گفتگوی اختصاصی مصاف با هادی محمدی کارشناس سیاسی منطقه

گفتگوی اختصاصی مصاف با هادی محمدی کارشناس سیاسی منطقه shia muslim                   
موسسه مصاف ایرانیان در نظر دارد به زودی گفت و گوهای ویژه ای در حوزه‌های صهیونیزم جهانی، تحولات منطقه، مهدویت، محور مقاومت و هر آنچه با اهداف موسسه مرتبط است را با کارشناس‌های ارشد حوزه‌های مذکور تهیه کرده و در اختیار شما مهدی یاوران گرامی قرار دهد.

در منطقه چه خبر است؟

مصاحبه با هادي محمدي كارشناس سياسي منطقه


� دشمن پس از جنگ 33 روزه اسرائيل در لبنان و چند جنگ در غزه به سراغ سوريه آمد و پنج سال است كه ادامه يافته و به جايي رسيده كه الان هست. برخي اين ايستادگي را به خودي خود، نوعي پيروزي مي‌دانند. گذشته از اين، الان دشمن در وضعيت فعلي از معادله سوريه دنبال چيست و اهدافش در كوتاه مدت و بلند مدت چيست؟

● اگر از زاويه جنگهاي اسرائيلي از 2006 به اين طرف بخواهيم به منطقه و سوريه نگاه كنيم،‌بايد بگوييم كه يك چيزي كه در وينوگراد(گزارش علل شکست اسرائیل ازحزب الله درجنگ 33 روزه) اسرائيلي‌ها به جمع‌بندي رسيدند، مكانيزم قدرت حزب الله و مقاومت يكي از عوامل اصلي ناكامي آنان تلقي شده است. شيوه قدرت سازي و جنگ و سازوكارهاي حمايتي‌اش يكي از اصلي‌ترين موضوعاتي بوده كه اسرائيلي‌ها در جمع‌بندي جنگ به آن رسيده است.

از نظر اسرائيل هر چيزي كه بتواند هسته اصلي مقاومت را تضعيف يا متلاشي كند،‌در دستور كار و در اولويت امنيتي ملي و موجوديتي اسرائيل است.

احساس ميكنند براي زدن حزب الله،‌زدن سوريه حياتي است. براي تضعيف معادله مقاومت، تضعيف سوريه تا هر ميزاني كه ممكن باشد،‌در دستور كار است. هر چند سقف اهدافشان بالاتر از اين بود اما الان طولاني كردن و فرسايشي كردن جنگ يكي از اهداف مرحله‌اي كنوني است.

اسرائيل ميگويد كه اگر از طريق ابزار تروريسم نتوانند شبكه مقاومت منطقه‌اي را فشل كنند،‌بايد يك برنامه امنيتي متكي بر جريان تكفيري اجرا كنند تا بي‌ثباتي امنيتي را هم در سوريه هم در عراق استمرار بدهند تا نگذارند پيروزي مقاومت چشيده شود. لذا اهداف كوچك و بزرگ و بلند مدت و كوتاه مدت در دستور كار است.

از نگاه فرامنطقه‌اي ،‌آمريكا معادله قدرت را در سطح منطقه آسيب‌ديده، مشاهده كرده و هژومني خود را كه آسيب ديده ميخواهد بازسازي كند. اين كار براي آمريكا ضروري است. آنها نميتوانند معادله منطقه‌اي را در زماني كه ايران در حال مشكل سازي است،‌رها كنند و به سراغ روسيه و چين بروند. پس تضعيف محور مقاومت در منطقه زمينه‌ساز جنگ نهايي با روسيه و چين است. آمريكا در منطقه دنبال نظم امنيتي مطلوب خود است.



�‌ امروز كه هيچ طرفي قدرت غلبه قطعي ندارد،‌هدف چيست.. هنوز فرسايش دادن محور مقاومت است يا هدفهاي ديگري هم هست؟

● برآوردي كه آمريكايي‌ها از يك سال حضور روسيه در سوريه دارند اين است كه اين پروژه نيابتي تروريسم در سوريه و عراق بسرعت دارد،‌نفسهاي آخر را ميكشد و بايد هر چه سريعتر در آن دخالت كنند و اين روند را كند كنند. اين در دستور كار آمريكا و اسرائيل هستند. بنابراين ميبينيم كه اسرائيلي‌ها خيلي راحتتر و آشكارتر از گذشته در اتفاقاتي كه به سود ارتش در جنوب سوريه رخ مي‌دهد مثلا در قنيطره،‌ واكنش نشان ميدهد. حاضرند رسوايي پيوند خودشان با گروههاي تكفيري ‌النصره و داعش را بپذيرند،‌ اما آنچه ميخواستند محقق شود،‌ حتي الامكان در سوريه به دست بيايد. ميبينيم كه آمريكايي‌ها از يكسال حضور روسيه در سوريه، ‌احساس خطر ميكنند. آمريكايي‌ها مي‌بينند كه هدف اصلي آنان در منطقه كه بازآفريني يك نظم بروزشده قدرتي هست كه تحت كنترل آمريكا باشد، احساس خطر ميكنند. امروز اگر به رفتار سياسي و امنيتي مقامات آمريكا نگاه كنيم، اين ناراحتي و استيصال را ميتواند خوب مشاهده كرد. لذا اصرار بر مسئله حلب، و عزم روسها براي تمام كردن كار تروريستها در حلب آمريكا را بشدت نگران كرده است. در نتيجه ميتوان گفت كه هدف آمريكا در مقطع فعلي ايجاد نوعي آشفتگي است تا ببينند ميتوانند روند فرسايشي را ادامه بدهند يا اينكه بايد كشورهايي مانند تركيه و عربستان را وارد معركه كنند.



شما ميبينيد كه الان تركيه كه وارد جرابلس در خاك سوريه شده است،‌عملا در حال اشغال خاك سوريه است. همچنانكه ميبينيد اكنون پرچم تركيه بر سر در بيمارستان جرابلس نصب شده است. اصرار آمريكايي‌ها براي اينكه تركيه را بكشانند در سوريه، به نحوي ديگري نميتوان تفسيرش كرد. تصور ميكنم برخي اقدامات نظامي يا جابه‌جايي‌هاي تسليحاتي كه مي‌بينيم، نشان ميدهد كه آمريكا قصد دارد به جز تركيه و عربستان، در فاز جديد تحولات سوريه، ناتو را نيز وارد معادله كند. منتقل كردن 17 فروند هواپيماي آواكس ناتو در منطقه تحت عنوان مضحك مبارزه با تروريسم نشاني بر همين مدعاست چرا كه يك فروند آن براي منطقه عراق و سوريه كافي است اما اين تعداد دو پيام دارد؛ اول اينكه ناتو ميخواهد وارد معادله شود، دوم اينكه تعداد اين هواپيماها بزرگتر از حجم جنگ نمايشي بر عليه داعش است. اين مسئله فراتر از پرونده سوريه و عراق است . به نظر ميرسد اين مسئله صف‌آرايي جديد ناتو در مقابل روسيه است تا آن را از منطقه بيرون كنند.

� با وضعيتي كه محور مقاومت در منطقه دارد، ‌افكار عمومي حامي محور بايد ضمن هشياري نگران باشند يا اينكه خير، وضعيت خوب است.

● خير. آمريكا در سطح ملي و منطقه‌اي ابزارهايي در اختيار دارد. ما ميتوانيم به اينها نگاهي بكنيم ببينيم كه آمريكايي‌ها چه وضعيتي دارند و مشاهده كنيم كه ميتوانند براي ما نگران‌كننده باشند يا خير. آمريكايي‌ها بشدت در محيط داخلي،‌ با يك كاهش مشروعيت روبه‌رو هستند. مردم مثل دهه‌هاي گذشته به انتخابات رياست جمهوري نگاه نميكنند. انتخاب بين (هيلاري) كلينتون و (دونالد) ترامپ را انتخاب بين يك جنگ‌افروز و يك احمق مي‌بينند. شرايط اقتصادي،‌انسجام دستگاه‌هاي مجري سياست‌هاي امنيتي مثل پنتاگون و.. بسياري از مولفه‌ها مثل هماهنگي سنا و مجلس نمايندگان و كنگره با كاخ سفيد، رفتارهاي متوازن ميان جمهوري‌خواهان و دموكرات‌ها وارد فضاي متشنجي در مقايسه با گذشته شده. آمريكايي‌ها الان آمادگي ورود به تصميم‌هايي ندارند كه اقدام به آن،‌ هزينه‌هاي فوق‌العاده روي دست آمريكا بگذارد. اگر چه مثلا آقاي اشتون كارتر (وزير دفاع آمريكا) در آخرين موضع‌گيري خودش اعلام ميكند كه حق استفاده از سلاح اتمي را براي حركتهاي پيش‌دستانه آمريكا محفوظ ميداند كه البته روي سخنش با چين و روسيه است، اما اين سخن نشان دهنده نوعي آشفتگي براي آمريكاست. آمريكايي كه قبلا با ابزارهاي ساده و استحكام و قدرت بي‌چون و چرا سياستهايشان را پيش مي‌بردند اكنون مجبورند كه مانند بازيگران كوچك با عربده‌كشي سياست خود را تثبيت كنند. اين مسائل نشان‌دهنده ثبات در تصميم‌گيري و قدرت آمريكا نيست. بازيگران منطقه‌اي متحد آمريكا در پروژه عراق و سوريه، كه عربستان، قطر و تركيه هستند، اينها نيز شرايطشان به طور كلي، مناسب نيست.