× تماس با ما
0 0 نظرات 65 بازدید
تاریخ انتشار 16 روز پیش

تعادل غم و شادی

غم و شادي، دو مفهوم است که بسياري معتقدند فقط يکي از آن‌ها، گمشده‌ي زندگي امروز است. خيلي‌ها شادي را گمشده مي‌دانند؛ و هميشه در پي‌ آنند که شاد باشند و بخندند. عده‌اي ديگر هم هستند که غم را گمشده دانسته و هميشه در پي اشک و آه و ناله‌اند.

اما هيچکدام نمي‌دانند که گمشده‌ي ما تعادل است. تعادل در ميان غم و شادي. هر جا که شد بايد خنديد و شاد بود و در برابر مصيبت و درد و فراق هم، غمگين و ناراحت.

تعادل، همان گمشده‌اي است که سال‌هاست از آن‌ دور شده‌‌ايم. گاهي بشريت از تعادل دور مي‌شود؛ مثلا عده‌اي در ظلم کردن، عده‌اي در ظلم پذيري؛ عده‌اي در دنياپرستي، عده‌اي در زهد؛ عده‌اي در علم و عده‌اي هم در ماوراء.

هر چه بيشتر از تعادل دور شويم بيشتر اسير افراط و تفريط مي‌شويم. مفاهيمي که هر چه بيشتر درگيرشان شويم کمتر جواب مي‌گيريم. عاملي که باعث مي‌شود سردرگم شويم؛ باعث مي‌شود به مسيري که مي‌رويم مشکوک شويم و شکي مثل خوره به جانمان افتد و آغازي شود براي درماندگي.

هر چه بيشتر در اين مسير پيش رويم بيش‌تر در خود فرو مي‌رويم. بيشتر حس مي‌کنيم که تنهاييم. بيشتر منتظر چيزي يا کسي هستيم که حالمان را خوب کند. در يک کلام مضطر مي‌شويم. همان چيزي که لازمه‌ي ظهور شمرده شده.

چه تناقض زيبايي! هر چه بيشتر از تعادل دور شويم بيشتر به آورنده تعادل نزديک مي‌شويم.

 

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/mahdiaran/post/59219
0 نظر