۳۶ سال گذشت، دریغ از یک "آرگو"ی ایرانی!

۳۶ سال گذشت، دریغ از یک "آرگو"ی ایرانی! shia muslim                   
وضعیت تولید دو فیلم سینمایی که بنا بود با موضوع تسخیر لانه جاسوسی تولید شوند / در این سال‌ها حتی ۱۰ فیلمنامه با این موضوع با قابلیت تولید کار سینمایی ارائه نشده است!

 

سیزدهم آبان ۹۴ دقیقا سی و ششمین سالگرد تسخیر لانه جاسوسی آمریکاست. در ۱۳ آبان ۵۸ تعدادی از دانشجویان پیرو خط امام(ره) در اعتراض به دخالتهای مداومی که از دهه سی خورشیدی به بعد توسط دولتمردان آمریکایی و عمال شان در ایران صورت گرفته بود سفارت این کشور در ایران را به اشغال خود درآوردند و سعی کردند با تسخیر سفارت صدای اعتراض خود را به گوش سران کاخ سفید برسانند.

تسخیر سفارت که خیلی زود از جانب امام خمینی(ره) بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران به "انقلاب دوم" نامگذاری شد چه به لحاظ ریشه های شکل گیری رویداد که به سالها قبل و فروپاشی دولت ملی مصدق بازمی گشت چه به لحاظ واقعه نگاری آنچه در بطنش روی داد می توانست زمینه ساز ساخت چندین درام سینمایی و سریال تلویزیونی شود اما عجیب است که با گذشت ۳۸ سال یعنی نزدیک به ۴ دهه از این اتفاق سینماگران ایرانی کمترین کاری در برابر این اتفاق انجام نداده اند.

اصلی ترین بهانه ای که برای این کم کاری آورده می شود نیز خلأ منابع مالی موردنیاز برای تولید چنین پروژه هایی است اما واقعیت امر این است که در این نزدیک به چهل سال حتی ده فیلمنامه با قابلیت کار برای تولید اثری سینمایی یا تلویزیونی مرتبط با تسخیر سفارت به نهادهای مسئول ارائه نشده است که بخواهیم درباره چرایی عدم تخصیص بودجه به آنها حرف بزنیم.

 

*دو تهیه کننده ای که پیگیر تولید پروژه هایی مرتبط با تسخیر سفارت بودند

اگر بخواهیم به پیگیرترین سینماگرانی که قصد داشته اند پروژه هایی مرتبط با تسخیر سفارت را به تولید برسانند اشاره کنیم ردپای دونفر پررنگتر از بقیه است؛ یکی سیدجمال ساداتیان است تهیه کننده شناخته شده سینمای ایران و صاحب آثاری چون "به رنگ ارغوان"، "چهارشنبه سوری"، "شوریده" و "آذر شهدخت پرویز و دیگران".

نفر دوم ایرج تقی پور است که طی سالهای فعالیتش به عنوان تهیه کننده بیشتر علاقه داشته بر ایده های متفاوت سینماگرانی چون مسعود کرامتی، اصغر فرهادی و سعید ابراهیمی فر در آثاری چون "روز کارنامه"، "رقص در غبار" و "مواجهه" کار کند.

 

*ساداتیان: هیچ حمایتی صورت نگرفت و ما هم قید کار را زدیم

سیدجمال ساداتیان چند سال قبل از علاقه اش برای ساخت فیلمی با محوریت تسخیر لانه جاسوسی سخن گفت. او قصد داشت این پروژه را با نام اولیه "تسخیر سفارت آمریکا" با مشاوره های یکی از چهره های مطرح در جریان تسخیر سفارت یعنی ابراهیم اصغرزاده به سرانجام برساند.

 او دو سال قبل نشستی مطبوعاتی را هم درباره چگونگی راه اندازی این پروژه برگزار کرد و از حضور یک گروه از نویسندگان برای نگارش فیلمنامه کار خبر داد.

ساداتیان حتی از این گفت که این فیلم به جای یک کارگردان توسط چند کارگردان ساخته شده و علاوه بر استفاده از منابع مطالعاتی غیرفارسی برای نگارش فیلمنامه، تعدادی بازیگر خارجی نیز در کار حضور خواهند داشت.

با این حال دو سال بعد از آن نشست و آن حرفها هیچ اقدام عملی درباره این پروژه صورت نگرفته است.

ساداتیان درباره چرایی این ماجرا می گوید: وقتی حتی از تولید پروژه ای در گونه دفاع مقدس هم از ما حمایت صورت نمی گیرد دیگر حرف زدن از پروژه سینمایی تسخیر سفارت بیهوده است.

وی ادامه می دهد: هیچ حمایت عملی صورت نگرفت و ما هم پشت دستمان را داغ کردیم که سراغ چنین سوژه هایی برویم.

ساداتیان که یک فیلم آماده اکران به نام "جامه دران" را در کارنامه دارد درباره اینکه فکر می کند چرا از چهره هایی مجرب برای تولید چنین پروژه های استراتژیکی حمایت نمی شود بیان می دارد: مشکل نگاه متضادی است که ارگانهای حامی با نگاه امثال ما دارند. ما سعی می کنیم در اثر خود به عنوان ناظری بی طرف به ارائه شرح ماوقع بپردازیم اما آنها سعی دارند خیلی سفارشی و کلیشه ای کار را پیش ببرند و طبیعی است که تعارض این دو نگاه مشکل ساز می شود.

 

*تقی پور: مدیران فارابی وعده هایی داده اند...

"دیدار در شرمیتوو" عنوان پروژه ای بود که ایرج تقی پور می خواست منطبق با اتفاقات منجر به ماجرای تسخیر سفارت آمریکا بسازد. تقی پور در آخرین روزهای عمر دولت دهم از تلاشهایش برای ساخت این فیلم سخن گفت و در آن برهه زمانی از کمال تبریزی که او نیز یکی از درگیران ماجرای تسخیر سفارت بود به عنوان کارگردان پروژه نام برد.

با این حال سه سال از طرح ایده ساخت "دیدار در شرمیتوو" گذشت و این فیلم هم حتی به پیش تولید نیز نرسید.

البته که در این سه سال اقدامهای عملی برای نگارش فیلمنامه این فیلم توسط فرهاد توحیدی و البته تغییر کارگردانی آن از تبریزی به همایون اسعدیان صورت گرفت و رایزنیهایی نیز برای جلب حمایت برخی ارگانهای سینمایی جهت تولید صورت گرفت اما باز هم اتفاق عملی رخ نداد.

"شرمیتوو" نام فرودگاهیست در مسکو روسیه و از آنجا که بخشی از داستان "دیدار در شرمیتوو" در این فرودگاه روی می دهد نام فیلمنامه هم بر همین اساس انتخاب شده است. حتی در برهه هایی از زمان از مشارکت آلمان ها در تولید این فیلم سخن گفته شد و البته از فیلمبرداری بخشهایی از کار در روسیه ولی در نهایت همچنان این پروژه هم وارد پیش تولید نشد.

تقی پور نیز به مانند ساداتیان عدم حمایت ارگانهای متولی را دلیل به نتیجه نرسیدن چنین پروژه هایی می داند و می گوید: با بسیاری از ارگانها رایزنی داشتیم و صحبتهای فراوانی هم صورت گرفت و در حرف همگان از حمایت گفتند اما به پای پروسه عملیاتی کار که رسیدیم هیچ کس جلو نیامد.

وی درباره دلیل عدم حمایت بیان می دارد: شاید یک دلیل اش این باشد که مدیران ما نمی خواهند درگیر پروژه هایی شوند که برایشان حاشیه ساز شود.

تقی پور با اشاره به اینکه اخیرا صحبتهایی از سوی یکی از ارگانهای دولتی برای حمایت از تولید این فیلم صورت گرفته خاطرنشان می سازد: اخیرا مدیران سینمایی فارابی وعده هایی را برای حمایت از تولید دادند که امیدواریم واقعا جدی باشد و این کار به سرانجام برسد.

 

*تعارض دیدگاههای مدیران و سینماگران

فارغ از آن دسته از سینماگران که به دلایل مختلف که یکی از آنها سختیهای کار مطالعاتی بر پروژه های تاریخی است سراغ این قبیل کارها نمی روند از فحوای کلام دو تهیه کننده ای که اتفاقا پیگیر تولید پروژه هایی با تسخیر سفارت بوده اند این طور استنباط می شود که همچنان مشکل اصلی نوع نگاه ارگانهای حامی چنین پروژه ای است.

به نظر می رسد نهادهای حامی بیشتر دوست دارند سینماگران درگیر در این پروژه ها را صرفا به چشم اپراتورهایی ببینند که منطبق با خواسته های آنها کار را پیش می برند و همین می شود که چنین پروژه هایی عملیاتی نمی شود.

این تعارض دیدگاه اما بیشتر از آن که به نفع مصالح ملی مملکت ما باشد به زیان ماست چراکه کم کاری ما مواجه می شود با تولید محصولی تحریف آلود چون "آرگو" که فقط با یک نریشن چند دقیقه ای ارتباط سمپاتیک را با مخاطب گرفته و سپس ۹۰ دقیقه دروغ تحویل او می دهد.

 

*پس چه باید کرد؟

تا اینجا هرچقدر کم کاری کرده ایم بس است؛ برای اینکه به نسل جوان و نوجوان مان تصویرسازی درستی از اتفاقات منجر به تسخیر لانه جاسوسی نشان دهیم فقط یک راه داریم و آن هم دست برداشتن ارگانهای متنفذ از نگاه یک بُعدی و حمایت از چهره هایی که واقعا دوست دارند در این زمینه کاری انجام دهند.

ما نیاز داریم که هم ارگانهای متنفذ و هم سینماگران علاقمند با تعامل و گفتگو به تشریک مساعی برسند و به یکدیگر در مسیر تولید چنین پروژه های استراتژیکی کمک برسانند. پس تا دیر نشده فضای این تعامل را فراهم کنیم.



منبع: رجانیوز

کلید واژه های مطلب: ۳۶   سال   گذشت،   دریغ   از   یک   "آرگو"ی   ایرانی      shia   muslim   

نظرات

فقط اعضای سایت قادر به استفاده از بخش نظرات هستند.