× تماس با ما
4 0 نظرات 315 بازدید
تاریخ انتشار 18 - 1399/12/01

غروب جمعه حال زمین و زمان دگرگون است

غروب جمعه حال زمين و زمان دگرگون است

سال‌هاست که آسمان ناي نفس کشيدن ندارد. زمين در تب مي‌سوزد. دريا از درد به خود مي‌پيچد. جنگل بي‌تابانه سرفه مي‌کند و آواز پرندگان در سينه‌هايشان حبس شده است.

سال‌هاست حتي انسان مغرور و پُرادعا هم از اين همه سردرگمي، خسته شده است. انگار تمام کائنات براي رهايي از اسارتِ غيبت طولاني منجي، بي‌تابي مي‌کنند. 

غروب جمعه حال زمين و زمان دگرگون است. غروب جمعه که مي‌شود، زخم کهنه انتظار سر باز مي‌کند و عالم يک‌صدا فرياد مي‌زند: «درمانِ درد بي درمان بي سروساماني، يوسف زهرا! کجايي؟»

 دلنوشته مهدوي

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/mahdiaran/post/61313
0 نظر