انديشه و ايدئولوژي کماکان خودکفا باشيم و مطالبي را از بيرون وارد کنيم که با ايدئولوژي خود هم راستا باشد. که تا حدي ميتوان معماري سيحون که تقريبا نگاه داخلي اش را با مصالح بيروني ترکيب کرده بود را بعنوان مثال مطرح کرد.

4. رويکرد انفعالي: هر گونه واکنشي را در مقابل اين ويروس ناديده بگيرند و روند قبلي را ادامه دهند! که در اين صورت جز بحران شديد در عرصه ساخت و ساز چيز ديگري را نميتوان پيش بيني کرد! چرا که در هر صورت اينان ايستاده اند! اما کرونا همچنان در حال حرکت و شيوع است!

آب و معماري در پساکرونا

البته قابل ذکر است که با توجه به رعايت موارد بهداشتي که منجر به استفاده بي وريه از آب شده است، پيش بيني مي شود که رويکرد استفاده از مصالح با تغييري جدي روبرو شود و مصالحي که در فراوري آنها کمترين آب مورد استفاده واقع شده (همچون معماري با خاک کوبيده يا معماري بدون ملات)، در اولويت قرار گيرد.

نتيجه‌ گيري

با توجه به مباحث غربرگرايي که حدودا از قاجار بطور پيوسته در ايران وجود داشته است مي توان گفت احتمالا رويکرد نگاه به بيرون همچنان در دوران پساکرونا وجود داشته باشد و اين نگراني وجود دارد که با توجه به تسريع در اين عمل، سطحي ترين الگو برداري از غرب رخ دهد که با اين صورت ميتوان گفت اگر اين اتفاق بيافتد قطعا «هنر» به سطحي ترين مرحله خود تنزل خواهد پيدا کرد.

بنابراين مي توان گفت نياز امروز جامعه احتمالا رويکرد پيش ساخته سازي(با پيمون هندسي) با مصالح کم آب و بومي و همگام با محيط زيست است که در توليد آن نگاه به درون مهم است. اما چنانچه اشخاصي با هنر خود بتوانند يک معماري اصيل با مصالحي که شرايط آن ذکر شد را به روش پيش ساخته طراحي کند مي تواند کشور را از اين بحران پيش رو حفظ نمايد. اما بايد اين نکته را هم لحاظ کرد که آپارتمان نشيني که به اندازه کافي موجب کاهش تحرکات و ارتباطات اجتماعي و افسردگي شده بود، در اين دوران پاندمي توانست بشدت مورد تنفر مردم منجمله کودکان واقع شود که اين افسردگي قطعا در آينده اي نچندان دور لطمه جدي را به خانواده ها و در تناظر آن به جامعه خواهد زد که احتمالا در روند ساختمان سازي جديد هم جهت تسريع در ساخت وساز، اين رويکرد جدي تر شود اما دولت بايد در اين مرحله از خانه سازي با استفاده از راه حل هاي مختلف منجمله کاداستر و تقسيم بندي زمين ها، نگاه ويژه ه اي به ويلا سازي داشته باشد چراکه جبران خسارات روحي وارده به کشور را نميتوان بسادگي جبران کرد.

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/memari/post/36104
0 نظر