× تماس با ما
0 0 نظرات 84 بازدید
تاریخ انتشار 14 - 1398/06/21

داستان دانشگاه بی دانش

داستان دانشگاه بی دانش

توي تاکسي چشم راننده که به بيلبورد تبليغاتي  دانشگاه آزاد خورد يهو گفت اينم وضعيت خراب دانشگاه . خيلي سختم شد. گفتم اتفاقا دانشگاه آزاد اسلامي اراک يکي از دانشگاه هاي معتبره. با لبخندي گفت پس چرا مثل اون سبزي کاري حسن تبليغات کرده و اشاره کرد به  بيلبورد تبليغات سبزي کاري کنار ميدون. با قيافه حق به جانب ادامه داد الان ديگه عصر تبليغات مدرن و جذاب هست و  موبايل هوشمند ش رو از جيبش در آورد و با لبخند غروري بهم نشون داد. داشتم فکر ميکردم اگه بگم من که  فارغ التحصيل همين دانشگاه هستم اتفاقا  مشاور تبليغاتي و مشاور رسانه اي چند تا از بزرگترين برندهاي کشور بوده و هستم و برخي از همين  تبليغات جذاب و  کمپين تبليغاتي رو طراحي و توليد محتوا ش رو اجرايي کردم باور مي‌کنه يا نه... يا اينکه بگم تو همين  دانشگاه آزاد واحد اراک داريم  اساتيد متخصص ي رو که در مورد شيوه هاي جذب دانشجو پژوهش کردن و کتاب هم نوشتن بهم نميگه پس چرا از اين  ظرفيت دانشگاهي استفاده نميشه... خواستم به رييس دانشگاه زنگ بزنم ديدم به خودم هم بر مي خورد اگه بهم بگن توي عرصه عمل چرا کمترين شباهت رو به يه  پژوهشگر و  تحصيل کرده دانشگاهي دارم و ياد درصد  انتقاد پذيري مديران افتادم... يادم اومد سال 96 نامه نوشتم و پيشنهاد دادم  دانشگاه با محوريت  معرفي دانشگاه و  جذب دانشجو ، جشنواره دانشجويي اونم با  روشهاي مدرن تبليغات و اطلاع رساني برگزار کنه اما دريغ از يک پاسخ و توجه کوچک که حتي شک دارم نامه رو خونده باشن... ديگه به مقصد رسيده بودم که با لبخند تلخي گفتم: شما حساب اساتيد ، دانشجويان و فارغ التحصيلان دانشگاه آزاد اراک رو از مديران اون جدا کن... 

محمدهادي بيات 
 

لینک کوتاه پست:
https://masaf.ir/arma/post/18130
0 نظر
دسته بندی