متن مصاحبه صوتی خبرنگار وبگردی خبر20:30 بااستادرائفی پور

متن مصاحبه صوتی خبرنگار وبگردی خبر20:30 بااستادرائفی پور shia muslim                   
متن مصاحبه صوتی خبرنگار وبگردی خبر20:30 بااستادرائفی پور

با عرض سلام خدمت شما استاد رائفی پور.با توجه به اینکه تلاش‌های این دانشجوی عزیز باعث تشرف یازده نفر به مذهب حقه تشیع شده،سؤالاتی را در خدمت شما هستیم.استاد به نظر شما میزان تلاش‌های فرقه‌های افراطی برای گسترش عقاید انحرافی شان به چه اندازه است؟f

بسم الله الرحمن الرحیم

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما و مخاطبین برنامه تان.خدمت تان عرضکنم در باب این سؤال که چقدر برخی از فرقه‌های افراطی که عمدتاً انحرافی هم هستند برای گسترش عقاید شان کار می‌کنند.باید گفت برخی از فرقه‌ها «بهتر است بگوییم برخی از عقاید» ذاتا قابلیت این را دارند که عقایدشان را گسترش  و اشاعه بدهند و برخی دیگر در ذات آن عقیده همچین چیزی نیست بلکه با پروپاگاندای تبلیغاتی و شانتاژهای خبری معمولاً آن را گسترش می‌دهند و بلاشک پشت سر این جریانات صهیونیست‌ها هستند با دستگاه رسانه ای قوی ای که دارند این امر را پیش می‌برند و به عنوان مثال جریانهای سلفی و وهابی شبکه‌های گسترده ای با زبان‌های مختلف در سطح دنیا دارند و شبکه خیلی وسیعی را پوشش می‌دهند.

سال 1381 اینها ده میلیون جلد کتاب با بیست زبان زنده دنیا در مراسم حج پخش می‌کنند. خب چرا؟ چون این عقیده مطلوب است برای صهیونیسم جهانی چون موجب به وجود آمدن تفرقه و انشتات در جبهه اسلام می‌شود.

از این جهت می‌شود گفت که اینها تلاش خیلی وسیعی دارند یعنی از شبکه‌های ماهواره ای گرفته  تا  شبکه‌های رادیویی،  تلویزیونی، شبکه گسترده پخش کتاب، شبکه مبلغین که این‌ها را به نقاط مختلف جهان اعزام می‌کنند.

فکر می‌کنید عمل کرد مسئولین در انتشار و نشر تفکر اسلامی و خاصتاً مذهب تشیع تا کنون به چه شکلی بوده است ؟

درباره اینکه ما خودمان، یعنی مسئولین جمهوری اسلامی چه کار کردیم، خدمت تان عرض بکنم یک بخش از این انتشار نتیجه خود انقلاب اسلامی بود. یعنی صرف نام "انقلاب اسلامی" ، صرف نام "امام خمینی(ره)" باعث می‌شود که همه به این عقیده توجه کنند و بگویند خب این ایرانی‌ها چه فرقی با بقیه مسلمانها دارند چرا اینها توانستند جلوی آمریکا بایستند چرا بقیه نمی‌ایستند.

یک بخش واقعاً این بود. حالا یک سری سازمانها و نهادها هم در راستای اشاعه و گسترش مذهب بر حق تشیع کار می‌کنند ، منتها یا بعضاً موازی کاری دارند، و یا متاسفانه بعضی مواقع حتی این نهادها هم با هم برخورد هایی نیز دارند یعنی آن طور که شاید و باید همپوشانی نمی‌کنند. این جریان مطلوب نبوده و متاسفانه آنچه که باید باشد نیست، با توجه به اینکه مذهب ما آن قدر استدلال‌های عقلی، نقلی، انسانی و...پشت سرش هست که واقعا با کمترین سرمایه گذاری ما می‌توانیم ده برابر بقیه ادیان نتیجه بگیریم.

نمونه هایش را ما خودمان در مؤسسه ای که اینجا مشغول به کار هستیم  بارها این را دیدیم. طرف با گوش دادن حتی یک سخنرانی، یا یک سی دی سخنرانی که در جایی گوش کرده بوده و حالا چون ما فارسی صحبت می‌کنیم و این سی دی در اینترنت قرار گرفته بود و طرف مخاطب ما تاجیکستانی بوده آن را گوش کرده، آنجا به مذهب حقه تشیع گرویده در حالی که شما فرض کنید که اگر ما میتوانستیم برنامه‌های تلویزیونی وسیع داشته باشیم قطعا نتایج مطلوب‌تری بدست می‌آوردیم.

ببینید ما اصلا الان تمام وقتمان را گذاشته ایم روی اعراب در حالی که اعراب معمولا در مقابل این مسائل یک گارد ویژه ای می‌گیرند یعنی یک حس ناسیونالیستی درآنها وجود دارد. در حالی که میلیون‌ها نفر(چند صد میلیون) فکر میکنم نزدیک هفتصد میلیون نفر مسلمانان اردو، پشتو و فارسی زبان تخمین زده می‌شوند که ما دو تا شبکه درست و حسابی برای اشاعه تشیع برای آنها متأسفانه نداریم.

فکر می‌کنید علت ورود این دانشجوی عزیز به عرصه فرهنگی و ترویج اسلام وتشیع چه بوده؟

ببینید  این دانشجوی عزیزی که حالا شما خودتان هم تشریف آوردید دفتر ما و با خودشان هم صحبت کردید ایشان یک نکته جالبی دارند که ایشان خودشان اولا بالاخره بذات مسلمان وشیعه بودند اما حالا در خانواده ای بودند که زیاد در قید و بند این مسائل نبودند.ایشان اول خودش ساخته میشود و بعد شروع میکند به دیگر سازی کردن.  موتور محرک این فرد بالاخره آن عقلانیتی است که در مذهب تشیع وجود دارد و اینکه آن فرد می‌بیند که با این عقلانیت میتواند از جایگاه خودش دفاع کند.

 ایشان در دانشگاهی بوده که در آن شهر ودر آن استان اقلیت‌های مختلفی زندگی میکنند و ایشان هم حالا با اینکه شیعه هستند اما در آن استان اقلیت محسوب میشوند به لحاظ جمعیتی.

بارها مورد تمسخر برخی افراد دیگر قرار می‌گرفته و بعد از اینکه خودش با آنچه که دارد بهتر آشنا میشود،  نه اینکه به عنوان یک شیعه فرمی بلکه بعنوان کسی که تحقیق کرده می‌تواند از خودش دفاع بکند و حتی اوست که دیگر طرف مقابلش را به چالش میکشد از همه اینها مهمتر آن نگاهی ست که باید اهل بیت به یک نفر بکنند و بخواهند که او در این زمین ورود پیدا بکند و اینطور نیست که صرف خواندن دو تا سه تا کتاب باعث بشود که فردی بخواهد در این زمینه موفقیت هایی را به دست بیاورد.

استاد از نظر شما علت موفقیت ایشان در این مسیر چه بوده؟

 ببیند خدمت شما عرض بکنم من دلیل موفقیت ایشان در این مسیر را این میبینم که ایشان با عملکردن، بسیاری از احکام تشیع را اشاعه می دادند یعنی ایشان با عمل،با مهربانی،با کمک کردن،با صدقه دادن،با دست گرفتن،یعنی همان کاری که اهل بیت به ما سفارش کرده بودند کارش را پیش می‌برد.

آیه قرآن فرموده: «فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَیِّناً لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشی» (موسی و هارون) با زبان خوش مطلبی  را می‌گفته اند در مقابل دشنام طرف سکوت کرده و با استدلال منطقی نکته ای را از اینها می‌خواسته اند .

حالا همین طور که ایشان (دختر خانم دانشجو) برای خود شما هم تعریف کردند ببینید ایشان مثلا حالا یک کتابی داشتند مطالعه میکردند اولا کتاب را باز میگذارند که حالا دوستشان هم بیایند ببینند وقتی دوستش کتاب را میبیند دیگر او خودش جذب میشود یا مثلا سخنرانی هایی را که از حقیر داشتند ایشان میبردند به برخی از دوستانش میدادند منتها خیلی ایشان دقیق این کار را انجام میدادند یعنی اینکه (برای افزایش اثر بخشی) ترتیب و توالی این سخنرانی‌ها را رعایت میکردند.

مثلا اول سخنرانی هایی را که مربوط به حوزه صهیونیسم بوده چون آنها یک سری جذابیت‌های خاص داشته اول آنها را می‌داده وقتی طرف یک مقدار جلوتر می‌آمده با این مباحث آشنا می‌شده و بعد از آن آرام آرام  سخنرانی هایی (که در آن ) به معرفی اهل بیت ما پرداخته بودیم را به اینها می‌داده و همین ایشان باعث شد که خدمت شما عرض بکنم که تا الان اشتباه نکنم ده-یازده نفر با همین روش یعنی اول سخنرانی‌های بنده را می‌داده بعد اینها گوش می‌کردند بعد نهایتا وقتی طرف دیگر آماده پذیرش مذهب تشیع می‌شد شماره بنده را به ایشان می‌داد اینها تلفنی سوال می‌پرسیدند بعضی از تلفن‌ها ما داشتیم تا یک ساعت, یک ساعت و نیم هم طول می‌کشید.

بعد اینها حضوری تشریف می‌آوردند دفتر ما و شهادتین می‌خواندند و به مذهب حقه تشیع ورود پیدا میکردند و قطعا ایشان وسیله اصلی این جریان هستند و عرض کردم کافی بود ایشان بد اخلاق باشد کافی بود  ایشان تظاهر به راستی و روراستی بکند مردم تشخیص می‌دهند و هیچگاه ایشان موفق نمی‌شد.

استاد ایشان تا چه اندازه ای از کمک‌ها و حمایت  شما در این مسیر استفاده کردند؟

 ببینید من تا جایی که بحث، پشتوانه علمی نیاز داشته باشد و پاسخ به شبهه ای را بخواهد بنده به ایشان انتقال میدهم و به ایشان  میگویم اگر خودت نمیتوانی درست انتقال بدهی خودم برایشان ایمیل میکنم یا خدمت شان عرض می‌کنم: بگویید خود طرف با من تماس بگیرد. یک بحث در واقع حمایت علمی این جریان است و هر بار که ایشان موفق میشود (در واقع وسیله میشود) یک نفر به مذهب گران سنگ تشیع ورود پیدا بکند، این خودش یک انرژی مضاعف است و این خودش بزرگترین حمایت است و اصلی‌ترین حمایت، حمایت خداوند متعال و اهل بیت است در این هیچ شکی نداریم منتها اینکه حمایت‌های دیگری  چه میتواند باشد بنده  واقعا حضور ذهن  ندارم چون مسئله دیگری هم نیست مطلبی که ما خدمت این بزرگوار عرض میکنیم اینکه همیشه میگوییم:

آنجا وحدت بین شیعه و سنی حفظ بشود و حتی بین بقیه هموطن هایمان که از اقلیت‌های دیگر هستند، مسیحی هستند، کلیمی هستند، (هر چه)، اینها بالاخره به عنوان یک انسانهایی که در کنار همدیگر داریم زندگی میکنیم، با هم گریه کرده ایم، با هم خندیده ایم، با هم جنگیدیم اینها عوامل مشترک بسیار زیادی است که ما را به هم پیوند می‌دهد مبادا خدشه ای وارد شود و فقط با عقلانیت و مهربانی آن هم هیچ اصراری وجود ندارد که فردی را به زور، انسان هدایت بکند بلکه وقتی طرف خودش ابراز علاقه میکند مثلا سی دی سخنرانی را شنیده یا فرد نمی‌دانسته که در دین من و مذهب خودش  چنین مواردی هست یا در تشیع، فرد می‌گوید من اشتباه درباره تشیع فکر میکردم مثلا در فلان شبکه ماهواره ای شنیده بودم شیعیان مثلا این کار را انجام می‌دهند بعد که مثلا سخنرانی رائفی را شنیدم او میگوید که نخیر اینطور نیست و پاسخ هم داده است من میخواهم با این آدم صحبت بکنم من میخواهم شبهه ام برطرف شود؛ خب اینها دانشجو هستند اینها استدلال میخواهند وقتی شما با زبان استدلال صحبت بکنی و از آنجایی که اینها جانشان و روحشان پاک است و آرمانگرا هستند خیلی ساده این اتفاق می‌افتد حتی مواردی بوده که در عرض چهل و پنج دقیقه استدلال آوردن ایشان مثلا ادعا کرده که میخواهد شیعه شود منتها بنده نپذیرفتم گفتم برو فکرهایت را بکن. هی تماس می‌گرفته می‌گفتم نخیر برو فکرهایت را بکن. سه چهار مرتبه تماس گرفته گفته مطمئن مطمئنم. گفتم حالا بیا.  اینجوری نیست که ما مثلا دنبال آمار خاصی باشیم، نه.

نکته ای باید اینجا مد نظر قرار بگیرد: که ببینید در اینجا  این یک اشل کوچک دارد  اتفاق می‌افتد. تا الان 238  نفر تا همین جمعه ای که یکی دیگر ازحالا به غیر از این مواردی که بوده، روز جمعه هم یک عزیزی به مذهب تشیع گرویدند تا الان شده 238 نفر.

به  نظر خود من این آمار برای یک مؤسسه کوچک خیلی عالی است و تازه اینها کسانی هستند که به ما رجوع کرده اند آنهایی که جاهای دیگر بودند تلفنی اعلام کردند ما اینها را اصلا وارد این آمار نکردیم خب اگر همین رویه و این تجربیات ما استفاده شود من فکر میکنم برای مؤسسات دیگر هم و نهادهایی که در این زمینه دارند فعالیت می‌کنند می‌تواند مفید باشد.

 استاد رائفی پور پیشنهاد شما برای جوانان هم سن و سال ایشان و هم فکرهایشان که علاقه دارند وارد این مسیر شوند چیست و فکر میکنید به چه شکلی باید عمل بکنند؟

 ببینید بنده پیشنهادم به جوانان و همه کسانی که حالا این جوان الزاماً دانشجو نیست به قولی کسانی که دیروز هم جوان بودند یا 50-60 سال هم سنش باشد بازهم فرقی نمیکند اینکه اول تا مسئله ای برای خود آدم روشن نشود بخواهد از آن دفاع بکند مزدور است .

یعنی ما اول باید یک مسئله ای برای خودمان جا بیفتد به حقانیتش پی ببریم اول خودمان مطالعه کنیم به جانمان بنشیند آنچه  از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.

این نکته اساسی است و این را هم عرض بکنم بحث اهل بیت و دفاع از مکتب اهل بیت در دل انسان گنه کار نمی‌نشیند؛ یعنی شما هزاران کتاب هم بخوانید (مطالعه داشته باشید) اگر به سمت ترک گناه نروید و به سمت خودسازی نروید شما آن جان مطلب را نمیگیرید. من خیلی وقت‌ها شده مثلا یک مطلب، نکته بسیار ظریف و شیرینی را مثلا در موردی، در دفاع از مکتب حقه اهل بیت پیدا کرده ام به فردی گفتم که خیلی هم مطالعه داشته اصلا متوجه نشده خیلی ساده از آن گذشته اما فرد دیگری که یک سومش را مطالعه داشته، وقتی گفتم ایشان اصلا دقایقی گریه هم کرده؟

برای چه؟ بخاطر اینکه علم نوری ست که خدا در دلی که بخواهد آن را قرار می‌دهد " العلم نور یقذفه اللّه‏ فی قلب من یشاء."این را باید مدنظرمان قرار بدهیم. در مکتب اهل بیت صراط مستقیم است. صراط مستقیم یعنی عبودیت. "فعبدنی"این نکته اصلی است. نمیشود بدون عبودیت در مکتب حقه اهل بیت کار کرد باید خودمان اول در ترک گناه الگو شویم و آرام آرام خود افراد از ما الگو می‌گیرند.

من اعتقادم بر این است ما نماز خوان هایمان اگر خوب نماز میخواندند همه نماز خوان میشدند و اگر نماز خوان هایمان همه خوب می‌بودند همه نماز خوان میشدند.

به قول آقای پناهیان حرف قشنگی می‌زند، ایشان می‌فرمودند که خیلی از این بی نمازها به خاطر اینکه ما نمازخوانها را دیده اند از نماز زده شده اند.میگوید نماز اگر این است چرا روی این اثر نمی‌گزارد ؟ در واقع باید بر جان بنشیند.

 استاد فکر میکنید که وظیفه مسئولین، علما، اساتید در ترویج شریعت اسلام و مذهب حقه تشیع چیست؟

 ببینید ما وظیفه کوچکمان این است که بیاییم این مکتب حق را به مردم دنیا معرفی کنیم. اصلا من احساس می‌کنم حق الناس است؛ یعنی همین افرادی که الان در ضلالت و گمراهی هستند آن دنیا یقه ما را میگیرند می‌گویند آقا شمای جمهوری اسلامی, شمای رائفی, شمای X, شمای y, چرا به ما معرفی نکردی شما که تلویزیونش را هم داشتی شما که شبکه ماهواره ای ات را هم راه انداختی خب چرا این مطلب را به ما معرفی نکردی اگر به ما می‌رسید این مطلب، ما می‌پذیرفتیم یا اگر ما استدلال‌های قوی شما را می‌شنیدیم می‌پذیرفتیم پس مقصر شمایید.

واقعا چه کار کردیم؟ ببینید اینکه ما بخوانیم افراد را به امام زمان جذب کنیم ،  اول باید این افراد را بخوانیم به دین مان و بعد بگوییم این دین بی امام زمان فایده ای ندارد. وآنجاست که ما به هدف اصلی انقلاب مان رسیده ایم.

اصلا هدف اصلی انقلاب ما ظهور بوده." خدایا خدایا  تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما"  یعنی چه؟

یعنی چه وقتی حضرت امام می‌فرمایند که اگر مسئولی در نظام اسلامی نگاه مهدوی نداشته باشد خائن است؟ خب این خیلی حرف ثقیل و سنگینی است. مسئولیت بسیار بالاست «کُلُّکُمراعٍ، وکُلُّکُم مَسئولٌ عنرعیَّه»همه ما مسئولیم و باید آن دنیا جواب بدهیم. در مورد مردم مسئول این مد نظر  نیست که فقط یک فرد خاصی  یک اتیکت خاصی خورده, شغلش و شخصیت حقوقی اش.

نخیر همه ما مسئولیم. علی الخصوص  آن افرادی که حالا حقوق این کار را هم دارند می‌گیرند.

آنها باید بیشتر دقت بکنند. ببینید دست هایی در کار است که اسلام را دین خشونت نشان بدهد. تشیع را دین خشونت نشان بدهد. دین تروریسم نشان بدهد. کسانی که از وهابیت دفاع می‌کنند دوست دارند، تمایل دارند تا وهابیت تابلوی اسلام باشد. من یادم است اساتید امریکایی ضد صهونیست آمده بودند ایران. 25 نفری بودند. من برای اینها سخنرانی میکردم. میگفتم این وهابی‌ها همانطور که خبرنگارهای شما را میکشند ما را هم میکشند. ما هم مسلمانیم.

اینها خیلی برایشان جالب بود. بعد میگفتند شما چه شاخه ای از اسلام هستید؟ وقتی میگفتیم ما شیعه ایم، میگفتند شیعه یعنی چه؟ وقتی به مسیحی‌ها میگفتیم ما هم قائل به بازگشت حضرت مسیبح هستیم اصلا اینها احساس قرابت میکردند. من خودم با یکی از ارامنه در اصفهان صحبت میکردم. ایشان میگفت«الهم عجل الولیک الفرج» گفتم چرا تو این را میگویی؟ تو که ارمنی هستی.

گفت که مگر شما نمیگویید امام زمان و حضرت مسیح با هم می‌آیند؟ گفتم چرا، گفت خب الحمد الله! بگذارید امام زمان بیاید تا حضرت مسیح ما هم بیاید.

ببینید این یعنی اشتراک، یعنی نقاط اشتراک را پیدا کردن. این یعنی همان تو دهنی به دشمن زدن. در واقع ما باید مسیر اصلی مان را در همین طریق قرار بدهیم تا به موفقیت برسیم بالاخره این چیزیست که مجرب است. یعنی ما تجربه کردیم و نتیجه گرفتیم.

 و کلام آخر استاد.اگر نکته ای فکر میکنید باقی مانده بفرمایید.

ببنید، خدمت شما عرض بکنم ما یک جریان را شروع کردیم. به این شکل که از دشمن شناسی شروع کردیم بعد رسیدیم به دوست شناسی، به خود شناسی.

 ببینید قرآن میفرماید«یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله» یعنی اول باید دشمن شناس باشی، اول باید خط و مرزت را نسبت به کفر و طغیان نشان بدهی، اول باید کافر شوی به طاغوت و بعد مومن به خدا «یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله» یعنی می‌بینید قرآن این را مقدم می‌داند.

این حرف عادی من نوعی نیست. این حرف خداوند متعال است. ما میگوییم «لا اله» بعد میگوییم «الا الله» اول آن خدایان دروغین را کنار میگذاریم «لا اله» الا الله، ما فقط یک خدا را می‌شناسیم اما این یک خدایی را که میشناسیم از طریق سلب به وجود آمده.

یعنی کارهای سلبی و ایجابی باید در کنار همدیگر باشد. ما در زیارت عاشورا اول صد تا لعن می‌فرستیم بعد صد تا سلام. خب اینها مثالهایی ا ست که نشان میدهد باید در حوزه دشمن شناسی کار کرد.

ببینید بنده در سخنرانی‌ها می‌آیم صهیونیسم را معرفی میکنم. شیعه، سنی، مسیحی، یهودی می‌آیند پای صحبت می‌نشینند و لذت هم     می برند. می‌گویند خدا خیرت بدهد، بله این صهیونیست‌ها آدمهای بدی هستند، یهودی هم می‌گوید من از صهیونیست‌ها بیزارم، مسیحی هم می‌گوید من از اوینجلیست‌ها [صهیونیست‌های مسیحی] بیزارم، مسلمان هم می‌گوید من از آن کسانی که حاضر و قائل به تشکیل دولت رژیم صهیونیستی هستند بیزارم.

بعد از آن ، اینها خودشان این را می‌بینند که عجب! علم مبارزه با اسرائیل فقط در دست جمهوری اسلامی است و اگر کشورهای دیگر هم دودی دارند از آتش جمهوری اسلامی است. بعد می‌گویند خب این جمهوری اسلامی چیست؟ (ایدئولوژی اش چیست ) بعد می‌بینند عجب! مبنای شکل گیری جمهوری اسلامی فقاهت شیعی است.

خب این روشی ست که ما استفاده کردیم جواب هم گرفتیم. این 238 نفری که عرض کردم حالا تا الان خداوند متعال لطف کرده به بنده حقیر که وسیله شدم این اتفاق بیفتد خب اینها از همین مسیر نتیجه گرفتند، یعنی فرد سخنرانی ما را اول درباره فراماسونری و صهیونیسم گوش کرده بعد آمده این طرف. تازه اینها عرض کردم کسانی هستند که رجوع کرده اند.

افرادی که تماس تلفنی گرفتند، ایمیل‌های مختلف زدند را حساب نمی‌کنیم من فقط یک مورد برای شما عرض بکنم:

در مشهد برنامه داشتم یکی از هم کیشان افغانی عزیز ما به بنده عرض کرد من سی دی شما را گرفتم به دانشگاه کابل بردم تا الان نزدیک 200-210 نفر تا الان آنجا شیعه شده اند.  پیغامی برای آنها دارید یا نه.

حتی قرار شد برنامه ای بگذارند و آنها به یک سفر زیارتی به مشهد مقدس بیایند و ما هم قول دادیم برایشان یک سخنرانی برویم.

 ببینید یک سی دی؛خب بیایید همین سیستم را در شبکه‌های ماهواره ای استفاده کنید. امروز ما نباید ترس از این داشته باشیم که آی جوان ما دارد مسیحی میشود، آی جوان ما  نمیدانم دارد در خوزستان وهابی میشود، آی جوان ما...

نخیر! استدلال به این جوان ندادی که اینطور شده وگرنه ما قائل بر این هستیم که شما بروید همان جوان مسیحی را بیاور، شما با او با عقلانیت صحبت بکنید او دنبال حق می‌گردد.

شما نگران نباش که جوانت دارد می‌رود چون خود تو برنامه ات را تدافعی چیده ای تهاجمی نه.

اینکه بروی توهین بکنی به کسی نتیجه ای نمی‌گیری باید مؤدبانه و در فضای حسن تفاهم  باشد .

ببینید بنده در همین کشور خودمان در سنندج سخنرانی داشته ام، مهاباد سخنرانی داشته ام ، بندر ترکمن سخنرانی داشته ام، زاهدان سخنرانی داشته ام، خواف سخنرانی داشته ام اکثریت جمعیت اهل سنت بوده اند. اگر شما یک مورد پیدا بکنید که یک جنجالی در این سخنرانی‌ها پیش آمده باشد.

همه نشسته اند مطالب مان را هم عرض کردیم. وحدت یعنی این، در فضای حسن تفاهم صحبت کردن، در مورد اشتراکات صحبت کردن.

اما این به این معنی نیست که از حق خودمان بگذریم، این به هیچ وجه به این معنی نیست. نخیر ما حق مان را هم قبول داریم ما دنبال حرف خودمان هستیم، اعتقاد داریم که این حرف، حرف حساب است. حاضریم محاجه هم بکنیم، حاضریم ما بیاییم دلیل هم بیاوریم برای هر کسی که اهل دلیل و اهل حق و اهل منطق و اهل ادب است.

این بهترین روش است و نکته ای هم عرض بکنم در انتهای صحبتم این که بنده هیچوقت، حالا این اتفاقاتی که افتاده است لطف اهل بیت بوده خودم را خدا شاهد است به اندازه یک سیم میکروفن هم دخیل نمیدانم.

تمام افرادی را که من به ضرس قاطع میگویم، با من ارتباط گرفتند وشیعه شدند وقتی من بررسی میکنم می‌بینم خود این فرد یک گوهر وجودی داشته است .

فردا امثال من رائفی نیایند خودشان را واسطه قرار بدهند بگویند من 238 نفر را تا کنون شیعه کرده ام. این غلط است.

برو شکر کن که خدا خواسته تو وسیله باشی. حالا چهار تا حرف را هم رفتی این طرف و آن طرف زدی حرف علما بوده تمام شد و رفت.

ما خودمان را درست بکنیم، خودمان را پاک بکنیم، قلب مان را آینه بکنیم نور اهل بیت وقتی بتابد به این قلب عین آینه نور اهل بیت را  به طرف مقابل می‌تاباند. حرف اهل بیت را برویم بزنیم. بعضی اوقات ما تحلیل‌های بیخود خودمان را هم قاطی میکنیم، اینها به درد              نمی خورد.

حرف اهل بیت را بزنید، حرف اهل بیت خریدار دارد علی الخصوص در همین آخرالزمان که همه می‌گویند فتنه‌ها سنگین میشود.

از شما و همه مخاطبین برنامه تان هم تشکر میکنم. امیدوارم که همه بزرگواران ما را از دعای خیر خودشان دریغ و فراموش نکنند.

تعجیل در فرج قطب عالم امکان، حضرت صاحب الزمان صلواتی عنایت بفرمایید.


کلید واژه های مطلب: متن   مصاحبه   صوتی   خبرنگار   وبگردی   خبر20   30   بااستادرائفی   پور   shia   muslim   

نظرات

فقط اعضای سایت قادر به استفاده از بخش نظرات هستند.