× تماس با ما
2 0 نظرات 172 بازدید
تاریخ انتشار 20 روز پیش

یادداشت/ ریشه‌کنی فقر، با محو یارانه‌های سیاه

یادداشت/ ریشه‌کنی فقر، با محو یارانه‌های سیاه

 

 آيا مي‌توانيم ظرف 3 ماه «فقر مطلق» را در کشور به صفر برسانيم؟

 

 حتي در اوج تحريم خارجي و رکود اقتصاد داخلي، مي‌توان قاطعانه گفت که پاسخ اين سوال مثبت است. چگونه؟ کافي‌ست با درايت و قاطعيت کافي، حجم عظيم يارانه سياه را به يارانه‌ سپيد تبديل کنيم.

 مواردي که آنها را «يارانه سياه» مي‌نامم، طيف وسيعي از يارانه‌هاي تخريب‌گر «عدالت»، تخريب‌گر «شفافيت» و تخريب‌گر «رقابت سالم اقتصادي» را شامل مي‌شوند: از توزيع هنگفت دلار دولتي بين واردکنندگان نورچشمي و مسافران خارجي گرفته تا ارائه حجم عظيمي از يارانه به سوخت هواپيما؛ از توزيع بيت‌المال براي پوشش زيان بانک‌ها و خودروسازان گرفته تا ارائه سوخت و مواد اوليه بسيار ارزان به پتروشيمي‌ها و فولادسازها؛ و از بذل و بخشش بيت‌المال در قالب وام‌هاي بدون بهره در ميان نورچشمي‌ها گرفته تا توزيع سکه طلا با نرخ دولتي فسادساز و ارائه يارانه عظيم به بنزين و گازوييل. 

 

 
 يارانه‌هاي سياه، 4 ويژگي دارند:
اول، معمولا از طرف گروه‌هاي فشار مختلف به بهانه‌هايي مانند فقرزُدايي يا کنترل تورم يا حمايت از توليد ملي بر دولت تحميل مي‌شوند. 
دوم، سهم محروم‌ترين اقشار از ثروت‌هاي خدادادي کشور را شديدا کاهش مي‌دهند (تخريب عدالت اقتصادي). 
سوم، رقابت بين توليدکنندگان بر سر دلربايي از مشتريان به وسيله بهبود قيمت و کيفيت کالاها را، به رقابت بر سر دلربايي از مقامات حاکميتي براي دريافت انواع رانت دولتي منحرف مي‌کنند (تخريب رقابت اقتصادي سالم).
چهارم، پتانسيل انواع فساد را با حجيم کردن «امضاهاي طلايي»، بالا مي‌برند (تخريب شفافيت اقتصادي) 

 

 بنابراين برنامه‌هاي فقرزُدايي با محوريت ريشه‌کني يارانه‌هاي سياه و تبديل آنها به يارانه‌هاي سپيد، شامل مواردي از اين دست خواهد بود: 

 

 برنامه «دلار همگاني»
 
 بجاي اينکه هر سال حجم عظيمي از يارانه سياه را در قالب «دلار دولتي» بين واردکنندگان نورچشمي توزيع کنيم و ته‌مانده دلار دولتي را هم بين مسافران خارجي (سياحتي يا زيارتي) بذل و بخشش کنيم، سهميه مساوي از دلار دولتي را در اختيار همه ايرانيان قرار دهيم تا افرادي که مي‌خواهند مستقيما آن را مصرف کنند و افرادي هم که نمي‌خواهند (عمدتا فقيرترين شهروندان)، سهميه‌شان را با قيمت توافقي به ديگران بفروشند. 

 

 

 برنامه «بنزين همگاني»
 
بجاي اينکه هر سال حجم عظيمي از يارانه سياه را در قالب بنزين و گازوييل ارزان (حدودا يک‌پنجم قيمت افغانستان و پاکستان) توزيع کنيم که سهم عمده آن به خانوارهاي ثروتمند مالک چندين خودرو و نيز قاچاقچيان بنزين مي‌رسد، سهميه مساوي از بنزين و گازوييل ارزان را در اختيار همه ايرانيان قرار دهيم تا افرادي که مايلند آن را مستقيما مصرف کنند و افرادي هم که مايل نيستند (خانوارهاي فاقد اتومبيل که عمدتا فقرا هستند)، سهيمه‌شان را با نرخي توافقي به ديگران بفروشند. 

 

 

 برنامه «وام همگاني»
 
بجاي اينکه هر سال بودجه هنگفتي را براي ارائه يارانه سياه در قالب توزيع وام‌هاي بدون بهره‌اي اختصاص دهيم که بخش قابل توجهي از آنها نصيب رانت‌خواراني مي‌شود که با برچسب توليدکننده به دستبرد زدن به بيت‌المال مشغولند، سهميه مساوي از وام کم‌بهره را در اختيار همه ايرانيان قرار دهيم. هر يک از شهروندان که وثيقه قابل قبول بانکي ارائه کردند، بتوانند مستقيما از اين وام استفاده کنند و هر فردي هم که وثيقه بانکي نداشت (غالبا خانوارهاي فقيرترين دهک‌هاي درآمدي)، بتواند سهميه وام کم‌بهره خود را بفروشد يا حتي آن سهميه را به کارآفريني ببخشد که تضمين مي‌کند شغل يک‌ساله در اختيار او قرار دهد. 

 

 هر کدام از اين برنامه‌ها (دلار همگاني، بنزين همگاني و وام همگاني) مي‌توانند اسکلت برنامه‌اي ملي براي ريشه‌کني «فقر مطلق» بوده و اين هدف ارزشمند را از مسير ريشه‌کني «يارانه‌هاي سياه» (تخريب‌گر عدالت و تخريب‌گر شفافيت) و تبديل آنها به «يارانه‌هاي سپيد» (عدالت‌گرا و کاملا شفاف) محقق کند. ضمنا به سادگي مي‌توان نگراني از آثار تورمي هر طرح را به حدود صفر رساند؛ زيرا تکنولوژي جهاني کنترل تورم در 2 دهه اخير آن‌قدر پيشرفت کرده که هم‌اکنون 90 کشور جهان توانسته‌اند تورم خود را به زير سالي 3 % برسانند (منبع: گزارش WEO، صندوق بين‌المللي پول). 

 صد البته براي موفقيت هر يک از اين برنامه‌ها، بايد دقت فراواني در طراحي جزئيات اجرايي لحاظ شود؛ از ملاحظات فني گرفته تا ملاحظات اقتصادي و نيز ملاحظات اقتصاد سياسي در زمينه سنگ‌اندازي‌هاي گروه‌هاي فشار حامي يارانه‌هاي سياه. 

 ميثم هاشم‌خاني

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/masafeco/post/18614
0 نظر