× تماس با ما
1 0 نظرات 131 بازدید
تاریخ انتشار 02 - 1398/11/13

فروپاشی تمدنی نتیجه بی توجهی به مفهوم امنیت غذایی

فروپاشی تمدنی نتیجه بی توجهی به مفهوم امنیت غذایی

 

شکست حتمي در مناسبات سياسي جهاني بدون خودکفايي در توليد غذا

در جهان امروز، مناسباتِ بين المللي ميان کشورها مستقيماً از سطوح توانمندي آنها در حوزه‌هاي مختلف تاثير مي‌پذيرد. قابليت‌ نظامي متوازن براي ايجاد بازدارندگي در مقابل تهاجمات يکي از پايه‌اي ترين و البته حداقلي‌ترين شاخصه‌هاي توامندي است که ملتها همواره در راستاي آن تلاش کرده‌اند و در واقع شرط اصلي پيشرفتِ تمدني در طول تاريخ، امنيت پايدار با تکيه بر توانايي‌هاي داخلي بوده است. اما قطعاً عقل سليم در هيچ جاي کره زمين نمي‌پذيرد که براي پايان دست‌اندازي‌ها و طمع‌ به يک کشور، قوي شدن صرفاً در حوزه نظامي شرط کافي است. چراکه بودند قدرتهاي بزرگ نظامي در جهان که به وابسته ضعف در ساير حوزه‌ها شکست خوردند و محو شدند.

کشوري که نتواند غذاي مورد نياز آحاد ملت خود را در هر زمان و مکان و با کيفيت و کمّيت مطلوب فراهم سازد، محکوم به فنا و نابودي است چراکه مناسباتِ بين‌الملليِ فعليِ جهان تنها بر پايه زورمندي پايه‌ زيري شده و حتي اخلاق و حقوقِ بشر نيز نمي‌تواند ضامني براي جلوگيري از فروپاشي ِتمدني به دست بيگانگان باشد. شاهد مثال اين ادعا در دوران معاصر قابل بيان است. مواردي از قبيل تحريم دارو و غذا، هدف قرارگرفتن مراکز توليد غذا و يا حملات زيستي براي تخريب منابع پايه‌اي توليد تنها گوشه‌اي از مواردي است که نشان مي‌دهد بي‌اخلاقي و پيروزي به هر قيمتي در دنياي امروز به دکترين پذيرفته شده‌اي براي برخي قدرتهاي جهاني تبديل شده است. براي مثال اتحاد جماهير شوروري به عنوان يکي از دو ابرقدرت چند دهه پيش انبوهي از تجهيزات پيشرفته نظامي از جمله زيردريايي، سلاح هاي هسته‌اي و انواع موشک را در اختيار داشت اما در اوج تنش ها با آمريکا به واردات گندم وابسته بود و در نهايت نيز تسليم شد.

يکي از نمودهاي بارز آسيب پذيري در حوزه اقتصادي، وابستگي يک کشور به صادرات ذخاير و ثروت‌هاي خود به شکل خام و واردات محصولات نهايي بخصوص غذاي اساسي است. واردات غذاي اساسي طي سالها ضمن نابودي بخش کشاورزي، از بين رفتن مشاغل پايدار و تخريب محيط زيست اثر مهم ديگري نيز دارد و آنهم آسيب پذيري کشورها در مقابل تکانه‌اي بين الملليِ اقتصادي و سياسي است. امروزه بزرگترين قدرتهاي حوزه کشاورزي و توليد غذاي اساسي از قبيل گروه محصولات کربوهيدرات، پروتئين، قند و چربي کشورهايي از قبيل آمريکا، روسيه، چين، آلمان، فرانسه و انگلستان هستند که با محاسبه نسبت توليد به جمعيت آنها مشخص مي شود، هر کدام چند برابر نياز مردم خود غذا توليد مي کنند. اين کار نه تنها اتلاف منابع بلکه ايجاد يک دست برتر براي اعمال نفوذ در بازارهاي جهاني و به تبع آن افزايش چانه زني سياسي در مقابل کشورهايي است که با سياست هاي آنها هم سو نيستند. براي مثال در اتفاقات پس از توافق بين المللي برجام و محقق نشدن خواسته‌اي دولت ايران، طرف اروپايي پيشنهاد داد با استفاده از يک سازوکار مشخص (اينستکس)، ايران در ازاي پول بلوکه شده در کشورهاي خريدار نفت او، اقدام به واردات غذا کند. يعني عملاً ايران به دليل آسيب پذيري اقتصاد خود نمي‌تواند در چانه زني هاي سياسي دست برتري داشته باشد و اين طرف مقابل است که در اين حوزه قدرت‌نمايي مي کند. جالب آنجاست که پيشنهاد اينستکس به جاي افزايش قدرت ايران منجر به وابسته تر شدن اين کشور نيز خواهد شد.

اهميت رسيدن به امنيت غذايي مبتني بر خودکفايي در توليد تمامي محصولات اساسي به ويژه گندم در داخل کشور، از اهميت توليد موشک هاي بالستيک نقطه زن کمتر نيست. ايران پس از انقلاب از يک کشور وابسته‌ي صرف به واردات فاصله گرفته اما تا رسيدن به يک قدرت جهاني در صادرات محصولات و دانش کشاورزي راه زيادي مانده است. در حال حاضر مشکلات ساختاري در نظام تصميم گيري در زنجيره ارزش کشاورزي ايران، منجر به بروز اختلالات جدي در توليد و بازرگاني اين بخش شده که حل آنها با توجه شرايط خاص سياسي کشور حباتي به نظر مي رسد. ايران بايد با حل اين مشکلات تبديل به الگويي مطلوب در مديريت واحد توليد و بازرگاني ذيل نهاد متولي شود و بايد بتواند در افق نه چندان دور، دانش فني توليد غذا و همينطور تجارب نهادي در بخش کشاورزي با کشورهاي متحد منطقه‌اي خود به اشتراک بگذارد. بدين ترتيب آنها نيز از اسب ترواي واردات و وابستگي در امان خواهند شد و عملاً بازارهاي مصرف ميان کشورهاي اسلامي و ضد استکباري تقسيم شده و اين ملت ها نسبت به سوء نيت ها و دشمني ها ايمن تر مي شوند.

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/foods/post/33920
0 نظر