رسانه و تحولات سیاسی (پایان فصل اول)

رسانه و تحولات سیاسی (پایان فصل اول) shia muslim                   
در شماره‎های گذشته از سلسله مقالات نقشه راه با محوریت رسانه، پس از بررسی تاثیر رسانه بر شئون مختلف سبک زندگی، به دو ابزار اصلی رسانه یعنی «فیلم و سریال» و «فضای مجازی» اشاره کرده و این دو را زمینه‎سازان اصلی این تغییر سبک زندگی معرفی نمودیم. در این شماره در نظر داریم تا به تاثیر رسانه در تحولات سیاسی داخلی کشورها و همچنین عرصه بین‎المللی اشاره نماییم و چگونگی عملکرد رسانه در معادلات سیاسی جهان را مورد ارزیابی قرار دهیم.

بسم الله الرحمن الرحیم

رسانه به مفهوم امروزي خود عمري كوتاه دارد ولي مفاهيم قدرت و سياست از قرن ها قبل با زندگي بشر همراه بوده است. با شکل‎گیری رسانه و گسترش مخاطبان آن، تحلیل‎گران و صاحب‎نظران، سياست را مصداق قدرت و رسانه را ابزار اعمال آن می‎دانند. 

در توضیح باید گفت در دنياي معاصر كه گاه عصر رسانه‎ها لقب گرفته‎است، رسانه نقش بسيار مهمي در حفظ و بقاي قدرت هاي سياسي ايفا مي‎كند. 

زادگاه رسانه‎ ها در دنياي معاصر امريكاست. اصطلاحاتي چون «رسانه ها در امريكا متولد شده اند»، «مدياكراسي(1) در برابر دموكراسي» يا «امريكايي شدن سياست» بر نقش و اهميت رسانه‎ ها در شكل‎گيري و تداوم قدرت داخلی و خارجی امريكا تاكيد دارد. به عبارتي رسانه‎ ها نه فقط ستون فقرات صنعت فرهنگي در اين كشور و حتی جهان هستند، بلكه ابزاري براي حفظ قدرت در كنار دولت با تاثیر در افكار عمومي می باشند. تا جایی که امروزه برد و باخت یک دولت در شطرنج سياست داخلي و خارجي، در حد زیادی وابسته به رسانه است.

در بررسي وسايل ارتباط جمعي معاصر چون مطبوعات و خبرگزاري‎ها، مي توان این دسته از رسانه ‎ها را به عنوان مهمترين وسيله ارتباط سياسي از قرن 19 تا اواسط قرن 20 به شمار آورد. 

آنها ابزاري براي پروپاگاندای سیاسی دركشمكش بين دولت‎ها و ناظر برعملكرد حكومت‎ها و از همه مهمتر وسيله‎اي براي آگاه كردن مردم از مسائل مملكتي و اعمال قدرت در جوامع هستند.

رابطه نزديك بين سياست و رسانه را مي توان از امتيازاتي شمرد كه درجوامع مختلف ازسوي حكومت‎ها براي آنها منظور شده است.

به عبارتي نهادهاي سياسي در ابتدايي ترين جوامع تا پيچيده ترين آنها و مهم‎تر از همه در عرصه بین‎الملل و حتی در زمینه دخالت در امور داخلی سایر کشورها، براي اعمال قدرت بدون به كارگيري عامل ارتباطي نمي‌توانند به اهداف خود دست یابند.

چگونگی وقوع کودتای 28 مرداد سال 1332 با رمزی که از سوی رادیو بی بی سی اعلام گردید جزء اولین نمونه‎هایی است که در آن رسانه به صورت آشکار اقدام به دخالت و تاثیرگذاری در اوضاع سیاسی یک کشور و در راستای ایفای قدرت گردانندگان اصلی خود کرده‎است.

البته امروزه به تدریج و با تغییر استراتژی رسانه‎ها در قبال تحولات سیاسی در کشورهای دیگر، دخالت در امور داخلی سایر کشورها تا این اندازه صریح و آشکار نمی‎باشد. بلکه سیاستمداران غرب سعی دارند تا با تغییر تفکر مخاطبان خود و همراه ساختن آنها با منویات(2) غرب، از طریق مخاطبان خود و به صورت غیر مستقیم، آنچه را که در نظر دارند، در کشور مورد نظر اعمال نمایند. بدین معنا که بر فکر و ایده مخاطبان تاثیر گذاشته و آنها را به سمت و سویی سوق می‎دهند که دولتی موافق با سیاست‎های غرب را در کشور خود روی کار آورند و یا این‎که مطالباتی هم‎سو با خواسته‎های غرب از دولت خود داشته باشند.

نکته قابل تامل این است که در اکثر موارد، این رسانه ‎ها با ممزوج ساختن حق و باطل و ارائه آن به افکار عمومی، می‎توانند اعتماد آن‎ها را جلب نموده و با خود همراه سازند و در فرصت مقتضی، خواسته‎ها و تمایلات خود را از طریق این مخاطبان در کشور مطبوع به اجرا درآورند.

از این رو با بررسی پیشینه و چگونگی وقوع انقلاب‎های رنگین و مخملی و سرنگونی دولت‎های مخالف غرب در دو دهه اخیر در‎می‎یابیم که این رسانه‎ها هستند که به منزله زبان گویای سیاستمداران غربی، مردم سرزمین‎های دیگر را تشویق به براندازی حکومت خود و روی کار آوردن حکومتی هم‎سو با منافع غرب می‎کنند.

تا جایی که امروزه اصلی‎ترین ابزارآغاز انقلاب رنگین در یک کشور، رسانه ‎هایی است که مدیریت آن‎ها در دست طرفداران و حامیان امپریالیسم(3) غرب می‎باشد.

بنابراین باید گفت قدرت رسانه نه تنها در عرصه‎های زندگی فردی و اجتماعی بسیار زیاد است بلکه تا اندازه‎ای است که می‎تواند معادلات سیاسی یک کشور و یا منطقه و حتی عرصه بین‎الملل را تحت شعاع قرار داده و مطابق با خواسته مدیران اصلی خود، ساماندهی کند.

پی نوشت:

1. حکومت رسانه ها (تاثیر رسانه بر سیاست)
2. مقاصد
3. امپریالیسم فقط به معنای تصاحب قلمرو ارضی کشورها نیست بلکه به نحو گسترده‌تری با کسب کنترل سیاسی و اقتصادی بر مردم و اراضی، خواه با نیروی نظامی و خواه با ابزارهای زیرکانه تر، مرتبط است. موضوع امپریالیسم سیاست و شیوه‌های دولتی است که غالباً با ابزارهای اقتصادی، قدرت و سلطه خود را گسترش می‌دهد.

 

سخنی کوتاه از نگارنده:

در طول 12 شماره‎ای که پیرامون رسانه و تاثیر عمیق آن بر  افکار، عقاید و شئون مختلف سبک زندگی، از برابر دیدگان شما عزیزان گذراندیم، هدف اصلی این مهم بود که نشان دهیم رسانه به اندازه‎ای قدرت دارد که می‎تواند تمام معادلات کوتاه مدت و بلند مدت زندگی بشری را تحت شعاع قرار دهد و مطابق با هدف مورد نظر خود، ساماندهی کند.

اما مهم این است که ابزار رسانه، امروزه تحت سیطره امپراتوری غرب و تفکر آنگلوساکسون قرار گرفته است و سعی در ترویج تفکرات صهیونیستی در سراسر دنیا دارد و هدف اصلی آن سیطره صهیونیسم بر تمامی جهان است.

با این وجود باید گفت اندکی تلاش و پشتکار کافی است که بتوانیم هیمنه این امپراتوری رسانه‎ای را فروریخته و زمیه صحبت و ابراز نظر آزادانه سایر دیدگاه‎ها مخصوصا دیدگاه الهی و اسلامی، بالاخص تشیع را فراهم آوریم.

اگرچه امروزه رسانه به منزله شمشیر دولبه‎ای است که متاسفانه لبه تیز آن به سوی کشورهای اسلامی مخصوصا شیعیان قرار گرفته‎است اما دو لبه بودن این شمشیر این نوید را به ما می‎دهد که با برنامه‎ریزی مدون و مناسب به جای استفاده بی‎هدف و تفریحانه از این ابزار، می‎توانیم این معادله را تغییر داده و سایر مردم دنیا را با افکار ناب الهی و اسلامی خود آشنا سازیم و با معرفی آنچه ائمه اطهار برای سعادت دنیوی و اخروی نزد ما به ودیعه گذاشته‎اند، زمینه‎ ظهور هرچه زودتر حضرت بقیه‎الله الاعظم  عجل الله تعالی فرجه الشرف را فراهم آوریم. (ان شاءالله)

کلید واژه های مطلب: رسانه   و   تحولات   سیاسی   (پایان   فصل   اول)   shia   muslim   

نظرات

فقط اعضای سایت قادر به استفاده از بخش نظرات هستند.