× تماس با ما
1 0 نظرات 209 بازدید
تاریخ انتشار 22 - 1399/12/06

هنر فاخر موسیقی در نگره‌های حکیمان ایرانی اسلامی

هنر فاخر موسیقی در نگره‌های حکیمان ایرانی اسلامی

 

موسيقي در مفهوم، دانشي ذهني و تجريدي در گستره دانش رياضي و يکي از شاخه‌هاي حکمت و فلسفه به معناي عام آن مورد توجه انديشمندان ايراني اسلامي قرار گرفته و پيوسته با عنوان‌هاي علم، صناعت و يا فن همراه شده است. 

 

حکيم پورسينا بر اين باور بود که ميانه‌روي و رعايت اعتدال در پرداختن به موسيقي موجب لذت شده و البته افراط و زياده‌روي در آن سبب کراهت خواهد شد.

 

دانش رياضي در دسته‌بندي حکيمان ايراني اسلامي به صورت زير دسته‌بندي مي‌شد:

1. هندسه (مجسطي)

2.حساب (ارثماطيقي)

3. نجوم (فلکيات)

4. موسيقي (صناعت علوم)


 

ابونصر فارابي به عنوان فيلسوفي معنويت‌گرا، موسيقي را از نظر تاثيرگذاري بر روح و جان آدمي، چنين دسته‌بندي نموده است:

1. موسيقي نشاط‌انگيز (مُلِذ): براي ايجاد آسايش و رفع کسالت

2. موسيقي احساس‌انگيز (مُنفَعِل): براي بيدارسازي احساس‌ها و تحريک عاطفه‌ها

3. موسيقي خيال‌انگيز (مُخَيِل): براي تحريک قواي ذهني و نيروي عقلي

 

اخوانُ الصفا، گروهي از فيلسوفان شيعي به شمار مي‌رفته‌اند که مخفيانه براي مبارزه فرهنگي با خفقان روزگار خويش 52 رساله علمي به زبان عربي نشر دادند. آنان در زمينه موسيقي نيز کتاب رساله پنجم در موسيقي را به رشته تحرير درآوردند و بر نگره موسيقي علوي و آسماني باور قطعي داشتند.

 

در انديشه‌هاي ديني که سراسر به پيشرفت و سير تکاملي آدمي مي‌انديشد از هنر و به ويژه موسيقي، توقع تعالي و انتظار ارتقاي روحي انسان‌ها را دارد، نه آن‌ که او را تخدير کند؛ از اين رو همه پژوهشگران ديني و فقيهان اسلامي، ويژه انديشمندان شيعي از محمدباقر سبزواري تا امام خميني رحمت‌ الله عليه از ديدگاه مباني فقهي به پديدار نمودن و بيان کردن حکم و موضوع دو مقوله هنر موسيقي پرداخته‌اند:

1. غناي صوت انساني

2. ابزار و سازهاي موسيقي


حکيمان و فيلسوفان ايراني اسلامي از ابونصر فارابي تا علامه محمدتقي جعفري، فن و هنر موسيقي را بر دو دسته، تقسيم‌بندي کرده‌اند:

الف- شکل دروني و ذاتي موسيقي: هيجان‌ها و انفعال‌ها و فعاليت‌هاي رواني که بدان محتواي اولي موسيقي هم گفته‌اند.

ب- هويت نغمه و نواي موسيقي: کيفيت‌ها و حالت‌هاي رواني که آن را محتواي اصلي موسيقي نيز نام نهادند. 

 

بنابراين نغمه‌هاي موسيقي ذاتا چيزي را به درون آدمي نمي‌افزايد بلکه آن اموري را که در درون هر شخص وجود دارد، تحريک مي‌کند؛ به تعبير جلال‌الدين مولوي بلخي، موسيقي حالت‌هاي دروني آدمي را رخ مي‌نماياند و به ديگر سخن، آن‌چنان را آن‌چنان‌تر مي‌کند! پس موسيقي محتوايش حماسه، محبت، عشق و يا اندوه نيست بلکه اين عنصرهاي رسوب‌يافته در درون من است که با ورود موج‌هاي موسيقايي به درون من، مي‌جوشد و تحريک مي‌شود؛ بدين معنا که شکل موسيقي، عامل محرک احساس‌ها و هيجان‌هاي من است، نه محتواي موسيقي.

 

صفي‌الدين ارموي در پژوهش‌هاي خويش، حکيمان را هم‌رديف پزشکان قلمداد مي‌نمايد و از خاصيت‌هاي درماني موسيقي از ديدگاه حکيمان ايراني اسلامي ياد مي‌کند. حکيم‌ پورسينا درباره تأثير درماني موسيقي به بحث‌هاي بسيار تخصصي پرداخته و به مفهوم فاصله مطبوع در موسيقي که امروزه از آن به کنسونانس هارمونيک ياد مي‌کنند، اشاره‌هاي ويژه‌اي دارد و از ديگر سو در زمينه موسيقي‌درماني اشاره‌هاي دقيقي دارد. برخي از عارفان ايراني اسلامي نيز نظم و فن دقيق موسيقي و لذت و علاقه فراوان مردم بدان را ناشي از نظم حاکم بر کيهان و از نغمه‌هاي موسيقي عالم بالا و از ملکوت اعلا مي‌دانند؛ به همين روي نگارندگان رساله‌هاي اخوان‌الصفا نيز موسيقي را متعلق به عالم قدس و ملکوت مي‌پندارد./ ايلنا

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/masafmusic/post/61430
0 نظر
دسته بندی